دوازدهمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر پویا، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:

از همه شما سپاسگزارم که بهموقع در جلسه حضور پیدا میکنید و همانطور که آقای مهندس فرمودند، به «خویشتن خویش» توجه دارید و تلاش میکنید این خویشتن خویش را به نقطهای برسانید که به حال خوش، ثبات و تعادل برسد تا بتوانیم پس از آن، به سایر امور زندگی خود نیز بپردازیم. البته ما در زندگی مسئولیتها و کارهای مختلفی داریم و باید دوباره به خودمان توجه داشته باشیم، اما اگر یک سفر درست داشته باشیم و نکاتی را که آقای مهندس همواره بر آن تأکید میکنند بهدرستی انجام دهیم، میتوانیم از یک خویشتن خویش سالم برخوردار باشیم و مطمئن باشیم که مسائل و مشکلات زندگی را نیز به بهترین شکل حل خواهیم کرد و پشت سر خواهیم گذاشت. من بسیار خوشحالم و از نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. خدمتهایی که در کنگره ۶۰ انجام میدهیم، واقعاً یک نعمت است؛ چراکه انسان در این جایگاهها فرصت پیدا میکند خودش را محک بزند، تواناییهایش را بشناسد و خودش را ارتقا دهد. اگر در کنگره ۶۰ این جایگاهها و شالها وجود نداشتند، فکر نمیکنم کیفیتی که امروز شاهد آن هستیم، به این شکل وجود داشت. من این موضوع را در مقایسه با انجمن دیگری که با آن آشنایی دارم نیز مشاهده کردهام. در آنجا بهجز گرداننده جلسه، جایگاههای مشخصی وجود ندارد و حتی مشخص نیست چه کسی راهنماست و چه کسی راهنما نیست. خود من چندین بار در جلسات آن انجمن حضور پیدا کردم و میخواستم مسیر را به من نشان بدهند، اما نمیدانستم باید صحبت و راهنمایی کدام شخص را اجرا کنم؛ چون جایگاه راهنما بهصورت مشخص تعریف نشده بود. اما ببینید آقای مهندس با چه تدبیری این جایگاهها را در کنگره ۶۰ ایجاد کردهاند تا افراد تلاش کنند و خودشان را ارتقا دهند. همین تلاش باعث ایجاد اختلاف پتانسیل در افراد میشود، حس آنها تغییر میکند و حالشان بهتر میشود. امروز فردی را میبینم که چند سال پیش بهعنوان رهجو وارد کنگره ۶۰ شده است و اکنون در جایگاه راهنمایی قرار دارد. حال او با زمانی که وارد کنگره شد، تفاوت بسیار زیادی دارد. حتی نگهبان محترم جلسه، زمانی که وارد کنگره شدند، با حال نامناسب و درگیر مصرف مواد مخدر بودند، اما امروز در جایگاه راهنمایی قرار دارند. ایشان تلاش کردند و با هر جایگاهی که در کنگره به دست آوردند و هر تغییری که در مسیر خدمتشان ایجاد شد، حالشان نیز تغییر کرد. همه شما نیز همینگونه هستید. باید در کنگره تلاش کنید و جایگاههای مختلف را به دست بیاورید؛ اما این کار برای خودتان است، نه برای فخرفروشی و نه برای اینکه شال بپوشیم و به دیگران دستور بدهیم. فلسفه این جایگاهها این نیست. ما در کنگره ۶۰ به این جایگاهها میرسیم تا خودمان را محک بزنیم، خودمان را قویتر کنیم، تفکرمان را ارتقا دهیم و بتوانیم مسئولیتها و کارهایمان را بهدرستی انجام دهیم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان نیز بسیار سپاسگزارم که چنین شرایطی را فراهم کردهاند. واقعاً ایشان از تفکر بسیار قدرتمندی برخوردار هستند. من گاهی با خودم فکر میکنم با این تدبیر و تفکری که آقای مهندس کنگره را به این زیبایی اداره میکنند، اگر بخواهند همین تفکر را در ابعاد بزرگتری به کار بگیرند، میتوانند کارهای بسیار بزرگی انجام دهند. البته هدف ما در کنگره چیز دیگری است، اما آقای مهندس انسان بسیار بزرگی هستند. من نمیخواهم ایشان را بزرگ کنم؛ چراکه خودشان بزرگ هستند. انشاءالله ما نیز بتوانیم رهجوهای خوبی برای ایشان باشیم. دستور جلسه امروز، وادی هفتم است. داشتم به این موضوع فکر میکردم که از زمانی که وادی ششم را پشت سر گذاشتیم، در تمام آموزشهایی که دریافت میکنیم، میبینیم که عقل نقش بسیار مهمی دارد. دستور جلسه هفته گذشته، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» بود. کسی که عقلش درست کار نکند و از قدرت عقل خود استفاده نکند، نمیتواند فرمانبرداری صحیحی داشته باشد. در وادی هفتم نیز میخوانیم: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» برای یافتن راه باید از نیروی عقل استفاده کنیم و برای برداشت از راهی که پیدا کردهایم نیز دوباره به عقل نیاز داریم. ببینید کنگره ۶۰ چگونه مسیر را برای ما مشخص کرده و نیروهای لازم را در اختیارمان قرار داده است. از اینجا به بعد به ما میگوید که باید از عقل خود استفاده کنید. راه و مسیر مشخص است و همهجا علامتگذاری شده است. مسیر کنگره ۶۰ مانند یک اتوبان است. وقتی در یک اتوبان حرکت میکنید، میدانید در چه نقطهای قرار دارید و چه مقدار از مسیر باقی مانده است. تابلوها و علائم، مسیر را به شما نشان میدهند و حتی سرعت مجاز نیز مشخص است. در کنگره ۶۰ نیز شرایط به همین شکل است. مسیر مشخص و علامتگذاری شده است و افراد میتوانند بهراحتی این مسیر را طی کنند و به درمان برسند.

کار ما بسیار راحتتر شده است؛ چراکه راه برای ما مشخص شده است. حتی در یکی از سیدیهای جدید آقای مهندس نیز اشاره شده بود که در کنگره ۶۰، افراد میتوانند با یک روش مشخص و بهصورت اصولی به درمان برسند و سفر برای آنها مسیر روشن و مشخصی دارد. به نظر من، وادی هفتم مانند یک فرمول است که باید آن را در تمام مسائل زندگی خود به کار ببریم. اگر بخواهیم بگوییم «رمز و راز درست زندگی کردن در دو چیز است»، یکی یافتن راه و دیگری برداشت است. برداشت را میتوان نتیجه نیز معنا کرد؛ یعنی ما باید از مسیری که طی کردهایم، نتیجه بگیریم. در درمان خودمان نیز باید نتیجه بگیریم. اگر از درمان اعتیاد، درمان سیگار یا هر مسئله دیگری که در کنگره دنبال میکنیم نتیجهای نگیریم، پرونده آن مسئله همچنان باز خواهد ماند. باید نتیجه را بگیریم، برداشت را انجام دهیم و سپس به تعبیر خودمان، آن را تا کنیم و در بایگانی قرار دهیم؛ یعنی بدانیم که آن مرحله را پشت سر گذاشتهایم. اگر نتیجه نگیریم و برداشت مناسبی از مسیر نداشته باشیم، دوباره باید به نقطه قبل برگردیم و به قول معروف، مشق خودمان را دوباره بنویسیم. این نکته بسیار مهمی است که وادی هفتم به ما آموزش میدهد و باید آن را در همه امور زندگی به کار ببریم. رمز و راز پیدا کردن شغل نیز همین است؛ باید راه را پیدا کنیم و سپس از آن راه نتیجه بگیریم. در تغذیه و درست غذا خوردن نیز باید راه صحیح را پیدا کنیم و سپس نتیجه آن را در زندگی خود ببینیم. ما بسیار خوشبخت هستیم که بسیاری از این راهها را آقای مهندس برای ما پیدا کردهاند. هر سیدی و هر آموزشی که ایشان ارائه میکنند، در واقع بخشی از یک راه را به ما نشان میدهد. بنابراین کار ما بسیار راحتتر است. آقای مهندس راه را نشان میدهند، اما ما باید آن آموزش را دریافت کنیم و نتیجه آن را برای خودمان به دست بیاوریم. باید آن دریافت و برداشت را برای خود داشته باشیم و تکتک ما به نتیجه برسیم. اگر به نتیجه نرسیم، همان مسئلهای که عرض کردم دوباره تکرار خواهد شد و مجبور خواهیم بود مسیر را از ابتدا بررسی کنیم. انشاءالله قدر کنگره ۶۰ را بدانیم، قدر آقای مهندس و خانواده محترمشان را بدانیم و قدر این جایگاهها و فرصتهایی را که در اختیار ما قرار گرفته است، بدانیم. امروز ممکن است ببینید بعضی از صندلیهای این شعبه خالی است، اما مطمئن باشید روزی خواهد رسید که اینجا برای سوزن انداختن هم جا نباشد. شما در این شعبه جدید بسیار تأثیرگذار خواهید بود. بنابراین قدمهایتان را محکم بردارید و سفر خود را بهدرستی انجام دهید تا ریشههایتان قوی شود و بتوانیم در آینده مسیرمان را با قدرت و استحکام بیشتری ادامه دهیم. در پایان، بار دیگر از نگهبان محترم جلسه تشکر میکنم که این فرصت مشارکت را در اختیار من قرار دادند و همچنین از همه شما که با سکوت و توجه، به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
66