استاد امین در ابتدای صحبتهای خود درباره حضور نکته مهمی را مطرح میکنند. گاهی انسان برای بهتر شدن، تصور میکند باید کار بسیار خاصی انجام دهد، در حالی که اولین قدم میتواند همین باشد که در مکان و جمعی قرار بگیرد که برای او مفید است. حضور در یک محیط مناسب و در کنار انسانهای درست، میتواند زمینه آموزش، تغییر و حرکت را فراهم کند. به همین دلیل، فقط حضور فیزیکی مطرح نیست؛ مهم این است که انسان در جایی حاضر شود که بتواند از آن بهره بگیرد و مسیرش را تغییر دهد.
استاد سپس به انسانهایی اشاره میکنند که با وجود سالها حضور در کنگره یا قرار گرفتن در شرایط مناسب، هنوز درمان و تغییر واقعی در آنها اتفاق نیفتاده است. از نگاه ایشان، صرف حضور در یک مکان کافی نیست؛ انسان باید از امکانات و شرایطی که در اختیارش قرار گرفته، استفاده کند و حرکت لازم را انجام دهد. ممکن است فردی بگوید وقتی جسمم ضعیف است ورزش نمیکنم، یا وقتی افکارم درست شد نماز میخوانم؛ در حالی که اگر منتظر بماند تا همه شرایط ابتدا درست شوند، ممکن است هیچوقت حرکت را آغاز نکند.
از همینجا بحث اصلی «باتلاق» شکل میگیرد. گاهی انسان در شرایطی قرار میگیرد که هرچه بیشتر تلاش میکند، بیشتر در مشکل فرو میرود. اگر کسی در باتلاق گرفتار شود، نمیتواند با کشیدن خودش از گردن، خود را بیرون بکشد؛ نیاز به یک دست یا وسیلهای دارد که از بیرون به کمک او بیاید. در زندگی نیز گاهی انسان باید بپذیرد که بهتنهایی از پس بعضی مسائل برنمیآید و نیاز به کمک دارد.
اما یکی از بزرگترین موانع کمک گرفتن، غرور، منیت و تکبر است. انسان باید یاد بگیرد در جایی که توانایی ندارد، دست خود را برای یاری دراز کند. در کنگره نیز مفهوم مهمی وجود دارد که تا زمانی که خود انسان دستش را دراز نکند، کمک واقعی نمیتواند به او برسد؛ زیرا کمک تحمیلشده الزاماً برای او مفید نخواهد بود.
استاد امین تأکید میکنند که توانمند شدن انسان از مسیر آموزش و فروتنی میگذرد. ممکن است فردی در یک زمینه بسیار موفق باشد، اما در زمینهای دیگر کاملاً نیازمند آموزش و کمک باشد. انسان باید قوانین زندگی را یاد بگیرد؛ بداند کجا احترام بگذارد، کجا فروتنی کند، کجا بایستد و کجا دست خود را برای کمک دراز کند. هر استادی که به انسان کمک میکند، مانند دستی است که او را از بخشی از باتلاق زندگی بیرون میکشد و با بیشتر شدن این دستها، انسان از گرههای بیشتری عبور کرده و توانمندتر میشود.
در ادامه، استاد درباره مسئولیت انسان در برابر امکانات و تواناییهایی که در اختیار او قرار گرفته صحبت میکنند. هر انسانی با شرایط، توانایی و امکاناتی وارد این جهان میشود و قرار نیست تمام آنها فقط برای خوشی و آسایش خودش مصرف شود. اگر انسان فقط به دنبال تفریح، لذت و خواستههای شخصی باشد و از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد، ممکن است بهتدریج راه را گم کند. امکانات و انرژی انسان باید در مسیر درست و برای انجام مسئولیتها و حرکت واقعی زندگی مورد استفاده قرار بگیرد.
استاد همچنین به تأثیر رفتار انسان بر دیگران اشاره میکنند. اگر انسان با رفتار خود جلوی آموزش، حرکت و پیشرفت دیگران را بگیرد، در واقع آنها را نیز وارد باتلاق کرده است. افرادی که با انگیزه و انرژی وارد یک مسیر میشوند، اگر با موانع و ساختارهای نادرست روبهرو شوند و فرصت حرکت از آنها گرفته شود، ممکن است انگیزه خود را از دست بدهند و از ادامه مسیر منصرف شوند. بنابراین باید مراقب باشیم خودمان مانعی برای حرکت دیگران نباشیم.
در بخش دیگری از سیدی، موضوع بخشش و استفاده درست از داشتهها مطرح میشود. بخشی از امکانات انسان برای ادامه زندگی و حرکت خودش لازم است، اما بخشی را میتوان در اختیار دیگران قرار داد. استاد تفاوتی میان بخشش از داشته اضافه و «گذشت» مطرح میکنند؛ اینکه انسان گاهی حتی زمانی که خودش بهطور کامل در آسایش نیست، بخشی از داشته خود را به فرد نیازمند میدهد. این نوع بخشش، مرتبه متفاوتی دارد و نشان میدهد انسان تا چه اندازه توانسته از خودمحوری عبور کند.
«صرف حضور در یک مکان کافی نیست...»
«یکی از بزرگترین موانع کمک گرفتن، غرور، منیت و تکبر است.»
«توانمند شدن انسان از مسیر آموزش و فروتنی میگذرد.»
«راه نجات همیشه در بیشتر تقلا کردن نیست؛ گاهی راه نجات در پیدا کردن مسیر درست، پذیرفتن کمک، آموزش گرفتن و حرکت کردن در مسیر صحیح است.»
در نهایت، پیام سیدی برای من این است که مهم نیست فقط چه امکانات و تواناییهایی در اختیار دارم؛ مهم این است که با آنها چه میکنم و در چه مسیری حرکت میکنم. اگر در مسیر درست باشم، آموزش بگیرم، کمک بخواهم و از امکاناتم درست استفاده کنم، بهتدریج از باتلاقهای زندگی عبور خواهم کرد و توانمندتر خواهم شد.
تهیه و تنظیم و ارسال؛ مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1234