هر موفقیت بزرگی، پشتوانه ای از مدیریت دقیق و تلاش های بیوقفهای دارد که در پشت صحنه در جریان است.
همسفر زهرا و مسافرشان با آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ده ماه و چهارده روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر امیرحسین و همسفر آمنه سفر کردند. در حال حاضر به مدت ده سال و شش ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر تنیس روی میز و رشته ورزشی همسفر در کنگره تنیس روی میز است.
ایجنت مسافر علی در جایگاههای نشریات، دبیر و نگهبان کارگاه آموزشی، لژیون سردار، راهنمای تازهواردین، مرزبانی، راهنمای DST و در حال حاضر خدمت ایجنتی را برعهده دارند
سختترین بخش جایگاه خدمتی روبهرو شدن با حقایق تلخ خودمان است. چطور این رویارویی را به جای فرار، به فرصت رشد تبدیل کنیم؟
ایجنت مسافر علی: شما میگویید سختترین اتفاق؛ اما اتفاقاً این بهترین فرصتی است که در زندگی نصیب یک فرد میشود تا با اشتباهات و مشکلات درونی خودش روبهرو شود و بفهمد عیب کارش کجاست. سختترین کار این است که برویم دنبال این عیبها و درستشان کنیم و واقعاً بعضی از این عیبها چندین و چند سال طول میکشد تا اصلاح شود.به گفته آقای مهندس، بعضی از این موارد مثل ساختن یک انسان است؛ باید «حالا حالاها» وقت بگذاریم. در نوشتارها هم بیان میکنند که این مسیر هم سخت است و هم سهل؛ اما سختیاش میچربد.
در بعضی موارد برای ما بسیار سخت است؛ مثل وزن کم کردن. وزن که در صور آشکار است گاهی پوستمان را کنده است، وای به حال صور پنهان که خودمان نمیبینیم و بعداً متوجه آن میشویم. انشاءالله با آموزشها بتوانیم این موانع را برطرف کنیم و این رویارویی را به جای فرار، به فرصت رشد تبدیل کنیم.
تجلیل شدن و کنار گذاشتن جایگاه راهنمایی چه چیزی به شما یاد داد؟
ایجنت مسافر علی: اولش بسیار سخت بود؛ اما به من یاد داد که در طبیعت، هر چیزی یک مدت زمان مشخص دارد و من باید این مدت رمان را رعایت کنم و اینکه اگر بخواهم دو یا سه دوره در جایگاه راهنمایی بایستم، دیگر آن بازدهی و راندمان چهار سال اول را نخواهد داشت. این را در خیلی از شعب دیدهام، راهنماهایی که دو یا سه دوره خدمت کردهاند، در دورههای دوم و سوم دیگر آن راندمان اولیه را ندارند.من برگشتم به طبیعت؛ همان چیزی که آقای مهندس و دکتر امین بیان میکنند: «باید از طبیعت الهام بگیریم». در طبیعت هم همینطور است، درخت، وسیله نقلیه و حتی انسان هم عمر مفید دارد و تا یک جایی میتواند یکسری کارها را انجام بدهد و از آنجا به بعد دیگر نمیتواند، در کنگره نیز خدمتها همینطور هستند، نه فقط خدمت راهنمایی، بلکه هر خدمتی یک عمر مفید دارد و در طول این عمر مفید، هر کاری که باید انجام شود، انجام شده است. درست است که سابقه بیشتر میشود؛ اما آن بازدهی و راندمان اولیه دیگر وجود ندارد.
مدیریت یک سازمان، همیشه با چالشهای پیشبینی نشده همراه است. بزرگترین درس ایجنتی یا مدیریتی که از این چالشها آموختید چیست؟
ایجنت مسافر علی: بزرگترین درس مردمداری و صبر.
چرا وقتی شخص سعی میکند مسئولیت خود را ایدهآلتر و دقیقتر انجام دهد، بیشتر مورد تنش و سوءتفاهم قرار میگیرد و چطور تعادل برقرار میشود؟
ایجنت مسافر علی: این تعادل هیچوقت کامل برقرار نمیشود؛ اما دلیل اینکه وقتی یک فرد میخواهد مسئولیتش را درستتر و دقیقتر انجام دهد، بیشتر مورد تنش و سوءتفاهم قرار میگیرد، کاملاً روشن است. در جامعه نیز همین را میبینیم که وقتی نیروی انتظامی حضور دارد، افرادی که خلافکار هستند بیشتر در مقابلش میایستند و در کنگره هم همینطور است، اشخاصی که میخواهند حرمتها را زیر پا بگذارند، هیچوقت به هیچ صراطی مستقیم نیستند و هیچکس هم نمیتواند از پس آنها بر بیاید.این افراد خوشبختانه یا بدبختانه که البته بیشتر خوشبختانه اضداد هستند. اضداد برای این هستند که ما ساخته شویم، هم الگو و هم ضدارزش هستند. الگو هستند؛ چون میبینیم اشتباه کردهاند و تصمیم میگیریم راه آنها را ادامه ندهیم و اضداد هستند؛ چون ما با وجود اضداد رشد میکنیم و بزرگ میشویم.
کلام آخر
ایجنت مسافر علی: خدا به ما توفیق بدهد که در کنگره ماندگار شویم و برای رشد و تکامل خودمان آموزش بگیریم. انشاءالله به چیزهایی که در زندگی میخواهیم برسیم. راحت زندگی کردن بهترین چیزی است که من آرزو دارم به آن برسم تا بتوانم مشکلاتم را به راحتی برطرف کنم.

مرزبان همسفر زهرا در جایگاههای خدمتی دبیر و نگهبان کارگاه آموزشی، مشاور تازهواردین و راهنمای DST خدمت کردند و در حال حاضر در جایگاه مرزبان در حال خدمت هستند.
در جایگاه مرزبان چگونه میتوانید بین دقت به جزئیات و حفظ فضای صمیمی و دوستانه تعادل برقرار کنید؟
مرزبان همسفر زهرا: این موضوع چیزی است که ما باید یاد بگیریم؛ یعنی هرچه بیشتر آموزش دیده باشیم و آموزشهای آقای مهندس را در قالب سیدیها مدنظر قرار بدهیم، بهتر میتوانیم این تعادل را حفظ کنیم،
به ویژه اصل عدالت، معرفت و عمل سالم در این جایگاه بسیار کاربردی است؛ یعنی من در عین اینکه ریزبین باشم و بخواهم قوانین و حرمتها را رعایت کنم؛ باید حواسم باشد که از بالا به دیگران نگاه نکنم و به شخصی بیاحترامی نکنم. حفظ این تعادل و صمیمیت همان چیزی است که در قالب مردمداری خلاصه میشود. من باید مراقب باشم که این تعادل برقرار بماند. بخشی از آن را میدانم و بخشی را در حین خدمت یاد میگیرم و تجربه میکنم؛ یعنی این مسیر، مسیر رشد و یادگیری مداوم است.
مهمترین اصلی که در پرورش و انتقال دانش به رهجوهایتان رعایت کردید چه بود؟
مرزبان همسفر زهرا: من همیشه این را در ذهن خودم داشتم که رهجو را برای خودم پرورش نمیدهم؛ بلکه رهجو را برای کنگره پرورش میدهم. وقتی این اصل را مدنظر قرار میدادم، هر خواستهای که از رهجو داشتم فقط در یک مسیر معنا پیدا میکرد، اینکه بتواند در کنگره ماندگار شود و خدمت کند؛ یعنی اصل کار من این بود که رهجو را برای کنگره تربیت کنم، نه برای خودم. این نگاه باعث میشود هم عدالت رعایت شود، هم عمل سالم و هم معرفت در رفتارم جاری باشد. بخشی از این مسیر را بلد بودم و بخش بسیاری را در حین خدمت یاد گرفتم و هنوز هم در حال یادگیری هستم.
یک همسفر چگونه میتواند در اوج طوفان خانه، آرامش خودش و دیگر اعضا را حفظ کند؟
مرزبان همسفر زهرا: این موضوع کاملاً به آموزشها برمیگردد، اینکه من یاد بگیرم کلید حل مشکلات را چگونه به کار بگیرم. به نظر من گاهی ما زندگی را بیش از حد جدی میگیریم؛ باید یاد بگیرم که قرار نیست برای هر مسئله کوچک با بچهها یا مسافرم درگیر شوم. وقتی هدف اصلی خود را مدنظر داشته باشم، هدفم از جایگاه مادری، همسری یا مرزبانی دیگر گرفتار حاشیهها نمیشوم. بسیاری از مواقع، وقتی چشمم از هدف اصلی برداشته میشود، درگیر حاشیهها میشوم، همان طوفانها روی زندگی اثر منفی میگذارند؛ اما اگر بدانم هدفم و وظیفهام چیست، حتی اگر مشکلی یا سختی پیش بیاید، آن را به چشم آموزش و رشد میبینم در این صورت تلاش میکنم آرام بمانم، وظیفهام را درست انجام بدهم و دچار ناآرامی نشوم و این همان چیزی است که آموزشهای کنگره به ما یاد میدهد: تمرکز بر هدف، دوری از حاشیه و تبدیل سختیها به فرصت رشد.
به نظرتان داشتن پدر و مادری که هر دو در مسیر آموزش و خدمت هستند، چه اثری روی آیندهی فرزندان دارد؟
مرزبان همسفر زهرا: به نظر من تأثیر بسیاری دارد. فرزندان من در کنگره بزرگ شدند، هیچ وقت روی صندلی نمینشستند و همیشه مشغول بازی بودند؛ اما به شکل عجیبی آموزشها در ذهنشان ثبت شده است. گاهی خودم متعجب میشوم، با خودم میگویم این بچه هیچ وقت در لژیون ننشسته، هیچ وقت در جلسه کارگاهی حضور فعال نداشته، چطور اینقدر آموزشها در ذهنش مانده است؟
بعد متوجه میشوم که چقدر زیبا و دقیق این آموزشها را گرفتهاند و در موقعیتهای مختلف از آموزشهای کنگره استفاده میکنند و سطح علم و داناییشان بسیار بیشتر از فردی است که در کنگره نبوده و پدر و مادرش در مسیر آموزش و خدمت قرار نداشتهاند. این نشان میدهد که حضور پدر و مادر در مسیر آموزش و خدمت، به صورت غیرمستقیم اما عمیق، آینده فرزندان را میسازد؛ چون بچهها از رفتار، آرامش، جهانبینی و سبک زندگی والدین خود آموزش میگیرند، حتی اگر روی صندلی کنگره ننشسته باشند.
کلام آخر
مرزبان همسفر زهرا: ابتدا از خدا میخواهم که کمک کند تا خدمت خود را به بهترین شکل انجام بدهم و در کنگره ماندگار باشم و به گونهای خدمت کنم که پیش آقای مهندس رو سفید شوم.
مصاحبه کننده و طراح سوال: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر پروین (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
636