سومین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه: « وادی هفتم و تاثیر آن روی من » روز سهشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر.
به نام نامی عشق. خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم. خدا را شکر میکنم که خداوند بار دیگر اجازه داد در کنگره ۶۰ حضور پیدا کنم و آموزش بگیرم.من سعی میکنم از تجربیات خودم صحبت کنم و مطالبی را که در کنگره به دست آوردهام، با شما در میان بگذارم.من همیشه بهشت را یک مکان و جای مشخص میدیدم، اما مطالب کنگره به من آموخت که بهشت فقط مربوط به آینده نیست، بلکه به اعمال امروز من بستگی دارد. حتی همین امروز میتوانم در بهشت باشم یا در جهنم.چگونه میتوانم در بهشت باشم؟ با داشتن حال خوش.
زمانی فکر میکردم اگر یک ماشین خوب، یک باغ خوب یا یک همسر خوب داشته باشم، حالم خوش خواهد بود. به این موارد هم دست پیدا کردم، اما دیدم که حالم خوش نیست.در کنگره متوجه شدم که بهشت، همان حال خوش است. ممکن است من در اینجا نشسته باشم، اما اگر ذهن و فکرم جای دیگری باشد، واقعاً در اینجا حضور ندارم.
کنگره ۶۰ من را با گفتوگوهای ذهنی آشنا کرد. گاهی یک ندای درونی به من میگوید به کنگره برو و ندای دیگری میگوید نرو. زمانی که بتوانم تشخیص بدهم کدام ندای درونی مرا به آرامش میرساند و کدام ندا مرا به حال بد میرساند، اگر بتوانم به این تشخیص برسم، به نظر من به نقطه ارزشمندی رسیدهام و میتوانم در بهشت زندگی کنم.چیزهایی که میتوانند مرا از آن آرامش و حال خوش خارج کنند، مصرف مواد مخدر، الکل و سیگار و همچنین اضافهوزن هستند. همه ما میدانیم که در سراسر دنیا، بسیاری از این مشکلات همچنان درماننشده باقی ماندهاند.
آگاهیهایی که امروز در کنگره میان افراد ردوبدل میشود و به یکدیگر منتقل میکنیم، میتواند ما را به آن حال خوش برساند.
پس به این نقطه میرسم که انسانها بد نیستند؛ بلکه آگاهی و آموزش لازم را ندارند.
امروز در کنگره شخصی را میبینیم که با مصرف مواد مخدر وارد شده است. خود من زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، با تفکری متفاوت و با حال نامیزان وارد کنگره شدم. اما امروز بسیار خوشحال شدم که از شعبه بروجن با من تماس گرفتند و از من دعوت کردند تا به اینجا بیایم و آموزش بگیرم.
در حالی که زمانی حتی حاضر نبودم پنج کیلومتر برای رسیدن به چنین مکانی حرکت کنم.چه اتفاقی افتاده است؟ آگاهی.
وقتی میگویم انسانها بد نیستند، منظورم این است که مصرفکنندگان مواد مخدر، از جمله خود من که زمانی ۱۴ سال اعتیاد داشتم، به دلیل بد بودن دست به رفتارهای نادرست نمیزدند؛ بلکه به دلیل نداشتن آگاهی، در مسیر اشتباهی قرار گرفته بودند و همان مسیر را ادامه میدادند.همه ما به این باور رسیده بودیم که اعتیاد درمان ندارد و بیماریهایی مانند سرطان یا اماس نیز درمانناپذیر هستند.امروز در سراسر دنیا، زنان مسافری داریم که با اعتیاد درگیر هستند. همه ما میدانیم که برای یک خانم تهیه مواد مخدر تا چه اندازه میتواند دشوار باشد.
به کاری که امروز در کنگره انجام میشود، باید دقت کنیم. من هیچگاه باور نمیکردم بتوانم حتی یک ساعت بدون مصرف مواد زندگی کنم؛ به هیچ عنوان. این موضوع برای من کاملاً غیرقابل باور بود.امروز میبینم که بسیاری از دانشها و آگاهیهای کشفنشده، باعث شدهاند انسانهای زیادی در دنیا با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم کنند و در شرایط سختی زندگی کنند.
خداوند به ما اجازه داده است که در کنگره حضور داشته باشیم، اما در این مسیر موضوعاتی وجود دارد که باید رعایت کنیم.
یکی از آنها این است که ما انسانها دچار فراموشی میشویم. گاهی خود من فراموش میکنم که از کجا آمدهام و با چه حالی وارد کنگره شدهام.زکات حال خوش این است که پیام کنگره را به مصرفکنندگان مواد مخدر برسانیم.آن افراد چگونه باید متوجه وجود چنین مکانی شوند؟ این موضوع به حرکت من، اعمال من، رفتار من و تغییری که در من ایجاد شده است، بستگی دارد.
چرا آقای مهندس میگویند وقتی ما تغییر کنیم، افراد بهصورت خودکار به سمت ما میآیند؟
امروز شاید حدود هزار نفر از من سؤال کردهاند: «سعید، کجا درمان شدی؟» زیرا واقعاً آنها نیز باور نداشتند که درمان اعتیاد امکانپذیر باشد.اما اگر آقای مهندس این روش را کشف میکردند و پس از درمان، کنگره را ترک میکردند، چه اتفاقی میافتاد؟آیا امروز یک نفر میتوانست این آموزشها و روش را در سراسر دنیا منتقل کند؟
امروز من و همراهانم در قسمت OT از اصفهان به اینجا آمدهایم. برای چه آمدهایم؟همه ما در حال برافراشتن این پرچم هستیم تا این مطالب و آگاهیها را منتقل کنیم؛ همان تصویری که در آن انسانها دست در دست یکدیگر میدهند و به واسطه انتقال آگاهی، به یکدیگر کمک میکنند. افرادی که در کنگره ۶۰ خدمت میکنند، در ازای این خدمت پولی دریافت نمیکنند و با تمام وجود، با وجود مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات زندگی، در اینجا خدمت میکنند؛ ابتدا برای خودشان و سپس برای دیگران.
پس منِ رهجو نیز نباید فراموش کنم که باید این آموزشها را انتقال دهم.چگونه این مطالب را انتقال بدهم؟ با یک سفر خوب، با یک سفر استاندارد و با گوش دادن به آموزشها.
برای رسیدن به چه چیزی؟ برای رسیدن به بهشت و حال خوش.
آیا فقط رسیدن خود من به حال خوش اهمیت دارد؟ خیر. خانواده من نیز باید به حال خوش برسد.من بهعنوان یک مسافر، برای انتقال این مطالب چه کاری انجام دادهام؟ آیا همسفرم را با خود به کنگره آوردهام؟من در قسمت تازهواردین خدمت میکنم و میبینم افرادی وارد کنگره میشوند، اما پس از مدتی دوباره برمیگردند. گاهی میبینم شخص، همسفر خود را به کنگره نیاورده است.آیا من، همسفری را که سالها در کنار من بوده و به واسطه رفتار و اعتیادم آسیب دیده است، با خود به کنگره آوردهام تا او هم از این آموزشها استفاده کند؟پسرعمو، پسردایی، اقوام و حتی افراد منطقه و جامعه من چطور؟من چگونه حرکت کردهام؟ آیا فقط برای خودم حرکت کردهام یا برای افراد جامعه نیز مسئولیتی برای خود قائل هستم؟
وقتی میبینیم آقای مهندس نیز همین مسیر را طی کردهاند، ابتدا خودشان درمان شدند، سپس خانواده و اطرافیانشان و امروز نیز ما از این آموزشها بهره میبریم.ما هم باید همین مسیر را ادامه دهیم.زکات این حال خوش و رسیدن به آگاهی، این است که ما نیز آن را به دیگران منتقل کنیم.برای مثال، اگر سال آینده، فردا یا هفته آینده که به این شعبه میآیم، ببینم تعداد اعضای شعبه از ۱۰۰ نفر به ۱۵۰ نفر رسیده است، میتوانم نتیجه بگیرم که این حرکت در حال گسترش است.همانطور که میگویند: «درختی که رشد میکند، خودش از باغ بیرون میزند.»
موضوع دیگری که در کنگره ۶۰ بسیار کاربردی و قابللمس است، حس دوست داشتن و محبت است.وقتی بین راهنماها و افراد، همبستگی و محبت وجود داشته باشد و فضای شعبه از حس خوب و محبت سرشار باشد، این حس به دیگران نیز منتقل میشود و گسترش پیدا میکند.انشاءالله بتوانم قدر این مکان را بدانم؛ مکانی که واقعاً میتواند ما را به آرامش و آسایش برساند.
امیدوارم تکتک ما بتوانیم از آموزشهای کنگره استفاده کنیم و برای حفظ و بقای این سیستم، عاشقانه خدمت کنیم.
خیلی متشکرم.

تایپ: مسافر ابوذر لژیون ۱
تنظیم و ارسال: مسافر علی
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
282