همه چیز از سکون شروع میشود و به حرکت میرسد. همین جوری نمیشود از سکون به جنبش رسید، مگر اینکه یک عامل خارجی داشته باشیم تا به جنبش برسیم؛ باید برای جنبش یک نیرویی از بیرون وارد شود تا باعث جنبش شود. در زندگی همه ما هم این سکون وجود دارد. ما اگر در این سکون باشیم مثل یک اسب عصاری دور خودمان میچرخیم و دائماً در حال انجام یک کار هستیم عین دوران مصرف مواد مخدر که مسافرهای ما فقط در فکر مصرف کردن بودند. این همان سکون است که فرد نه راه به جلو دارد نه اینکه برگردد.
اگر فرد بخواهد از سکون در بیاید نیاز به یک انرژی دارد که باید این انرژی، از درون خود او در بیاید، بیرون هیچ خبری نیست و آن انرژی با تفکر کردن به وجود میآید؛ چون با تفکر کردن ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود. فکر کردن خیلی مهم است؛ چون یکی از مسائل مهم در فکر کردن تمرکز کردن است. ما باید بدانیم که فکر کردن درباره چه چیزی است؛ درباره کار خوب است یا کار بد. کاری که باعث رنجش ما میشود نباید روی آن متمرکز شویم. ما باید در مورد مسائلی فکر کنیم که مسیر و راه را برای ما هموار کند.
ما در زندگی خود چالشهای زیادی داریم؛ چون بدون چالش زندگی مفهومی ندارد؛ حتی حیوانات هم چالش دارند؛ چون آنها هم غذای خودشان را به سختی تهیه میکنند همین چالش حیوانات باعث میشود که آنها ساخته شوند. اگر حرکت نباشد سیستم حیات متوقف میشود. بعضی وقتها زمان زود و بعضی وقتها زمان دیر میگذرد. شاعر میگوید عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است اگر به سختی گذرد نیم نفس هم زیاد است؛ ولی اگر انسان در آسایش و آرامش باشد زمان خیلی خوب میگذرد.
یک زمانهایی ما نمیتوانیم خانواده خودمان را هم کنترل کنیم؛ ولی میخواهیم دنیا را ارشاد کنیم. مانند آن نویسنده بزرگ که فرزندانش در پرورشگاه بزرگ شده بودند و میخواست کتاب برای انسجام خانواده بنویسد. کَل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. یک نفر دیگر هم آنقدر مواد مصرف کرده است که رمقی برایش نمانده است و این بنا باید آباد شود. ما همسفران در کنگره با ورزش کردن به آبادی جسم میپردازیم؛ چون جسم ما شهر وجودی ما است. کسی که در شبها دچار کابوس شبانه است راهی ندارد جز در صراط مستقیم قرار گرفتن و دوری از ضد ارزشها.
آقای مهندس میفرمایند: درمان اعتیاد مثل آب خوردن راحت است فقط شخص باید بخواهد که درمان شود. ممکن است انسانها مشکلات بسیار زیادی داشته باشند، مانند مشکلات خانوادگی، اقتصادی که دائماً دور خودشان میچرخند. هر کسی ممکن است در حالت سکون گیر کند که نه راه پس و نه راه جلو داشته باشد اگر بخواهد از این سکون به جنبش برسد؛ باید به یک انرژی خارجی وارد شود وگرنه چند سال و تا آخر عمرش در این وضعیت سکون میماند؛ چون باید این انرژی از درون خودش به وجود بیاید، بیرون هیچ خبری نیست.
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. ما برای زندگی کردن پا به حیات گذاشتهایم. زندگی کردن به خاطر کامل شدن و آموختن است. مرگ هم زندگی دوباره است برای اینکه بخواهیم در زندگی شروع به خودسازی کنیم و به آسایش و آرامش برسیم و از مشکلات جدا شویم اولین کار این است که کارهای عقب مانده خود را درست کنیم. دوم اینکه بنای کهنه را نو کنیم؛ یعنی جسم خود را که همان شهر وجودی ماست از نو بسازیم با ورزش کردن وزن خود را متعادل میکنیم و باید تغذیه مناسب داشته باشیم. اگر بخواهیم به آسایش و آرامش برسیم؛ باید از ضدارزشها دوری کنیم. ما خودمان میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم فقط باید بخواهیم که مشکلاتمان حل شود.
منبع: سی دی فقط یک راه
نویسنده: همسفر آسیه رهجوی همسفر راهنما زهرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
127