English Version
This Site Is Available In English

امید، امنیت، آرامش

امید، امنیت، آرامش

دست‌هایی که خدمت می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

در این گفتگو، پای صحبت تنها راهنمای تازه‌واردین گروه خانواده نمایندگی بندرعباس همسفر فاطمه می‌نشینیم؛ کسی که فاصله میان اصفهان تا بندرعباس را نه فقط با کیلومتر، بلکه با عشق، ایمان به آموزش‌ها و حس مسئولیت در قبال همسفران دردمند طی می‌کند تا شاید حضورش، آغازگر تغییری بزرگ در زندگی یک تازه‌وارد باشد.

همسفر فاطمه و مسافرشان با تخریب انواع آنتی‌ایکس مصرفی شیره، تریاک، متادون و الکل وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۱۸ روز با روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر زهره سفر کردند. هم اکنون به مدت ۷ سال و ۷ ماه و ۲۰ روز است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. در ادامه مسافرشان مصرف روزانه ۷ پاکت سیگار داشتند که به راهنمایی مسافر امید با روش DST و آدامس نیکوتین‌دار خوراکی سفر کردند. الآن هم ۶ سال و چند ماه است که از بند سیگار آزاد و رها هستند. ورزش مسافر ایشان والیبال و ورزش خودشان دارت می‌باشد.

هنگام صحبت با یک تازه‌وارد، مهم‌ترین نکاتی که باید رعایت شود چیست؟

مهم‌ترین اصل ایجاد احساس امنیت است تا تازه‌وارد بتواند اعتماد کند و گارد دفاعی خود را کنار بگذارد؛ چرا که او با دنیایی از تاریکی و ناامیدی به کنگره قدم گذاشته است. من باید در همان ابتدا برای او شرح دهم که سیستم‌ایکس چیست و چرا یک فرد به یک مصرف‌کننده تبدیل می‌شود. وقتی او متوجه شود که چه اتفاقی برای جسم و روان مسافرش افتاده، قطعاً آرام‌تر می‌شود و دریچه‌های امید به رویش باز خواهد شد.

مهم‌ترین تجربه‌ای که از خدمت در جایگاه تازه‌واردین کسب کرده‌اید چیست؟

تجربه اصلی من بازگشت به گذشته و مرور آن است. من امروز در آرامش هستم و سعی می‌کنم این حس و تجربه را به تازه‌وارد منتقل کنم. به او فشار نمی‌آورم و برایش تلقین نمی‌کنم؛ بلکه با باز کردن گره‌های گذشته‌ام و صحبت از سلامتی و آرامشی که امروز در کنگره به دست آورده‌ام، او را با مسیر پیش‌رو آشنا می‌کنم.

بزرگترین چالش شما در این جایگاه چه بوده است؟

چالش اصلی من، آرام کردن همسفری است که از مسافرش متنفر است، تمام نکات منفی او را دیده و دچار تخریب‌های عمیق شده است. این‌که بتوانم او را به آرامش دعوت کنم، سخت‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین بخش کار من است.

به نظر شما مهم‌ترین نیاز یک تازه‌وارد در اولین روز حضورش چیست؟

امید، امنیت، آرامش و این‌که کسی باشد که با گوش جان به حرف‌هایش گوش دهد. همان‌قدر که فضایی امن برایش فراهم کنم تا بتواند تخلیه روانی شود و احساس کند که درک می‌شود کافی است؛ زیرا انسان‌ها روحیات متفاوتی دارند و هر کدام نیاز به برخورد مختص به خودشان را دارند.

شما کیلومترها فاصله را طی می‌کنید تا در بندرعباس خدمت کنید؛ این تجربه برایتان چگونه است؟

در شهری که زندگی می‌کنم به دلیل حضور راهنمایان دیگر، کمتر به وجود من احساس نیاز می‌شد؛ اما وقتی این مسیر طولانی را تا بندرعباس طی می‌کنم و می‌بینم شعبه‌ای که به راهنمای تازه‌واردین نیاز دارد، از حضورم بهره‌مند می‌شود، آرامش عجیبی به سراغم می‌آید. این‌گونه می‌توانم قطره‌ای از اقیانوس خدماتی که کنگره به من کرده را جبران کنم. وقتی می‌بینم یک تازه‌وارد ناامید با مشاوره من جذب کنگره می‌شود، هنگام بالا رفتن از پله‌های شعبه احساس رضایت عمیقی دارم. بارها به ایجنت همسفر زهره گفته‌ام: «من ده‌ها بار به سفر زیارتی خانه خدا رفته‌ام؛ اما هر وقت که از پله‌های کنگره بالا می‌روم، همان حس و حال زیارت را دارم و خوشحالم که توانسته‌ام دست یاری به سوی کسی دراز کنم.»

آیا تا به حال رفتار یک تازه‌وارد باعث شده نگاه شما به جایگاه راهنمایی تغییر کند؟

خیر اصلاً؛ زیرا تازه‌واردین با یکدیگر متفاوت‌ هستند. من این را در خود نهادینه کرده‌ام که حتی اگر حال‌ خراب‌ترین فرد هم وارد شد، باید او را درک کنم. آدم‌ها متفاوت‌ هستند؛ یکی آرام است و یکی در طوفان افکارش غرق شده؛ اما هرگز پیش نیامده که برخورد کسی، دیدگاه مرا نسبت به رسالت و جایگاهم تغییر دهد.

سخت‌ترین تغییر درونی برای یک همسفر که شاید دیگران کمتر ببینند چیست؟

بخشش البته گره‌های درونی انسان‌ها متفاوت است؛ یکی ممکن است با قضاوت درگیر باشد و دیگری با دروغ؛ اما تجربه شخصی من، بخشیدن مسافرم بود. زمانی اصلاً نمی‌توانستم او را ببخشم؛ اما الان به جایی رسیده‌ام که می‌توانم با گذشت و درک عمیق او را ببخشم.

اگر بخواهید تجربه راهنمایی تازه‌واردین را در یک جمله توصیف کنید چه می‌گویید؟

این تجربه مثل بوی گل است که نمی‌توان آن را با کلمات انتقال داد؛ باید خودتان آن را لمس کنید تا درکش کنید. با این حال می‌توانم بگویم که این جایگاه، بهترین و لذت‌بخش‌ترین خدمتی است که تا به امروز نصیبم شده است.

از این‌که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، صمیمانه سپاسگزارم.

مصاحبه‌کننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی بندر‌عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .