هشتمین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» با استادی مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر امیر حسین در روز چهارشنبه مورخ ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
سلام دوستان، ابراهیم هستم، یک مسافر.
در ابتدا از آقای کریمی، راهنمای گرانقدرم، تشکر میکنم که به من اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز، «وادی هفتم و تأثیر آن بر من» است.
وادی هفتم میگوید:
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.»
وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم حدود پانزده سال تخریب مداوم داشتم و اگر سالهای ابتدایی مصرف را هم حساب کنم، نزدیک به بیست سال با مسئله مصرف مواد درگیر بودم. در طول این سالها بارها تصمیم گرفتم درمان شوم و مصرف را کنار بگذارم، اما هر بار به بنبست میرسیدم.
بارها به جاهای مختلف و NGOهای دیگر مراجعه کردم و راههای متفاوتی را امتحان کردم، اما راهی که بتواند من را به درمان واقعی برساند، پیدا نکردم. هر مسیری را که انتخاب میکردم، در نهایت به بنبست ختم میشد.
وقتی برای اولین بار با کنگره آشنا شدم، شرایط زندگی و کاری من بهگونهای بود که یکی از دغدغههای بزرگم، مشخص شدن مصرفکننده بودنم در محل کار بود. در طول سال چندین بار از ما آزمایش میگرفتند و من در سالهای مصرف، به روشهای مختلف سعی میکردم این آزمایشها را پشت سر بگذارم.
اما زمانی که وارد سفر اول شدم، همیشه این نگرانی را داشتم که مبادا از من آزمایش بگیرند؛ چون دیگر شرایط ظاهری من، چهرهام، وضعیت جسمی، چرتزدنها و غیبتها در محل کار، قابل پنهان کردن نبود.
خدا را شکر میکنم که در این مسیر، راهی به من نشان داده شد که توانستم با آرامش سفرم را ادامه بدهم. در طول ده ماه و سه روز سفر اول، حتی یک بار هم از من آزمایش عدم اعتیاد گرفته نشد. برای من، این موضوع یکی از مصداقهای روشن «یافتن راه» بود. روز اولی که وارد کنگره شدم، وقتی از در وارد شدم، تابلوی «الله» را دیدم. اولین چیزی که راهنمایم در دفترچهام نوشت، این آیه بود:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»
وقتی این جمله را برای من نوشت، واقعاً منقلب شدم. همانجا احساس کردم راهی را که سالها دنبالش میگشتم، پیدا کردهام. برای من، آن لحظه یکی از مهمترین برداشتها از وادی هفتم بود؛ یعنی ابتدا باید راه را پیدا کرد و سپس از آنچه در این مسیر میآموزیم، برداشت درست داشت.
راهنمایم در بسیاری از مواقع به من راهکار میداد؛ نه فقط برای درمان، بلکه برای زندگی، برای ارتباط با دیگران و حتی برای شیوه صحبت کردن و برخورد با مسائل.
چند روز پیش در محل کارم مشکلی پیش آمد. با خودم فکر کردم اگر همین اتفاق دو سال قبل برای من اتفاق میافتاد، احتمالاً شرایط بسیار بدتری ایجاد میشد. اما این بار توانستم با آموزشهایی که در کنگره گرفته بودم، با یک روش درست و با گفتوگو، مسئله را حل کنم.
این برای من معنای واقعی آموزش و پیدا کردن راه است.
من فکر میکنم هرکدام از ما وقتی وارد کنگره میشویم، با مجموعهای از دغدغهها و مشکلات وارد میشویم؛ اما به مرور متوجه میشویم که برای بسیاری از این مسائل، در کنگره راهکار وجود دارد. حتی وقتی سیدیهای هفتگی را گوش میدهم، بارها برایم پیش آمده که احساس کنم موضوعی که مهندس در آن سیدی مطرح میکند، دقیقاً با مسئلهای که همان هفته در زندگی من وجود دارد، ارتباط دارد. من سعی میکنم آن آموزش را به زندگی شخصی، محل کار و نحوه ارتباطم با دیگران پیوند بدهم.
وقتی وادیها را یکییکی دنبال میکنیم، میبینیم که هرکدام بخشی از یک مسیر هستند. وادیها فقط مطالبی برای خواندن یا شنیدن نیستند؛ بلکه قوانینی هستند که باید در زندگی به اجرا درآیند. همانطور که وقتی چراغ قرمز است باید توقف کنیم و اگر قانون را رعایت نکنیم، با پیامد آن روبهرو میشویم، قوانین وادیها هم به همین شکل هستند. چه انسان وارد کنگره بشود و چه نشود، قوانین زندگی وجود دارند و در زندگی انسان اجرا میشوند.
برداشت من این است که کسی که این قوانین را میشناسد و در زندگی به کار میگیرد، مسیرش را بهتر پیدا میکند و کسی که آنها را نادیده میگیرد، دیر یا زود با مشکلات بیشتری روبهرو خواهد شد این جایگاه برای من جایگاه بسیار ارزشمندی است و امیدوارم هرکسی که شایستگی و لیاقت این خدمت را دارد، بتواند روزی این جایگاه را تجربه کند و از آموزشهای آن بهرهمند شود.
از همه شما عزیزان که به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.

رهایی هفته:
.jpg)
تهیه، تنظیم و ارسال : خدمتگزاران سایت شاد آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
150