English Version
This Site Is Available In English

زمانی که خواسته درمان خواسته خودم شد راه و مسیر برایم نمایان شد

زمانی که خواسته درمان خواسته خودم شد راه و مسیر برایم نمایان شد

جلسه دوم از دوره سی و سوم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودهن ویژه مسافران و همسفران آقا با استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر امید با دستور جلسه «وادی هفتم: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یک یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم و تأثیر آن بر روی من» در روز چهارشنبه بیست و پنجم شهریورماه سال ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم مسافر، بسیار خوشحالم که بار دیگر پس از مدت‌ها فرصت حضور در این شعبه به من داده شد تا از شما دوستان آموزش بگیرم؛ از نگهبان و دبیر محترمشان بابت این فرصت تشکر می‌کنم.
دررابطه‌با دستور جلسه «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» من امروز در محل کار خود داشتم به این موضوع فکر می‌کردم که چه چیزی باید برای این جلسه آماده کنم، اما با خود دیدم که تقریباً دو جلسه است که شما دررابطه‌با این دستور جلسه صحبت بسیار شنیده‌اید و بهتر از قبل می‌دانید که دستور جلسه می‌خواهد چه نکته‌ای را به ما بیاموزد، بنابراین تصمیم گرفتم که تجربه خود را از این وادی برایتان بازگو کنم.
من از زمان پانزده یا شانزده‌سالگی مواد مصرف می‌کردم، چندین سال من درگیر مصرف مواد مخدر بودم و این قضیه برای من بسیار سخت تمام شد؛ من در خانواده‌ای بودم که خواهرم راهنما بود در کنگره ۶۰ اما من مصرف‌کننده بودم، همسرش راهنما بود و رها شده بود؛ اما من مصرف‌کننده بودم خیلی جالب بود پدر و مادرم کنگره ۶۰ را می‌شناختند؛ اما من همچنان مصرف‌کننده بودم.
من همسفر خود خواهرم را تا دم در شعبه صالحی می‌بردم؛ اما خودم می‌رفتم در پارک پلیس مشغول مصرف مواد می‌شدم و سپس برمی‌گشتم تا خواهرم را ببرم، می‌خواهم این را بگویم که راه درمان اعتیاد بوده و هست از ۲۰ سال پیش برای من بوده است؛ مسیر درمان اعتیاد بود؛ اما برای من نمایان نبود، نمی‌دانم چه انقلابی در درون من اتفاق افتاد، چه جرقه‌ای در درون من زده شد که پای من در کنگره باز شد.
یک جمله‌ای را به‌خاطر دارم که همیشه به مادرم می‌گفتم آن‌هم این بود که شما اگر سر من را در کنار جدول بگذارید و گوش‌تاگوش سر من را ببرید من کنگره نمی‌آیم، عذرخواهی می‌کنم که به این صورت بیان می‌کنم اما می‌گفتم من بروم با یک عده مصرف‌کننده بنشینم که چه بشود؛ فکر می‌کردم که مصرف‌کننده نبودم؛ اما بسیار هم مصرف‌کننده بودم؛ ولی از این موضوع اطلاعی نداشتم.
من محرک مصرف می‌کردم و انسان بسیار احساساتی هم بودم؛ کسانی که محرک مصرف می‌کنند می‌دانند که به‌اصطلاح اشکشان دم مشکشان است؛ این نکته بسیار برایم جالب بود، تازمانی که خواسته خواهرم بود، خواسته مادرم بود، خواسته برادرم بود راه نمایان نبود اما زمانی که خواسته درمان خواسته خودم شد راه و مسیر برایم نمایان شد.
من جرئت خودکشی را نداشتم و می‌خواستم که به یک نحوی هم از این اعتیاد رها بشوم؛ اما برای چشمان من تمام راه‌ها بسته بود، من ماشین را خیلی سریع می‌روندم و به خداوند دعا می‌کردم که کاش بشود من تصادف کنم و سر من به جایی برخورد کند تا من فراموشی بگیرم تا مصرف مواد از یادم برود، این موضوع آن‌قدر برایم مبهم بود که اصلاً به این موضوع که شاید تصادف باعث بشود من بمیرم یا باعث شود من فلج بشوم و... توجهی نمی‌کردم.
به دنبال راهی بودم که اعتیاد خود را درمان کنم، به دنبال راهی بودم که بتوانم شب سرخود بر بالش گذاشته و بدون فکر به اینکه فردا مواد مخدر خود را چگونه تهیه کنم، از کدام کاسب بخرم، در کجا مصرف کنم بیدار بشوم؛ در جلوی چشممان من تمام راه‌ها بسته شده بود و هیچ راهی را برای خود نمی‌دیدم؛ اما یک روزی که در نزدیکی نمایندگی صالحی بودم دستان خود را بالا بردم و با قلبی شکسته به خداوند دعا کردم که راهی را در جلوی من بگذارد و آنجا بود که من پیش خود گفتم بهتر است که به کنگره ۶۰ هم یک سری بزنم.



در آن زمان بود که مسیر کنگره برای من نمایان شد، همان‌طور که پیش‌ازاین نیز گفتم مسیر کنگره بوده و هست؛ اما من در این مدت آموختم که مسافران در این مسیر به دودسته تقسیم می‌شوند، آن‌هم این است که ما در این مسیر کنگره چه چیزی را برداشت می‌کنیم اگر بتوانیم ماهیت کنگره را پیدا کنیم در این مسیر به‌راحتی به درمان می‌رسیم؛ اما اگر در این مسیر چیزی را که باید پیدا نکنیم به رهایی نخواهیم رسید.
روی سخنم با کسانی است که به‌تازگی وارد کنگره ۶۰ شده‌اند باید در این مسیری که وارد شده‌اید چیزی پیدا بکنید که بیشتر از مصرف مواد مخدر به شما انرژی بدهد، اگر بتوانید این موضوع را پیدا بکنید به‌راحتی رها می‌شوید و به نظر من این ماهیت اصلی همان عشق و محبت جاری در کنگره است، امیدوارم که همه انسان‌هایی که در کنگره هستند بتوانند به گنج درونی خود دست پیدا کنند و به رهایی برسند. از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید سپاسگزارم.

عکاس: مسافر علی
تایپ و ویرایش : مسافر امید
تنظیم و ارسال: مسافر منصور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...