جلسه هشتم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رفسنجان با استادی مسافر میلاد ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر اصغر با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من » سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به فعالیت نمود
سخنان استاد:
از آقای مهندس دژاکام وخانواده محترمشان که بنیان کنگره ۶۰ هستند وتشکر میکنم.
از راهنمای خوبم اقا محسن که پایه و اساس رفسنجان هستند تشکرمی کنم .
تشکر می کنم از تمام خدمتگذاران که از کرمان می آیند و توی رفسنجان خدمت می کنند .
ویک تشکر هم می کنم از راهنمای محترم اقا علیرضا واقا محمد که امروز استادی جلسه رو به من واگذار کردند .
در رابطه با دستور جلسه اقای مهندس اینقدر همه چی رو قشنگ توضیح دادند که اصلااحتیاج به شفافیت نداره یعنی همه چیز رو خودشون گفتند.
اسم وادی ها رو که مثلا میگن در مورد وادی هفتم رمز و راز حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری انچه ما برداشت می نماییم .
در وادی اول تا چهارم که ما روی تفکر متمرکز شدیم که اول کاری که میخواهیم انجام بدهیم روش فکر کنیم و چگونه ان کار را انجام بدهیم .
در وادی پنجم دانستیم که چگونه بایستی افکار واندیشه های خود را از قوه به فعل در بیاوریم در وادی ششم فرمانروایی عقل را به رسمیت شمردیم و اون را شناختیم .
واما در وادی هفتم رمز وراز کشف حقیقت هست بایستی اول بدانیم که عقل ما به چه سمتی می رود و چطوری ما باید با نیروهای خوب پی ببریم که ان کار را انچه برداشت میکنیم درست انجام بشه و ان چیزهایی که مجهوله توی ذهنمان ما بتوانیم حلش بکنیم.و در این مسیر دوستان زیادی بودند که قربانی شدند راه رو پیدا نکردند اشتباه رفتند به دلیل های مختلف مثلا از جمله خودم زمانی که مصرف کننده بودم بارها اومدم ترک کنم ولی راهم رو اشتباه رفتم با قرص های گیاهی با داروهای خواب اور و با انواع و اقسام راهها راه را پیدا می کردم ولی چگونه به اون راه بخوام برسم راه رو اشتباه می رفتم به اون مقصد نمی رفتم تا اینکه بالاخره با کنگره اشنا شدم .دلم می خواست ترک کنم از این گرفتاری در بیام ولی چگونگی ان را نمی دانستم خیلی هم با این موضوع مشکل داشتم . باکنگره اشنا شدم حول و حوش ۴ سال پیش به خاطری که کنگره کرمان بود دودوباره راه را اشتباه رفتم همه اش به خودم می گفتم سخته نمی توانی بروی کرمان چطور می خواهی این مسیر را طی کنی چطوری می خواهی بیایی به خانواده چه بگویی با این حال داشتم خودم را گول میزدم هم دوره ی خودمون از دوستان رفسنجان بودند راه رو پیدا کردند و برداشتشون از این این بود که بروند به رهایی می رسند دوباره این اشتباه رو کردم اون سال و نرفتم تا اینکه شد کنگره امد رفسنجان و یک تشکر دیگه هم میکنم واقعا از اقا محسن که این وقت رو گذاشتند برای رفسنجان که کنگره در رفسنجان امد در وادی هفتم که یعنی وقتی راه را پیدا میکنی بالاتر از اون چگونه به هدف رسیدن است که من همیشه راه را پیدا می کردم ولی متاسفانه به هدف نمی رسیدم .
ممنونم که با سکوت زیباتون به سخنان من گوش کردین

تایپ:مسافر محمدحسین لژیون دوم
عکس و بارگذاری : مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
180