سخنان استاد:
سلام دوستان، خاطره هستم یک مسافر
دستور جلسه این هفته وادی هفتم و تاثیر آن روی من است؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.» ما زمانی که وارد کنگره میشویم، یعنی راه به ما نشان داده شده است، اما برداشتها یکسان نیست. همه کسانی که وارد این مسیر میشوند، الزاماً به رهایی نمیرسند، همه خدمتگزار، راهنما یا مرزبان نمیشوند. بستر برای همه یکسان است؛ نمایندگی، راهنما، پارک، آموزشها... همه در اختیار عموم قرار گرفته دارد، اما آنچه تفاوت ایجاد میکند، برداشت هر شخص از این مسیر است.
کنگره برای ما مانند اقیانوسی بزرگ، یا سفرهای گسترده پر از آموزش و نعمت است؛ ممکن است کسی تنها بهاندازه یک استکان از این اقیانوس برداشت کند و دیگری بهاندازه یک دریا. باید قدر این نعمت را بدانیم، بهخصوص زمانی که درگیر بحرانها و مشکلات زندگی میشویم، تنها کنگره حال ما را خوب میکند. آموزشهایی که در کنگره میگیریم، نباید در حد شعار، نوشتن سیدی یا صحبت کردن باقی بماند؛ آموزشها زمانی ارزش خود را نشان میدهند که من در شرایط سخت بتوانم آنها را به کار ببندم، خودم را کنترل کنم، شرایط را بپذیرم، پشت سد مشکلات متوقف نمانم و گرفتار خشم و ناامیدی نشوم.
اینها همان برداشتهایی هستند که من باید از آموزشها داشته باشم.
در عنوان وادی میگوید؛ «رمز و راز کشف حقیقت»، بهتر است هرکدام از این واژهها را بشناسیم؛ «راز» به معنای مطلبی پوشیده و پنهان است و «رمز» چیزی است که برای فهمیدن آن نیاز به کلید داریم؛ درست مانند رمز یک گاوصندوق. کشف یعنی پیدا کردن و حقیقت آن چیزی است که بر راستی و درستی دلالت دارد. روش DST، درمان اعتیاد، درمان سیگار و روش کاهش وزن، همگی مانند یک راز بودند، اما آقای مهندس این مسیرها را کشف و پیدا کردند و راهحل آن را در اختیار ما قرار دادند.
وقتی صحبت از کشف «حقیقت» میشود؛ منظور حقیقتی واقعی و اصیل است، نه چیزی ساختگی و موقتی. حقیقت چیزی است که بوده، هست و خواهد بود، با گذشت زمان از بین نمیرود و اصل آن تغییر نمیکند. روش DST و داروی OT برای درمان اعتیاد، و آدامس نیکوتین برای درمان سیگار، بر پایه همین حقیقت قرار گرفتهاند. روشی راستین که با گذشت زمان دچار تغییر و جایگزینی نمیشود.
در ادامه وادی هفتم، درباره انسان کمخرد و انسان خردمند صحبت میشود. خداوند عقل را به عنوان پیامبر درون به ما عطا کرده است. عقل، راه و چاه را به ما نشان میدهد و دارای فر ایزدی است، به خودی خود حکم اشتباه صادر نمیکند، مگر اینکه اطلاعات نادرست و غلط به آن داده شود. ما زمانی که میخواهیم یک کار ضدارزش انجام دهیم، معمولاً آشکارا و با چهرهای زشت و کریه به سراغ ما نمیآید، بلکه اغلب ظاهری زیبا و فریبنده دارد. گویی لباس زیبایی بر تن آن میکنند و به ما ارائه میدهند؛ این سیگار را بکش یا این دارو را بخور، آرام میشوی. این را مصرف کن، استرست کم میشود.
بارها شنیدهایم که سیگار باعث کاهش استرس میشود، اما درواقع سیگار ترشح هورمون کورتیزول که همان هورمون استرس است را بهشدت افزایش میدهد. شاید فرد در لحظه مصرف احساس آرامش کند، اما این احساس ماندگار نیست و خیلی زود جایش را به اضطراب میدهد. ماندگاری نیکوتین در بدن ۲۰ دقیقه است و پس از آن، دوباره میل به مصرف به وجود میآید. اگر چیزی حقیقی باشد، چرا اثر آن اینقدر کوتاه است و بعد از مدتی دوباره به آن نیاز پیدا میکنم؟
سیگارکشیدن با یک نخ شروع میشود، اما با ادامه مصرف، جایگزینی در بدن اتفاق میافتد. در آموزشهای کنگره درباره فرایند شکلگیری این وابستگی بسیار صحبت شده است. زمانی که جایگزینی اتفاق میافتد، نیکوتین سیگار جایگزین نیکوتین آمید طبیعی بدن میشود و ناچار به دریافت آن از بیرون نیاز پیدا میکند.
ما برای انجام هر کاری باید دلیل و انگیزهای داشته باشیم؛ بدون دلیل و انگیزه قوی، شروع کردن هر کاری برایمان دشوار است، چون تغییر همیشه با سختی همراه است. مثلاً اگر ساعت دیواری خانهمان را از یک طرف دیوار به طرف دیگر منتقل کنیم، روزهای اول ناخودآگاه به جای قبلی آن نگاه میکنیم. اما با گذشت حدود ۲۱ روز، این تغییر کمکم در ذهن و جسم ما نهادینه میشود و دیگر به جای قبلی ساعت فکر نمیکنیم. ساعت همچنان وجود دارد و از بین نرفته، تنها جای آن تغییر کرده است.
درمان سیگار نیز به همین شکل است. زمانی که روی برنامه آدامس میروم، دریافت نیکوتین قطع نشده و همچنان به بدنم میرسد، اما شکل دریافت آن تغییر کرده است؛ پیش از این به صورت کشیدنی دریافت میکردم، و اکنون به شکل خوراکی. بنابراین نباید از این تغییر بترسم. ترس زمانی است که به صورت سقوط آزاد سیگار یا موادم را کنار بگذارم، یعنی جایگزینی وجود ندارد، نه مواد مورد نیاز بدنم از درون تولید میشود و نه از بیرون دریافت شود. اما در روش DST، جایگزینی انجام شده و بدن همچنان آنچه را نیاز دارد دریافت میکند. گاهی لازم است نفسم را سر کار بگذارم و بعضی خواستهها را به «بعداً» موکول کنم. همین «بعداً» گفتنها، باعث میشود سازگار در بدنم اتفاق بیفتد و درنهایت به درمان برسم.
تایپ: مسافر زهرا- نمایندگی لاله کرج
ویرایش و ارسال: مسافر خاطره
- تعداد بازدید از این مطلب :
18