جلسهی اول از دورهی چهاردهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی راهنما مسافر محمدباقر، نگهبانی مسافر رسول و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسهی « وادی هفتم و تأثیر آن روی من » روز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمدباقر هستم یک مسافر، ابتدا از این که یکبار دیگر توفیق حضور در کنگره ۶۰ را پیدا کردم، خدا را شکر میکنم و از نگهبان جلسه، گروه مرزبانی و ایجنت محترم کمال تشکر را دارم که بنده را امروز به عنوان استاد جلسه انتخاب نمودند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسهی امروز در مورد وادی هفتم و تأثیر آن روی من میباشد. وادی هفتم به ما میگوید رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. ما باید برای رسیدن به هر هدفی ابتدا باید مسیر خودمان را پیدا و مشخص کنیم و باید بدانیم که کدام راه را باید طی کنیم تا به آن هدف برسیم و بعد پیدا کردن راه و مسیر خودمان، باید برداشت و نتیجهای از طی کردن این راه به دست آوریم.

آقای مهندس برای درمان اعتیاد راه و روش درست را پیدا کرده و در اختیار ما گذاشتند. حال اگر آقای مهندس زمانی که این راه و متد را کشف کردند اگر ایشان خودشان وارد این راه نمیشدند و این متد را انجام نمیدادند آیا از پیدا کردن آن راه میتوانستند ثمره و برداشتی داشته باشند؟ مطمئنا میگوییم نه. پس این دو گزینه پیدا کردن و برداشت کردن باید در کنار هم باشند. حال که مسیر درست یا همان کنگره ۶۰ برای ما مصرف کنندگان پیدا شده است آیا با وارد شدن به این بستر، چیزی برداشت میکنیم؟ انسانهای خردمند، قبل از انجام هر کاری ابتدا فکر میکنند و بهترین راه را برای انجام آن کار پیدا میکنند و بعد آن کار را انجام میدهند.
ولی کسی که مصرف کننده و یا کم خرد باشد بعد از انجام هر کاری، وقتی با مشکلی روبرو میشود تازه به این فکر میافتد که راهی برای حل این مشکل پیدا کند، یعنی اول کار را انجام میدهد و بعدا که به مشکل برخورد کرد تازه به این فکر میکند که بهترین راه را پیدا کند. حال مهمترین قسمت این دستور جلسه اینجاست که این وادی هفتم چه تاثیری روی من دارد؟ من قبل از شروع هر کاری ابتدا باید بهترین راه و مسیر را برای انجام آن کار پیدا کنم و وقتی وارد این راه شدم بدانم که از این راه چه چیزی را برداشت میکنم.
اکنون ما در این شعبه روی کاغذ نزدیک ۴۰ نفر عضو داریم که همگی راه درست را پیدا کردند ولی آیا از اینجا برداشتی هم داریم؟ آیا برداشت این است که من هدف اصلی خودم که درمان اعتیاد است رها کنم و به کار شخصی خودم برسم؟ نه، اکنون کار و هدف اصلی ما درمان اعتیاد میباشد. یک سفر اولی که از زندگی و کار شخصی خودش میگذرد تا اینجا حاضر باشد باید خیلی خوشحال باشد چون به آن درک و آگاهی رسیده است که درمان اعتیاد از هر چیزی واجبتر میباشد. خیلی مواقع سفر اولیها گلایه میکنند که ما از وقتی وارد کنگره ۶۰ شدیم با مشکلات زیادی برخورد میکنیم.
این دقیقا عین این میماند که فرض کنیم که ما با ماشین در حال رفتن به سمت شمال هستیم. موقع رفتن ما فقط آن ماشینهایی که جلوی ماشین ما در حال حرکت هستند را میبینیم. ولی اگر ما همین مسیر را برگردیم انواع مختلف ماشینها و انسانها را خواهیم دید. ما زمانی که مواد مخدر مصرف میکردیم با آن مشکلات و نیروهای منفی و گرفتاریها دقیقا هممسیر و همسو بودیم و چون هممسیر بودیم آنها را نمیدیدیم و اگر یک اتفاقی هم میافتاد متوجه نمیشدیم. ولی اکنون که در حال برگشت از این مسیر و راه منفی هستیم، پس مطمئنا این مشکلاتی که با ما هممسیر و همسو بودند اکنون روبروی ما قرار خواهند گرفت و ما آنها را بهتر میبینیم.
دقیقا عین این که ما قبلا رو به تاریکی بودیم و قادر به دیدن هیچ چیزی نبودیم. ولی وقتی از تاریکی به سمت روشنایی بر میگردیم این مشکلات به چشم ما میآیند و برای همین خیلی مواقع از روی ناآگاهی میگوییم که چون ما به کنگره آمدیم این مشکلات برای ما پیش آمده است. این موضوع اصلا ارتباطی به کنگره آمدن ندارد، چون بیرون از کنگره هم اگر ما در مسیر غلط و منفی باشیم و بخواهیم به مسیر درست و مثبت برگردیم مشکلات و نیروهای منفی سعی میکنند که ما را از این کار منصرف و دلسرد کنند. این مشکلات وقتی که ما راه کج میرفتیم هم وجود داشت ولی ما آنها را نمیدیدیم.\

حالا که میخواهیم انسان درست و صالحی شویم این مشکلات را به چشم میبینیم. پس نتیجه میگیریم ما هر راهی را که برویم اگر بخواهیم از آن راه برگردیم مطمئنا به یک چیزهایی برخورد خواهیم کرد. اول از همه به خودم میگویم امیدوارم همهی ما مخصوصا سفر اولیها، درمان اعتیاد را در اولویت خودمان قرار بدهیم. اعتیاد در اصل فقط یک کلمه است که با بودنش هزاران چیزی که داشتیم را از ما گرفته بود ولی با درمان اعتیاد همان هزاران چیز به ما بر میگردد. پس باید صبور باشیم و تلاش کنیم تا دوباره زندگی از دست رفته خودمان را به دست آوریم. از این که به حرفهای من توجه نمودید از همهی شما ممنونم.
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
112