سلام دوستان محدثه هستم همسفر
در مورد وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم»
باید بگویم وقتی مسافر من برای اولین بار در کنگره 60 سفر کردند من به هیچ وجه موافق نبودم؛ چون اعتیاد مسافرم را اصلا مشکل نمیدانستم و به فکر راه یا چارهای هم نبودم؛ تا اینکه بعد از شش الی هفت ماه سفر، مسافرم سفرش را خراب کرد که شاید 70 درصد آن تقصیر من بود و ایشان هم بعد از آن دیگر به کنگره نرفتند. بعد از چند سال اعتیاد، مسافرم از مصرف تریاک کشیدنی به مصرف زیاد کشیدن و بعد به تریاک خوراکی و افزایش مصرف آن روی آورد؛ تا اینکه ما عمیقا در ته تاریکی قرار گرفتیم و برای بیرون آمدن از این تاریکی هیچ راهی نمیشناختیم.
الان که فکر میکنم در آن زمان حاضر بودم هر هزینهای را پرداخت کنم تا مشکل اعتیاد مسافرم تمام شود؛ به فکر راه درست یا جسم و روحوروان او نبودم؛ تا اینکه یک نفر به مسافرم گفت به تهران برود، آنجا سرم وصل میکنند و زود خوب میشوید؛ بعدها متوجه شدم اسم این روش سمزدایی است.
آقای مهندس در کتاب 14 مقاله میفرمایند آیا مسافرهای شما را مار نیش زده است که پادزهر میخواهید؟! خیلی پشیمان شدم و شرمنده مسافرم؛ ولی آنموقع آگاهی از سیستم ایکس و سیستم بیوشیمی شخص مصرف کننده نداشتم که نمیدانستم مصرف مواد مخدر چه بلایی سر جسم آنها ایجاد کرده است. مسافرم در یک سال سه مرتبه برای سم زدایی به تهران رفت؛ با کلی دارو و قرصهای جورواجور و هزینه زیاد؛ وقتی برگشتند حالشان بهتر که نشد هیچ، بدتر هم شد. قرص، دارو و این دفعه الکل هم اضافه شد؛ تقریبا تا اوج تاریکی رفتیم. دلم میخواست مسافرم را نجات دهم اما هیچ راهی را بلد نبودم و فقط از خداوند کمک میخواستم؛ و او صدایم را شنید و معجزه زندگی من اتفاق افتاد؛ یاد دوستم که با مسافرشان کنگره میرفتند افتادم تماس گرفتم نه سلامی نه علیکی، زدم زیر گریه و کمک خواستم؛ از خداوند بزرگ میخواهم انشاالله هیچ روزی اشکی از چشمان دوستم جاری نشود و اگر هم اشکی جاری شد، اشک شوق و خوشحالی باشد.به دوستم گفتم میشود دوباره مسافرم را به کنگره ببرید؟ گفتند نه ما نمیتوانیم کسی را به زور ببریم.
وقتی به کنگره آمدم فرق بین رهجو و زورجو را فهمیدم رهجو کسی است که خودش جوینده راه باشد. حالا که راه را پیدا کرده است این به تنهایی کافی نیست. آقای مهندس می فرمایند: با کاشفان نشستن دردی را دوا نمی کند باید خودت کاشف شوی. دوستم فرمودند نمیشود به زور کسی را به کنگره برد اما خودت میتوانی به کنگره بیایی؛ کور سوی امیدی برای من پیدا شد و این دفعه به هیچ وجه نمیخواستم بهترین راهی که خدا برای من و مسافرم فرستاده است را از دست بدهم. من زودتر از مسافرم به کنگره آمدم چون این دفعه مسافرم باور نداشت که به الکل گرفتار شده است خدا را شکر راهش دوباره به کنگره باز شد بهترین راه و کامل ترین راه کنگره بود که خداوند سر راه من قرار داد و من توانستم بعد از چهارده ماه سفر شاهد رهایی مسافرم از دام اعتیاد باشم از آقای مهندس تقدیر و تشکر می کنم که چنین بستری را فراهم کردند تا من و امثال من را از تاریکی نجات دهند ولی تا وقتی که خودمان شروع به کشف کردن نکنیم هیچ چیزی تغییر نمی کند. سپاسگزارم
تایپ و نگارش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون اول) دبیر سایت
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بجنورد
- تعداد بازدید از این مطلب :
31