دوازدهمین جلسه از دوره چهاردهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی مسافر سلطانعلی، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر محمد ، با دستور جلسه" وادی هفتم وتاثیرآن روی من" در روز چهارشنبه 25 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق خدمت در این جایگاه نصیبم شد تا در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» است. این وادی برای من یکی از کلیدیترین و تعیینکنندهترین وادیها بوده و هست، چون دقیقاً به همان نقطهای اشاره میکند که چرا من در دوران مصرف، همواره سرگردان و در بنبست بودم.همانطور که میدانید، تیتر وادی میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینماییم.»
پیش از ورود به کنگره، تمامِ فکر و ذکر من این بود که «چگونه مصرف نکنم؟» اما چون راه را اشتباه انتخاب کرده بودم، هرچه بیشتر تلاش میکردم، بیشتر در باتلاق فرو میرفتم. من راهکارهای فراوانی را امتحان کردم؛ هر کدام از اینها برای من یک «راه» محسوب میشد، اما نکته اینجاست که آن مسیرها به حقیقتِ درمان نمیرسیدند. در واقع، من فقط به دنبال یک میانبر بودم، نه راهِ اصولی. وادی هفتم به من یاد داد که «یافتن راه» یعنی پیدا کردن مسیری که به سلامت، عقلانیت و بهبودی واقعی ختم شود، نه راهی که فقط مسکن موقت باشد.
تأثیر عمیق این وادی بر روی من این بود که فهمیدم «راه درست» همیشه با سختیها و البته صبوری همراه است. وقتی وارد کنگره شدم و متد DST را پیدا کردم، متوجه شدم که این همان راهی است که سالها دنبالش میگشتم. اما اینجا بخش دوم وادی به میان میآید: «آنچه برداشت مینماییم.»فقط وارد شدن به کنگره کافی نیست. منِ مسافر اگر وارد کنگره شوم، شربت هم بگیرم، اما گوش به فرمان راهنما نباشم، در جلسات مشارکت نکنم، سیدی ننویسم و آموزشهای جهانبینی را در زندگیام کاربردی نکنم، عملاً دارم راه را اشتباه میروم. من در این مسیر یاد گرفتم که اگر یک کیسه گندم را در زمین شورهزار بکارم، برداشت من خس و خاشاک خواهد بود. پس اگر در کنگره، در محیطی که برای درمان و رهایی مهیا شده، منِ مسافر تنبلی کنم یا در حاشیه باشم، نتیجهای جز شکست نخواهم گرفت.jpg)
وادی هفتم به من یاد داد که انسانهای «کمخرد» کسانی هستند که ابتدا حرف میزنند و بعد فکر میکنند؛ کسانی که همیشه در حالِ «چرا گفتن» هستند و همیشه دیگران را مقصر وضعیت خود میدانند. اما انسانهای «خردمند» ابتدا راه را پیدا میکنند و بعد با تفکر، بررسی و حرکت درست، بیشترین بهره را از آن مسیر میبرند.امروز اگر آرامش و تعادلی در زندگی من وجود دارد، به خاطر این است که یاد گرفتم «راست بودن» و «در صراط مستقیم بودن»، بهترین راه است. من یاد گرفتم که هر مشکلی در زندگی، یک قفل است که نیاز به «رمز» دارد و رمز آن هم فقط تفکر و حرکت در مسیر درست است. من یاد گرفتم که در هر جایگاهی (چه سفر اول، چه سفر دوم، چه خدمتگزار) باید بذر خوب بکارم تا برداشت خوبی داشته باشم.امیدوارم همه ما بتوانیم با درک عمیق این وادی، نه تنها در درمان اعتیاد، بلکه در تمام مراحل زندگی، راه درست را از بیراهه تشخیص دهیم و در نهایت، به آرامش و حقیقتی که شایسته آن هستیم، برسیم.از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم. لطفاً خودتان را تشویق کنید.
عکس: همسفرمسعود- لژیون دوم
ارسال و بارگزاری خبر:مسافر محمد- لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53