English Version
This Site Is Available In English

وادی‌ها هر سال در دستور جلسات تکرار می‌شوند اما برداشت ما از آن‌ها تغییر می‌کند.

وادی‌ها هر سال در دستور جلسات تکرار می‌شوند اما برداشت ما از آن‌ها تغییر می‌کند.

جلسه چهارم از دور نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی‌ مسافر منصور نگهبانی مسافر مهرداد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (( وادی هفتم و تاثیر آن روی من )) در تاریخ 25 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، منصور هستم یک مسافر. از نگهبان عزیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من گذاشت تا در خدمت شما باشم نمایندگی خیلی خوش حسی دارید و از حضور در این شعبه حس بسیار خوبی می‌گیرم. امیدوارم افراد زیادی در این شعبه به رهایی برسند و از راهنماها و مرزبانانی که اینجا خدمت می‌کنند و چراغ این مکان را روشن نگه می‌دارند و به همه ما انرژی می‌دهند کمال تشکر را دارم، انشاالله خیر این خدمت در زندگی شان جریان داشته باشد.
دستور جلسه امروز «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» است. در سرتیتر این وادی گفته می‌شود: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم» و این جمله هر سال برای من معنای تازه‌ای پیدا می‌کند، چون وادی‌ها هر سال تکرار می‌شوند اما برداشت ما از آن‌ها تغییر می‌کند. سال گذشته فکر می‌کردم این وادی را کاملاً فهمیده‌ام، اما امسال که دوباره به آن فکر می‌کنم می‌بینم نکات جدیدی برایم باز شده و این نشان می‌دهد که آموزش‌ها پایان‌پذیر نیستند و هر بار لایه‌ای تازه از آن‌ها آشکار می‌شود.
مهندس در سی‌دی‌ها توضیح می‌دهد که این وادی هم برای امور کوچک زندگی کاربرد دارد و هم برای بزرگ‌ترین تصمیم‌ها. شاید هزار نفر از کنار این تابلو رد شوند اما فقط کسی که آمادگی و انرژی لازم را دارد وارد مسیر می‌شود. من خودم قبل از ورود به کنگره هزار مسیر را امتحان کردم؛ کلینیک، قرص گیاهی، کمپ و هر راهی که فکر می‌کردم شاید کمک کند، اما هیچ‌کدام مرا به حال خوبی که دنبالش بودم نمی‌رساند. حتی زمانی که در کمپ اجباری بودیم و با دوستان صحبت می‌کردیم، همه حرف‌هایمان در همین وادی می‌چرخید اما منیت اجازه نمی‌داد حقیقت را ببینیم.وقتی برای اولین بار وارد کنگره ۶۰ شدم، هر بار که مصرف می‌کردم تمام وادی‌ها در ذهنم می‌چرخید چون می‌دانستم راه درست همین‌جاست، اما انرژی لازم برای مقابله با صدایی که مرا به مصرف تشویق می‌کرد نداشتم. راهنما به من گفت وقتی آن صدا شروع می‌شود و تو را به مصرف دعوت می‌کند، فقط کافی است یک لحظه رویت را برگردانی و نروی، اما همین یک لحظه یک فرمان می‌خواهد، یک اجازه می‌خواهد. در سی‌دی «بادبادک باز» مهندس توضیح می‌دهد که این بخش اول مسیر است؛ یعنی وارد شدن به راه درست. اما بخش دوم این است که ببینیم از این مسیر چه برداشتی می‌کنیم و چگونه از آن استفاده می‌کنیم.برداشت من این است که کنگره ۶۰ برای هر مسئله منفی در زندگی من یک راه‌حل قرار داده و این راه‌حل از طریق راهنما به من منتقل می‌شود، چون راهنما آن مسیر را قبلاً رفته و مشکل مرا بهتر از خودم می‌فهمد. مثلاً وقتی دچار کینه می‌شوم، راهنما یک سی‌دی معرفی می‌کند چون خودش این مشکل را داشته و روی آن کار کرده است.
برای من این‌طور نبود که بعد از درمان اعتیاد از کنگره بروم، چون قبل از اعتیاد یک ‌سری صفات منفی در من شکل گرفته بود و من با مصرف فقط می‌خواستم آن خلأها را پنهان کنم، نه اینکه آن قفل‌ها را باز کنم. یا از ترس یا از ناامیدی مصرف می‌کردم تا با آن دردها روبه‌رو نشوم و شکرخدا در کنگره ماندگار شدم، این وادی به من کمک کرد که وقتی سر جلسه می‌نشینم و حال خوب شما عزیزان را می‌بینم، به درون خودم نگاه کنم و ببینم چرا حال من خوب نیست و چه چیزی کم دارم. ممکن است گاهی حس حسادت بیاید، اما می‌توانم همان حس را به غبطه تبدیل کنم و بگویم بخدا قوت بدهد و من هم باید به این حال خوب برسم. نتیجه اصلی این است که به ما قدرت می‌دهند تا بتوانم از فرمان درست پیروی کنم. وقتی راهنما به من می‌گوید مثلاً برو روی سیگار کار کن، نفس و انرژی او راه را برای من باز می‌کند، اما اینکه من چقدر انرژی بگذارم و چند درصد از توانم را صرف کنم تا آن صفحه را ببندم، به خودم بستگی دارد.وقت من تمام شد و امیدوارم از مشارکت شما عزیزان استفاده کنم.

تهیه و تنظیم : گروه سایت نمایندگی دماوند

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...