جلسه دوم از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر فرهاد، با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" روز چهارشنبه، 25 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز پیرامون «وادی هفتم و تأثیر آن بر زندگی من» است؛ وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.»
در جلسات و سیدیهای بزرگان، بارها این وادی را شنیدهایم. در سفر اول، درک این وادی برایم ساده و شاید سطحی بود؛ اما هرچه در مسیر پیش میرویم، مفاهیم عمیقتری از کلمات «رمز»، «راز»، «راه»، «برداشت» و «حقیقت» آشکار میشود.
من میخواهم تنها بر کلمه «راه» تمرکز کنم. در دوران سفر اول، به دلیل اتفاقات زندگی و تاریکیهایی که تجربه کرده بودم، در شرایطی قرار گرفتم که آقای مهندس آن را «سرمای ۶۰ درجه زیر صفر» نامگذاری کردهاند. در اعماق آن تاریکی، زمانی که تلنگری به من وارد شد و به فرمان عقل نزدیک شدم، به دنبال راهی برای بازگشت به تعادل بودم.
وقتی یک رهجو وارد کنگره میشود، زیباییها و حرمتهای شعبه او را جذب میکند. اما باید دقت کرد؛ «بهترین راه» همیشه کوتاهترین راه نیست، بلکه راهی است که به درمان قطعی و حال خوشِ پایدار ختم شود. تفاوتِ کنگره با سایر انجمنها در همین نتیجه است؛ همان حال خوبی که باعث میشود رهجو تا آخرین لحظه در شعبه بماند.
در سفر اول، کلیدِ رسیدن به حال خوش، «فرمانبرداری» است. گوش دادن به سیدیها، مطالعه کتابها و اجرای دقیق دستورات راهنما، باعث میشود برداشتِ درستی داشته باشیم. پایان سفر اول، پایانِ یک مسیر و آغازِ خطی جدید است. در سفر دوم، مسیر هم سخت است و هم سهل؛ اگر مصمم و منضبط نباشیم، سقوط میکنیم. اما اگر گوشبهفرمان باشیم، این نظم ما را به جایگاهی میرساند که میتوانیم خدمتگزار شویم. خدمتگزاری، انرژی و لیاقتی به انسان میدهد که به جایگاه راهنمایی برسد و خود چراغی برای درمانِ دیگر مسافران باشد.
در پایان، آن حالِ خوشی که در چهره آقای مهندس میبینیم، برای من ارزشمندترین الگوست؛ چرا که عشقِ خالص، مسافران را از شهرهای دور به این مکان میکشاند تا در مسیر حقیقت قرار بگیرند.
ضبط صدا و عکس: مسافر سعید لژیون ۹
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر حسین لژیون 1
- تعداد بازدید از این مطلب :
64