English Version
This Site Is Available In English

شاید ما دست خداوند بر روی زمین باشیم

شاید ما دست خداوند بر روی زمین باشیم

به نام خداوندی که بخشندگی را در وجود ما نهاد و بخشندگان از آن رو می‌بخشند که دانسته‌اند، بخشش آنان نادیده گرفته نمی‌شود و فعل نیک آنان بی‌پاسخ نمی‌ماند. اگر بخواهم از حال و هوای خودم در لژیون سردار بگویم، سخن بسیار است و زمان اندک. با ورودم به کنگره، دیدم پا به جایی گذاشته‌ام که حال و هوایی متفاوت دارد، جایی که انسان را به سوی خود جذب می‌کند. در روزهایی که وارد شدم، همه شور و شوق فراوانی داشتند و در تدارک جشن گلریزان بودند. در لژیون، صحبت از بخشش و کمک به دیگران بود، چیزی که برای یک تازه‌وارد تازگی داشت.

وقتی بچه‌های لژیون صحبت می‌کردند، برق عجیبی در چشمانشان دیده می‌شد. با خودم گفتم، این افراد از نظر مالی در جایگاه‌های بالایی هستند و تنها چند سال است که درگیر اعتیاد شده‌اند. این‌ها کجا و من و مسافرم با تخریب چندین ساله کجا؟
در لژیون، هر فردی مشارکتی کرد و من نیز گفتم: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.
چند روز بعد، نوبت جلسه لژیون سردار بود و من شنیده بودم که تا شش ماه، تازه‌واردین نمی‌توانند عضو آن شوند. روز قبل، پیامی از راهنمایم دریافت کردم، کارت دعوتی برای حضور در لژیون سردار و با دیدن آن، حس عجیبی در من به وجود آمد. از یکی از بچه‌ها پرسیدم، گفت: شاید اشتباهی برایت فرستاده شده باشد؛ اما پرس‌وجو کردم و متوجه شدم آن روز افرادی که پرداختی نداشته‌اند نیز می‌توانند به عنوان مهمان در این لژیون شرکت کنند و این کارت دعوت یعنی من نیز به لژیون سردار دعوت شده‌ام.
فردای آن روز از سر کنجکاوی در جلسه شرکت کردم و آنجا بود که با شنیدن سخنان اسیستانت همسفر اعظم درباره بچه‌های سیستان و بلوچستان و همچنین مشارکت بچه‌ها، متوجه شدم همه ما وظیفه داریم در حد توان خودمان کمک کنیم. فهمیدم که همه بچه‌های لژیون سردار نیز لزوماً از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار نیستند و بخشنده بودن، بیش از آنکه توانایی مالی بخواهد، قلبی بزرگ می‌خواهد.

همان روز تصمیم گرفتم من نیز در این گلریزان سهمی کوچک داشته باشم. به نظر من، مهم نیست که چقدر می‌توانی کمک کنی، همین که قدمی در این راه برمی‌داری، مهم است. البته انسان باید تعهدی را که بر عهده می‌گیرد، به انجام برساند؛ پس این حرکت باید همراه با فکر و آگاهی باشد. شاید در این مسیر کمی سختی بکشد؛ اما این سختی اگر برای کمک به دیگری باشد، بسیار زیبا و دلنشین خواهد بود.
اگر به این فکر کنیم که شاید ما دست خداوند بر روی زمین هستیم و دست‌هایی فرستاده شده‌اند تا دست دیگران را بگیرند یا به این بیندیشیم که با پولی که اهدا می‌کنیم، هرچند اندک باشد، ولی می‌توانیم برای دیگری زندگی بهتری بسازیم، آن‌گاه معنای بخشش برایمان زیباتر خواهد شد. به امید آنکه بتوانیم بهای حال خوب امروزمان را بپردازیم و همیشه در این مسیر بمانیم.
در مسیر باد بمان،
تا بوی مهربانیت
تسخیر کند این شهر پر ازبیهودگی را.
در آخر از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا مسیر درست زندگی کردن و انسان بودن را بیاموزیم. از راهنمای خوبم همسفر زهرا نیز صمیمانه تشکر می‌کنم، به خاطر آموزش‌های ارزشمند و راهنمایی‌های دلسوزانه‌شان و در پایان، از خداوند می‌خواهم روزی برسد که هیچ معتادی و هیچ فقیری در هستی نباشد و همه انسان‌ها طعم آرامش، سلامتی و حال خوب را بچشند.

نویسنده: همسفر صدیقه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر الناز رهجوی همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی همسفر سمیه (لژیون  بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...