دوازدهمین جلسه از دور شصتم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پارک لاله با استادی راهنمای محترم همسفر مصطفی و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر احمد روز سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ با دستور جلسه《وادی هفتم و تاثیر آن روی من》راس ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مصطفی هستم، یک همسفر.
از راهنما و دبیر جلسه تشکر میکنم و به گروه مرزبانی خدا قوت میگویم.
دستور جلسه امروز «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم» است. در ابتدای این وادی، جناب مهندس میگویند که از سادهترین تا پیچیدهترین مسائل فلسفی را میتوان با این وادی بررسی کرد. در صحبتهای چهارشنبه نیز جناب مهندس دائماً بر روی تفکر تأکید میکردند. ما چند وادی را پشت سر گذاشتهایم و وقتی به وادی هفتم میرسیم، باز هم چیزی که وجود دارد، تفکر کردن است.
در مورد تجربه خودم، زمانی که سفرم را در کنگره شروع کردم، دائماً منتظر بودم اتفاقی در زندگیام رخ دهد. زندگی من آنقدر بالا و پایین داشت و با تفکرات مسموم و خراب روبهرو بودم که تقریباً از یک جایی به بعد، مسئله مسافرم از ذهنم خارج شده بود و تمام فکر و ذکرم جبران خسارت نسبت به خودم شده بود. زندگیام فراز و نشیبهای زیادی داشت و همیشه به من میگفتند: «گنج درونت را باید پیدا کنی.»
در این وادی، انسانها به دو گروه کمخردان و بیخردان تقسیم میشوند و گفته میشود خردمندان میدانند که گنج، درون خود انسان است و باید با تفکر به جستوجوی آن پرداخت و آن را پیدا کرد.
نقش همسفر نیز درست در همین نقطه پیدا میشود؛ زمانی که من بتوانم گنج درون خودم را پیدا کنم و در کنار مسافرم حرکت کنم. منِ همسفر نیز در این مسیر نیاز دارم به آگاهی و دانایی مؤثر برسم.
دکتر امین میگویند برای رسیدن به دانایی باید آموزش ببینیم و آموزش یکی از اضلاع مثلث دانایی است. برای آموزش دیدن نیز باید مطیع باشیم و استاد داشته باشیم؛ بنابراین داشتن استاد برای همه انسانها ضروری است.
همه دستور جلسات کنگره به یکدیگر متصل هستند. دستور جلسه هفته گذشته، یعنی «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، به من کمک میکند تا بتوانم راه را پیدا کنم. کسی میتواند راه درست را پیدا کند که فرمانبردار باشد و آموزش ببیند. برای آموزش نیز به استاد نیاز دارم و این شرایط در کنگره، هم برای مسافر و هم برای همسفر، بهصورت کامل فراهم شده است و برای شخص من اهمیت بسیار زیادی دارد.
منِ همسفر، با آموزشهایی که در کنگره دریافت کردم، توانستم تضادهای بین خودم و مسافرم را برطرف کنم. وقتی این تضادها برطرف شد، احساس کردم با مسافرم همزبان شدهام؛ حتی تمام اعضای خانواده توانستیم یککلام و با یک زبان با یکدیگر صحبت کنیم.
حقیقتی که جناب مهندس در این وادی از آن صحبت میکنند، در واقع رسیدن به فرمان عقل است. حقیقت این است که بتوانم به آرامی و با آرامش در کنار خانواده و عزیزانم زندگی کنم.
خدا را شکر میکنم که امروز در این جایگاه خدمت کردم و از مشارکتهای شما عزیزان استفاده میکنم.

ضبط، عکس و بارگذاری: مسافر وحید از نمایندگی لوئی پاستور
تهیه شده در گروه مرزبانی سایت پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
82