جلسه چهارم از دوره شصتوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا با استادی همسفر معصومه، نگهبانی همسفر عشرت و دبیری همسفر مژگان با دستور جلسه « وادی هفتم و تأثیر آن روی من » روز سهشنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
الهی دانایی ده که در راه نیافتم
بینایی ده که در چاه نیافتم
بنمای رهی که رهنماینده تویی
بگشای دری که گشاینده تویی
دست به هیچ دستگیری ندهم که ایشان همه فانیاند و پاینده تویی.
همانطور که میدانیم آقای مهندس از وادی اول تا وادی چهارم بر روی تفکر و تمرکز متمرکز شدهاند در وادی پنجم بایستی افکار و اندیشه خود را از قوه به فعل درآوریم و در وادی ششم فرمانروایی عقل را به رسمیت بشناسیم و در مرحلهای قرار بگیریم که عقل با نیروهای خود بعضی از مجهولات را کشف کند تا راه درست را به ما نشان دهد. اما وادی هفتم به ما میگوید که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.
در این وادی بحث را روی پیدا کردن راه ادامه میدهیم تا به اهمیت آن بیشتر پی ببریم؛ زیرا مسئله فوقالعاده مهمی است. انسانها و دوستان زیادی از ما قربانی شدهاند فقط به دلیل اینکه راه را پیدا نکردهاند یا اشتباه رفتهاند. بسیاری از مصرفکنندگان قربانی و زندگیشان متلاشی شد فقط برای اینکه راه را پیدا نکردهاند؛ بعضی از آنها از هیچ تلاشی واقعاً فروگذار نکردهاند، انسانهای بسیار مهم و باارادهای بودند و عزم راسختری داشتند؛ اما فقط در اثر انتخاب غلط راه، وسایل نابودی خود و دیگران را فراهم نمودند.
در این وادی به چهار کلمه مهم اشاره میشود که آنها را شرح میدهم. راز؛ یعنی مطلب پوشیده. رمز؛ یعنی راز نهفته. کشف به معنای آشکار ساختن و پیدا کردن حقیقت. حقیقت؛ یعنی راستی، درستی و به مقصود رسیدن. برای کشف حقیقت و آشکار ساختن هر موضوعی، نیازمند رمز و رازی هستیم که بایستی آن را بگشاییم؛ مثل کلید گاوصندوق. اگر گاوصندوقی در اختیار داشته باشیم اما کلید آن را نداشته باشیم، نمیتوانیم آن را باز کنیم تا ببینیم داخل آن چیست؛ آنگاه تبدیل به راز میشود. بعد برای اینکه بتوانیم از چیزی که پیدا کردهایم برداشت خوبی داشته باشیم، باید در مسیر خوبی حضور داشته باشیم تا با طی کردن مسیر و حرکت کردن به حقیقت برسیم.
در این وادی انسانها به دو گروه تقسیم شدهاند؛ انسانهای کم خرد و خردمندان
انسانهای کمخرد کسانی هستند که قبل از تفکر، حرف میزنند و کاری را انجام میدهند. وقتی دچار اشتباه یا مشکل میشوند خودشان را سرزنش میکنند و میگویند چرا نفهمیدم؟ چرا این کار را انجام دادم؟ آنها تصور میکنند که بهترین راه، کوتاهترین راه است؛ در نتیجه به قول آقای مهندس، از چاله درآمده و به چاه میافتند. گروه دوم انسانهای خردمند؛ افرادی هستند که قبل از لب گشودن برای سخن گفتن فکر میکنند؛ چون میدانند خود سخن، راهی برای رسیدن به هدف است. آنها شرایط را میسنجند و میدانند که بهترین و ماندگارترین سخن، گنج درون است. اگر من معصومه بتوانم گنج درون خود را پیدا کنم، میتوانم در مسیری که میخواهم؛ یعنی صراط مستقیم حرکت کنم. صراط مستقیم راهی است که ما را به مقصد یا هدفی که در کنگره داریم میرساند.
آخرین جملهای که در وادی به آن اشاره شده، این است؛ گاهی عکسالعمل نشان ندادن خود، یک عکسالعمل است. من معصومه قبل از ورود به کنگره، جزء گروه اول و همان کمخردان بودم. بندهای خاصی در خود داشتم که توانستم یک به یک آنها را باز کنم. اولین بند، بند منیت بود؛ قبل از کنگره اجازه صحبت به کسی نمیدادم و میگفتم من بیشتر از شما میدانم.
وقتی به خانه برمیگشتم با همان ویژگی کمخردان، مینشستم و با خود میگفتم چرا آن حرف را زدم؟ نفهمیدم. گاهی هم میگفتم: نه، من درست فهمیدم طرف مقابل متوجه نمیشد. خدا را شکر میکنم که به حال خوش رسیدم و توانستم بندهای منیت، ترس و لاغری خود را باز کنم. اینها را مدیون راهنمای جونز همسفر آرزو و راهنمای خود همسفر نسرین هستم که توانستم یک به یک آنها را باز کنم.
در ادامه، تقدیر از ورزشبان تنیس روی میز و معارفه ورزشبان جدید


مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر امیرحسین
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نورا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
115