جلسه دهم از دور اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ لژیون خوانسار به استادی مسافر علی اکبر نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر علی با دستور جلسه( وادی هفتم و تاثیر آن بر روی من)در روز سه شنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ، علیاکبر هستم، یک مسافر
خدا را شاکر و سپاسگزارم که توانستم یک بار دیگر بیایم در این کنگره و آموزش بگیرم. ابتدا تشکر میکنم از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر امن را فراهم کردند. این وادی هفت خودش زندگی را میخواهد به من یاد بدهد. و تشکر میکنم از راهنمای عزیزم آقا ناصر که یک سال واقعاً زحمت من را کشید؛ واقعاً بیوقفه هر وقت که بود زنگ زدیم، کاری داشتیم در دسترس بود. سپاسگزارم از ایجنت محترم علیآقا که اجازه خدمتگذاری به بنده دادند. مثل باد گذشت؛ورود من به این کنگره بود، چشم به هم زدیم و الان در جایگاه استادی هستیم. وادی هفت، سلول به سلول، مولکول به مولکول یعنی همین. پارسال با چه حالی من آمدم به کنگره؟ الان چه حالی دارم؟ تبریکی هم میگویم به عزیزان شعبه خوانسار که لژیون سردار در آن به رسمیت شناخته شد.
هر گیر و گرفتاری که در زندگی داشتم با ورود به لژیون سردار درست شد. قبلاً رفته بودیم پیش روانپزشک و مشاور خانواده و حقوقی؛ دو جلسه خوب بود ولی بعدش دیگر فایده نداشت. یک روز آقا ناصر دو ماه بود آمده بودم، موقع گلریزان بود حالم خیلی خراب بود، گفت: «چته؟» گفتم من یک همچین مشکلی دارم. گفت: «میخواهی حالت خوب شود؟ برو لژیون سردار.» گفتم ما که همهجا راه رفته بودیم… واقعاً از پا درآمده بودیم، خسته شده بودیم؛ به بنبست رسیده بودیم، راه را بیراهه رفته بودیم و مسیر را پیدا نکرده بودیم.
یکی از چیزهایی که کنگره به من داد بخشندگی بود. چرا آنجا نمیتوانستم یاد بگیرم؟ چون نمیتوانستم ببخشم. اگر همسفرم مشکلی داشت، من نمیتوانستم ببخشم؛ بخشندگی نسبت به همدیگر نداشتیم. ولی تمام اینها را کنگره و آموزشهای کنگره به من داد. اینها تجربه است؛ اگر یک وقت کسی مثل من حالش خراب است، اینها به کارش میآید.
مهندس میگوید: رمز و راز کشف حقیقت همین حل کردن مشکلات است. مثل گاوصندوق است؛ یکی میآید با کلید باز میکند، یکی چرخشی، یکی هم مثل ما میآید میگوید با دینامیت بازش میکنم که تمام محتویات داخل گاوصندوق را هم منفجر میکند و از بین میبرد! هم به خانواده، هم به خودم تخریب زده بودم و الان میخواهم جبرانش کنم.
از خدا میخواهم که توفیق خدمتگزاری داشته باشم.
مهندس میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش کردید؛ لطفاً خودتان را تشویق کنید.»



عکس و تایپ،همسفر علی
ویرایش وتنظیم و ارسال مسافر محمد
مسافران لژیون خوانسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
125