امروز سه شنبه ١۴٠۵/٠۶/٢۴ جلسه پنجم از دوره نهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "وادی هفتم و تأثیر آن روی من" به استادی مسافر حسینعلی، نگهبانی مسافر اکبر و دبیری مسافر علی ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز هم توفیق داد در جمع شما عزیزان باشم و خدمتی انجام بدهم. در ابتدا از ایجنت محترم دوره قبل، آقا جواد، که برای این نمایندگی زحمت زیادی کشیدند، تشکر و قدردانی میکنم. همچنین از راهنمای عزیزمان آقا محمدعارف و تمامی خدمتگزاران کنگره، بهویژه عزیزانی که در بخشهای OT و مرزبانی خدمت میکنند، صمیمانه سپاسگزارم.
به نظر من یکی از تلخترین اتفاقات زندگی این است که انسان نردبانی را که باعث رشد و پیشرفت او شده، فراموش کند و قدردان آن نباشد. همیشه باید به یاد داشته باشیم که کجا بودیم و امروز به کجا رسیدهایم و چه کسانی در این مسیر به ما کمک کردهاند. امیدوارم تا زمانی که در کنگره هستم، هیچگاه غرور و منیت مانع خدمتگزاری من نشود.
شاعر میگوید:
«ابر بارنده به دریا گفت: گر نبارم، تو کجا دریایی؟
در دلش خندهکنان دریا گفت: ابر بارنده، تو هم از مایی.»
این شعر برای من یادآور این است که هیچکس به تنهایی رشد نمیکند و همه ما در رشد یکدیگر سهم داریم.
من قبل از ورود به کنگره سالها درگیر اعتیاد و افکار منفی بودم. حتی حدود هشت سال توانستم مصرف نکنم، اما چون آموزش و شناخت درستی از اعتیاد نداشتم، با یک جرقه دوباره به مصرف برگشتم. آن زمان ذهن من فقط درگیر مواد بود و نمیتوانستم خودم، خانواده و اطرافیانم را درست درک کنم. امروز متوجه شدهام که قطع مصرف بهتنهایی کافی نیست و انسان برای تغییر، به آموزش و شناخت نیاز دارد.
ذهن انسان را میتوان به یک باغچه تشبیه کرد. اگر در آن گل نکاریم، علفهای هرز خودشان رشد میکنند. ذهن ما نیز اگر با آموزش، تفکر و افکار مثبت پر نشود، افکار منفی در آن ریشه میدوانند. بنابراین باید مراقب باشیم چه چیزی در باغچه ذهنمان میکاریم. انسان مثبتاندیش زیباییها و فرصتهای زندگی را میبیند و آگاهانهتر حرکت میکند، اما اگر ذهن انسان تبدیل به لجنزار افکار منفی شود، حتی مسائل خوب را هم از زاویه منفی میبیند.
اما دستور جلسه امروز، «وادی هفتم، رمز و راز کشف حقیقت؛ دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم». در وادی اول یاد گرفتیم تفکر کنیم، در وادی پنجم آموختیم تفکر را به عمل تبدیل کنیم و در وادی ششم عقل را بهعنوان یک فرمانده در نظر گرفتیم. حالا در وادی هفتم باید راه درست را پیدا کنیم و از آن برداشت درستی داشته باشیم.
خیلی از انسانها با مشکلات مختلفی روبهرو هستند، اما نمیدانند چگونه باید آنها را حل کنند. گاهی برای حل یک مشکل، تصمیمی میگیرند که مشکل دیگری ایجاد میکند. کنگره به ما آموزش میدهد که مشکل را با مشکل نمیتوان حل کرد. باید شتابزده عمل نکنیم، تفکر کنیم و راه درست را پیدا کنیم.
در این وادی، «رمز» را میتوان پیدا کردن راه و «راز» را برداشت ما از آن راه دانست. مثل گاوصندوقی که ابتدا باید رمز آن را پیدا کنیم تا بتوانیم به محتویات آن دسترسی پیدا کنیم. در زندگی هم فقط پیدا کردن راه کافی نیست، بلکه برداشت و عملکرد ما نیز باید درست باشد.
من خودم در ماههای ابتدایی سفر اول، با وجود اینکه در جلسات بهموقع حاضر میشدم، CD مینوشتم و دارو را طبق برنامه مصرف میکردم، به دلیل منیت هنوز تغییر واقعی را در خودم ایجاد نکرده بودم. راه کنگره را پیدا کرده بودم، اما برداشت درستی از این راه نداشتم. بعدها فهمیدم که برای رسیدن به نتیجه باید فرمانبردار باشم و آموزشها را در زندگی کاربردی کنم.
انسان خردمند قبل از تصمیمگیری فکر میکند، صبر میکند و بعد عمل میکند، اما انسان کمخرد معمولاً بدون تفکر تصمیم میگیرد و ممکن است تخریب بیشتری ایجاد کند. کنگره ۶۰ به ما کمک میکند که به جای دنبال کردن راههای مختلف و غیرمنطقی، با آموزش و شناخت، مسیر درست درمان و زندگی را پیدا کنیم.
امیدوارم همه ما بتوانیم راه درست را پیدا کنیم، برداشت درستی از آن داشته باشیم و آموزشهای کنگره را از مرحله دانستن به مرحله عمل برسانیم. امیدوارم همیشه در صراط مستقیم حرکت کنیم و تا زمانی که در کنگره هستیم، خودمان را خدمتگزار این مجموعه و دیگر انسانها بدانیم.
.jpeg)
نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
86