جلسه هفتم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی محمدیپور قم با استادی راهنما همسفر الین، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر فاطمه دبیری راهنما همسفر آمنه با دستورجلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من؛ (رمز و راز کشف حقیقت دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آن چه برداشت می نماییم.)» روز دوشنبه بیستوسوم شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
سخنان استاد:
از نگهبان لژیون سردار و دبیر لژیون تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند. همچنین خدا قوت ویژهای خدمت مرزبانان محترم و ایجنت شعبه محمدیپور قم عرض میکنم.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که برای اولین بار جایگاه استادی لژیون سردار را تجربه میکنم. امیدوارم در کنار شما عزیزان، لژیونی پربار و سرشار از آموزش داشته باشیم.
دستور جلسه این ماه لژیون سردار، وادی هفتم است. وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
مقدمه هر وادی، وادی تفکر است؛ یعنی اگر بخواهم هر وادی را بهصورت کاربردی در زندگی خود به کار بگیرم، باید به وادی تفکر برگردم. در تمام وادیها، تفکر نقش و جایگاه ویژهای دارد.
بسیاری از ما، قبل از اینکه با کنگره۶۰ آشنا شویم، راههای زیادی را برای اینکه مسافرمان به درمان برسد، انتخاب کرده بودیم. بسیاری از این افراد انجمنهای مختلف، کمپهای ترک اعتیاد، سمزدایی و راههای دیگری را تجربه کرده بودند؛ اما معمولاً برای مدت کوتاهی مسئله ترک اعتیاد اتفاق میافتاد و پس از مدت کوتاهی، فرد دوباره با نیاز بیشتری به مواد مخدر گرایش پیدا میکرد. این مسئله تخریب زیادی برای خود مصرفکننده و خانواده به همراه داشت.
همانطور که در تیتر وادی هفتم آمده است، رمز و راز کشف حقیقت برای ما مجهول بود. بسیاری از انسانها نمیدانستند که درمانی برای اعتیاد وجود دارد. چیزی که در ذهن ما نقش بسته بود این بود که اعتیاد فقط به اراده فرد بستگی دارد و فرد تنها با ترک مواد میتواند به درمان برسد.
زمانی که وارد کنگره۶۰ شدیم، راه برای ما نمایان شد. در وادی هفتم میخوانیم: «رمز و راز کشف حقیقت». رمز و راز، مطلبی نهفته و پوشیده است و کشف یعنی آشکار ساختن. حقیقت نیز چیزی است که به درستی و راستی ختم میشود.
ما در مسیر کنگره ۶۰ قرار گرفتیم و برای پیدا کردن این راه باید رمز و راز آن را مشخص کنیم. رمز، یافتن راه و مسیر حرکت است و راز، برداشت من از این مسیر است؛ یعنی من از این مسیر چه برداشتی داشته باشم که به حقیقت، درستی و راستی برسم.
آقای مهندس در این وادی درباره قفل صحبت میکند و میگوید: «قفلها بسیارند، ولی کلیدسازان اندک هستند.» بنابراین، برای اینکه بتوانم قفل دری را باز کنم، حتماً باید کلید آن را داشته باشم.
مثالی که در این وادی زده میشود این است که وقتی تصمیم میگیریم از تهران به تبریز برویم، همیشه سعی میکنیم بهترین مسیر را انتخاب کنیم تا در طول راه با مشکلات کمتری مواجه شویم. زمانی که حرکت را آغاز میکنیم و به مقصد میرسیم، رسیدن به مقصد تبدیل به حقیقت میشود؛ در این مثال، تبریز حقیقت است.
در این وادی، آقای دژاکام انسانها را بهصورت فرضی به دو گروه تقسیم میکند. گروه اول، گروه کمخردان هستند. آقای مهندس میگوید این افراد قبل از اینکه تفکر کنند، صحبت میکنند و قبل از اینکه کاری را بررسی کنند، اقدام به شروع و حرکت میکنند. این مسئله مشکلاتی را برایشان به وجود میآورد و بعد باید به فکر چارهای برای حل مشکلات خود باشند.
این افراد همیشه به دنبال طلسم، جادو و انرژیهای کیهانی هستند و فکر میکنند باید کسی بیاید و آنها را از خرابیها نجات دهد. تصور میکنند باید به مرحلهای برسند که با دست زدن به خاک، آن را به زر تبدیل کنند؛ در صورتی که آقای مهندس میگوید چنین اتفاقی هیچگاه رخ نمیدهد، بلکه انسان باید بگردد و گنج را در درون خودش پیدا کند.
حالا منِ نوعی باید بگردم و گنج درونی خودم را پیدا کنم. هیچکس نمیتواند بهطور کامل از درون من باخبر باشد و هیچکس بهتر از خود من از درونم خبر ندارد. بنابراین، باید به دنبال گنج درونی خودم باشم.
گروه دوم، گروه خردمندان هستند. این گروه قبل از اینکه صحبت کنند، تفکر میکنند و قبل از اینکه دست به کاری بزنند، به سود و زیان آن توجه میکنند و موضوع را به طور کامل مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند و سپس اقدام میکنند.
خیلی از افراد همیشه فکر میکنند بهترین راه، کوتاهترین راه است و مسیری را انتخاب میکنند که هرچه سریعتر به خواسته خود برسند؛ در حالی که ممکن است این انتخاب، مشکلات و مسائل بیشتری را برای آنها به وجود بیاورد.
عدهای، قبل از اینکه روش صحیحی برای درمان اعتیاد پیدا شود، تلاش کردند تریاک را به شکل دیگری درمان کنند و به همین دلیل، از تریاک مادهای به نام هروئین ساخته شد. بسیاری از افراد با استفاده از هروئین، بیشتر در مشکلات و تاریکیهای اعتیاد غوطهور شدند و در واقع، این ماده به قفلی بر روی قفلهای دیگر اعتیاد تبدیل شد.
آقای دژاکام تنها کسی بود که توانست کلید این قفل را پیدا کند و آن، روش DST است. با پیدا شدن این کلید، نقاب از رخ حقیقت برای ما برداشته شد. مهندس دژاکام کلید را در اختیار تکتک ما انسانها قرار داد و فرمود انتخاب مسیر حرکت با خود شماست. ما باید خودمان تصمیم بگیریم که در این مسیر حرکت کنیم و به درمان و حقیقت برسیم.مسیر حرکت برای ما باز است و کلید در دست ماست و قدم گذاشتن در این راه، بستگی به خود ما دارد.
انسانها نمیتوانند منکر جایی که هستند شوند. افرادی که در کنگره۶۰ هستند، مثلاً منِ نوعی، از برنامههای کنگره۶۰ استفاده کردم؛ مکان خوب، کولر، گاز، آب و همهچیز برای من مهیا بوده است و کنگره۶۰ از هر نوعی برای من خوب بوده است.
ولی اگر من بگویم نمیخواهم در مسائل و گستردگی کنگره۶۰ دخالتی داشته باشم، این نشان از خردمند نبودن من دارد.
اما خیلی از افراد هستند که با توجه به برداشتی که در کنگره۶۰ به دست آوردند، میگویند: «در کنار علم آقای دژاکام میخواهیم قرار بگیریم و به کنگره۶۰ کمک کنیم که روزبهروز گسترش پیدا کند و کنگره۶۰ جهانی شود؛ همانطور که مهندس میخواهد و در نظر دارد.»
این افراد در خیلی از مسائل شریک میشوند.
در قسمت مالی، برای اینکه کنگره ۶۰ به رشد و ارتقا برسد، به سه رکن اصلی احتیاج داریم: علم کنگره۶۰، نیروی متخصص و لژیون مالی.
کنگره به من نمیگوید تو حتماً باید هزینهای بابت درمان خود پرداخت کنی، بلکه به من کمک میکند تا بتوانم به فهم بخشش برسم و متوجه شوم که امروز چه دستاوردی را در کنگره۶۰ به دست آوردهام.
تا دیروز، زندگی من در لبه پرتگاه بود، ولی امروز به آرامش و حال خوش رسیدهام و اکنون توانستهام به ثروتی برسم. اما اگر نخواهم از مال خود بخشش کنم و نخواهم بهای حال خوشی را که دیروز تجربه کردم و امروز در زندگیام به کار میبرم، بپردازم تا دیگران نیز بتوانند از آن استفاده کنند، پس برداشت من از این مسیر چه خواهد بود؟
امیدوارم همه ما مثل ید واحد در کنار آقای مهندس و علم کنگره۶۰ قرار بگیریم.
لژیون سردار مثل ریسمان الهی است که باید به آن چنگ بزنیم. تنها چیزی که میتواند در این دنیا و در بُعدهای بعدی به من کمک کند، همین بخشیدن است.
کنگره۶۰ حقیقتی است که قرار است قرنها و سالهای زیادی ماندگار باشد و مانند یک زنجیره همیشگی ادامه پیدا کند.
آقای مهندس در سیدی اخیر نیز فرمود که من برای پیشرفت کنگره۶۰ باید تلاش کنم و از طریق علمی که در اینجا به دست آوردهام، بتوانم به افراد نیازمند کمک کنم. اگر مالی به دست آوردهام، بتوانم در جایگاه بخشش قرار بگیرم و بتوانم از مال خویش ببخشم، بدون اینکه به آن چشمداشتی داشته باشم.
امیدوارم خداوند به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم در این مسیر، هم در جایگاه آموزش و هم در جایگاه خدمت و بخشش، قدمهای مؤثری برداریم و در کنار هم، در جهت رشد و ماندگاری کنگره۶۰ حرکت کنیم.
.jpeg)
.jpeg)

تایپ: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون یکم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر اعظم
ویرایش و ارسال: همسفر مریم دبیر سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
95