English Version
This Site Is Available In English

کنگره یک مسیر صراط مستقیم است

کنگره یک مسیر صراط مستقیم است

جلسه هفتم از دوره بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی بیستون کرمانشاه با استادی همسفر مرضیه، نگهبانی موقت همسفر طیبه و دبیری موقت همسفر اکرم با دستور‌ جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریور‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم و خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم که در جمع شما دوستان حضور پیدا کردم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که واقعاً با آموزش‌های ناب آقای مهندس، کم‌کم و آرام‌آرام آن دیدگاهی که از جهان داشتیم، تغییر کرده و جهان را الآن زیباتر می‌بینیم و دید بهتری نسبت به جهان پیرامون خودمان پیدا کرده‌ایم و باعث شده آرام‌آرام انسان‌های بهتر و آگاه‌تری بشویم. از نگهبان جلسه، از گروه ایجنت و مرزبانی متشکرم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند تا همچنان خدمت کنم و آموزش بگیرم.

در مورد وادی هفتم، وادی‌ها چراغ راه و قوانینی هستند که آقای مهندس این‌ها را بر اساس یک سری اطلاعات درست و مهمی که ما باید می‌دانستیم، برای ما در کنگره‌۶۰ نوشته‌اند و سر راه ما قرار داده‌اند. ما هم با استفاده از این چراغ‌های راه، در این مسیری که قرار گرفته‌ایم، مسیر خودمان را روشن می‌بینیم و به صراط مستقیم می‌رویم و راه را ادامه می‌دهیم. البته داشتم با خودم فکر می‌کردم که در مورد وادی هفتم، واقعاً وادی‌ها را نمی‌شود به‌صورت یک عنوان و تیتر کوچک حفظ کنیم و یک معنی خیلی سطحی برای آن‌ها در نظر بگیریم؛ واقعاً باید به عمق تک‌تک وادی‌ها رفت، به معنی وادی‌ها توجه کرد و دید که وادی‌ها چه معنایی دارند و چه چیزی را به من یاد می‌دهند. به هر وادی که می‌رسیم، به نظر من باید یک نیم‌نگاهی به وادی‌های قبل داشته باشیم. حالا به خاطر این‌که بحث طولانی نشود، من یک نگاهی به وادی ششم انداختم و دیدم که وادی هفتم به من می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماید.»

من اینجا با توجه به وادی ششم یاد گرفتم که از قوه عقلم استفاده کنم. اینجا باید چه کار کنم، این رمز و راز چیست که در وادی هفتم در مورد آن صحبت شده‌است؟ به عقل خودم رجوع می‌کنم. اینجا متوجه شدم که با توجه به آموزش‌هایی که از وادی هفتم و از آقای مهندس فرا گرفتیم، باید آن رمز حقیقت را پیدا کنم. در چه چیزی پیدا کنم؟ در پیدا کردن راه. پیدا کردن راه در اینجا برای من نشان‌دهنده یک رمز خیلی مهمی است. چرا برای من مهم است؟ واقعاً این‌که اگر من بهترین خواسته‌های دنیا را داشته باشم، بهترین اهداف دنیا را داشته باشم، اما واقعاً راه راست و درست را نتوانسته باشم پیدا کنم، هر چیزی که در ذهن خودم داشتم و برای خودم فکر کردم، واقعاً تبدیل می‌شود فقط به یک توهم.

یعنی اگر راه اشتباه را بروم، هر چیزی، حتی اراده خودم را تبدیل به یک اراده آهنین کرده باشم، باز نمی‌توانم به آن مقصد مشخص برسم. اینجا دارد اهمیت پیدا کردن راه را به من نشان می‌دهد که خوشبختانه در مورد مسئله اعتیاد، در کنگره‌۶۰ آقای مهندس رمزی برای کشف این حقیقت نگذاشتند. واقعاً این حقیقت را کشف کردند و برای افرادی که مصرف‌کننده مواد مخدر هستند، دیگر سختی پیدا کردن راهی وجود ندارد. رمز کشف شده، آن قفل و آن کلید خیلی بزرگ و خیلی مهم کشف شده، واقعاً توسط آقای مهندس حسین دژاکام و این باعث شده که واقعاً نصف، بلکه خیلی بیشتر از راه پیموده شده باشد.

قسمت دوم وادی چیست؟ «آنچه ما برداشت می‌نماییم.» چه را برداشت می‌نماییم؟ اینجا دیگر آن خواسته من مهم است، آن هدف من مهم است. اینجا نشان می‌دهد که من چه‌قدر اراده داشتم برای آن خواسته و هدفم.‌ حالا اینجا پیدا کردن راه برای مسافرانی که واقعاً راه را گم کردند، این را نشان می‌دهد که اگر این راه پیدا نمی‌شد، واقعاً چه می‌شد؟ خیلی از افرادی که مصرف‌کننده مواد مخدر بودند، چه‌بسا انسان‌های بااراده‌ای بودند. از نظر مالی ممکن است که در سطح خیلی بالایی قرار داشتند، از نظر سواد و تحصیلات ممکن است خیلی باسواد هم بودند، ولی متأسفانه راه را بلد نبودند و راه را اشتباه رفتند و نتوانستند به درمان اعتیاد برسند.

شاید به جای ترک یک نوع مواد مخدر، متأسفانه درگیر مصرف چند نوع مواد مخدر شده باشند و هم خودشان و هم خانواده خودشان را به نابودی کشانده باشند. در مقوله اعتیاد، من در اینجا یاد گرفتم که اعتیاد راه نجات از یک ماده مخدر و اعتیاد نمی‌تواند همسر‌درمانی باشد، نمی‌تواند مادر‌درمانی باشد، نمی‌تواند این باشد که من فقط به عنوان این‌که مثلاً فرزندم ازدواج نکرده، ازدواج‌درمانی باشد، نمی‌تواند طلاق‌درمانی باشد. تنها راه نجات مصرف‌کنندگان از اعتیاد که تا الآن کشف شده، معقول‌ترین و عقلانی‌ترینش کنگره۶۰ بوده است. واقعاً بهترین راه است برای کسانی که عزم خودشان را جزم کرده‌اند و واقعاً می‌خواهند با اراده قوی به خواسته خودشان برسند.

آقای مهندس در وادی هفتم می‌گوید: «جزء انسان‌های بی‌خرد و کم‌خرد نباشیم، باید سعی کنیم جزء خردمندان باشیم.» حالا این موضوع چرا این‌قدر مهم است؟ اگر ما جزء انسان‌ها در گروه کم‌خردان و بی‌خردان باشیم، مطمئناً قبل از گفتن هر صحبت‌ و قبل از این‌که یک تصمیمی را بگیرم، هیچ فکر و اندیشه‌ای ندارم، سریعاً آن صحبت را انجام می‌دهم و تصمیم را می‌گیرم و به عاقبت آن تصمیم اصلاً هیچ فکری نمی‌کنم. اینجا من عاقبت‌اندیشی را یاد گرفتم؛ از وادی هفتم دریافتم که عاقبت‌اندیش باشم، از بی‌خردی و کم‌خردی به سمت خردمندی بروم. آرامش و آسایش واقعاً چیزی نیست که من بخواهم هر جایی از دنیا دنبالش بگردم. اگر فکر کنم خانه خودم را عوض کنم، مکانم عوض بشود، اگر فکر کنم به یک چیزی روی بیاورم و علاقه‌مند بشوم، اما درونم همچنان آشوب باشد، من به آرامش نمی‌رسم.

ما هر جایی دنبال آرامش باشیم، مطمئناً آن را پیدا نمی‌کنیم. چرا؟ چون آرامش در وجود و درون من هست، در خویشتن خویش من هست، من باید به آن برسم و  رجوع کنم و اینجا گنج وجودی خودم را گم کرد‌ه‌ام که آرام‌آرام با آموزش‌های کنگره‌۶۰،  به این گنج وجودی می‌رسم و خیلی برای من ارزشمند است. در مورد این‌که واقعاً چیزی که خودم در مورد کنگره‌۶۰ تا به حال یاد گرفتم، قبلاً گفته‌ام و دوست داشتم برای شما هم بگویم که گفتنش خالی از لطف نیست. اوائل ورود به کنگره‌۶۰ فکر می‌کردم دیگر باید خداوند آن‌قدر ما را دوست داشته باشد که مشکلات سر راه ما قرار ندهد یا اگر مشکلی داریم، سریعاً حل شود؛ ولی به مرور زمان، با دریافت آموزش‌ها به این مسئله رسیدم که من اینجا آمده‌ام که یاد بگیرم. من اینجا آمده‌‌ام یاد بگیرم که همین مشکلات و تاریکی‌ها بیرون از کنگره وجود دارد. من اینجا می‌آیم، تمرین کنم تا قوی شوم. وقتی در بیرون از کنگره در مقابل تاریکی‌ها و مشکلات قرار می‌گیرم، یاد گرفته باشم چه‌طور با آن‌ها کنار بیایم، سعی کنم آن‌ها را حل کنم، نه این‌که مشکل درست کنم، کاهی از مشکلات را کوهی بسازم و مشکل را وسیع‌تر کنم.

پیدا کردن راه درست برای ما همسفران هم پیدا شده و فقط در مقوله اعتیاد و مسافران نیست. من خودم به عنوان یک همسفر، راه درست زندگی‌کردن برایم مهیا شده‌است. برای من مسیر کنگره یک مسیر صراط مستقیم است. راه برای من هم کشف شده و رمز برای من، همسفر هم هست، پس اینجا بستگی به صبر، تلاش و خواسته درونی‌ام دارد که چه‌طوری این مسیر را می‌گذرانم و در آخر به آن خواسته درونی‌ام هم می‌رسم. امیدوارم همه ما بتوانیم از این آموزش‌های ناب کنگره استفاده کنیم. اول از خداوند و بعد به واسطه وجود آقای مهندس، این آموزش‌ها برای ما فراهم شده‌است تا ما هم بتوانیم خواسته‌هایمان را آن‌قدر قوی کنیم و در کنارش صبر داشته باشیم. با تلاش و صبر، مطمئناً پیدا کردن راه درست، وقتی در کنار حرکت درست قرار بگیرد، درنهایت ما را به برداشت درست هم خواهد رساند.

تقدیر همسفر فریبا از همسفر مرضیه مسئول حضور و غیاب دوره قبل


مرزبانان کشیک: همسفر ثریا و مسافر فرهاد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون دوم) نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر ثریا
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...