English Version
This Site Is Available In English

برای رسیدن به حقیقت باید راه مشخص باشد

برای رسیدن به حقیقت باید راه مشخص باشد

با توجه به دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه دیگری آن‌چه برداشت می‌کنیم) و تأثیر آن روی من» در خدمت همسفر زهرا هستیم. در ادامه گفتگویی صمیمانه با ایشان داشتیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

همسفر زهرا و مسافرشان علی‌اصغر با بیش از ۱۰سال تخریب با آنتی ایکس مصرفی، تریاک کشیدنی وارد کنگره۶۰ شدند. با متد DST و داروی OT به راهنمایی همسفر اکرم و مسافر مجتبی سفر کردند، در حال حاضر مدت ۱۰ماه و ۲۰روز است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر والیبال و همسفر بدمینتون و شطرنج در کنگره‌۶۰ است.

با توجه به وادی هفتم تفاوت حقیقت و واقعیت را بیان کنید؟

از دیدگاه من به عنوان یک همسفر، حقیقت چیزی است که وجود دارد و ثابت است؛ اما واقعیت می‌تواند برداشت و تصویری باشد که ما از یک موضوع داریم؛ ممکن است چیزی در ظاهر واقعیت زندگی ما باشد؛ ولی حقیقت آن موضوع را هنوز نشناخته باشیم. من در مسیر اعتیاد متوجه شده‌ام بیشتر وقت‌ها چیزی را که می‌بینم، تمام حقیقت نیست به‌طور مثال؛ زمانی تصور می‌کردم اعتیاد فقط یک مشکل رفتاری یا اخلاقی است؛ اما با آموزش‌های کنگره۶۰ به این درک رسیده‌ام که اعتیاد یک بیماری است و برای درمان آن باید راه درست را پیدا کرد.

آیا کشف حقیقت و یافتن راه چه ارتباطی با درمان اعتیاد و متد DST می‌تواند داشته باشد؟

به عقیده من ارتباط بسیار زیادی دارد. زمانی‌که ما راه درست را پیدا کنیم، تازه امکان رسیدن به حقیقت برای ما فراهم می‌شود. در درمان اعتیاد هم متدDST یک راه مشخص و علمی است که به مسافر کمک می‌کند به‌صورت تدریجی و با نظم درمان شود. من به‌عنوان همسفر آموختم نباید فقط به‌دنبال نتیجه سریع باشم. همان‌طور که مسافر با روش DST و کاهش تدریجی دارو مسیر درمان را طی می‌کند همسفر هم باید در کنار او آموزش بگیرد و جهان‌بینی خود را تغییر بدهد. در این مسیر ذره‌ذره حقیقت اعتیاد، درمان و نقش خود را به‌عنوان همسفر بهتر درک می‌کنم.

به عقیده شما می‌توان بدون داشتن راه مشخص به مرحله برداشت و کشف حقیقت رسید؟ لطفاً توضیح دهید.

از نظر من خیر! اگر مقصد مشخص داشته باشیم؛ ولی راه آن را ندانیم؛ ممکن است بارها مسیر را اشتباه برویم و از هدف دور شویم برای رسیدن به حقیقت هم باید راه مشخصی داشته باشیم. در گذشته برای کمک به مسافر خود از روی دلسوزی کارهایی انجام می‌دادم که تصور می‌کردم درست است؛ اما نتیجه خوبی نداشت با آموزش‌های کنگره۶۰ متوجه شدم که نیت خوب کافی نیست و باید راه صحیح کمک‌کردن را آموزش بگیرم؛ وقتی راه را پیدا کردم، برداشت و درک من از مسائل هم تغییر کرد.

اگر شخصی راه درست را یافته باشد؛ اما در مرحله برداشت دچار خطا شود، چه پیامدی برای او در مسیر حرکت به‌وجود می‌آید؟

 پیدا کردن راه درست به‌تنهایی کافی نیست؛ باید در مسیر درست هم حرکت کنیم؛ اگر در مرحله برداشت دچار خطا شویم؛ ممکن‌است آموزش‌ها و اتفاقات مسیر را اشتباه تفسیر کنیم و در نتیجه از هدف اصلی دور شویم؛ به‌عنوان یک همسفر؛ اگر برداشت اشتباهی از آموزش‌ها داشته باشم، امکان دارد دوباره وارد مسائل حاشیه‌ای شوم؛ مثلاً بخواهم مسافر خود را کنترل کرده و یا به جای حرکت در مسیر درست همه تمرکز را روی رفتار او بگذارم. این موضوع هم می‌تواند آرامش من را بگیرد و هم روی مسیر درمان مسافر تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین باید همیشه آموزش بگیرم، تفکر کنم و با آگاهی حرکت کنم.

 کلام آخر!

من به عنوان یک همسفر، وادی هفتم را این‌طور برداشت می‌کنم که برای رسیدن به حقیقت، ابتدا باید راه را پیدا کنم و بعد با صبر و استمرار در آن حرکت کنم. متوجه شده‌ام که قرار نیست در مدت زمان کوتاه همه چیز را بدانم یا مشکلات را حل کنم. در مسیر درمان، مسافر و همسفر باید آموزش ببینند و هرکدام مسئول حرکت خود باشند؛ وقتی راه درست را پیدا کنیم و به آن ایمان داشته باشیم ذره‌ذره برداشت ما از زندگی، اعتیاد و اطرافیان تغییر می‌کند و در نهایت به حقیقت نزدیک‌تر می‌شویم. وادی هفتم یعنی راه درست را پیدا کنم و اجازه بدهم حقیقت در طول مسیر خود را به من نشان دهد.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر افسانه
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر شهربانو (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .