English Version
This Site Is Available In English

هر هدف ارزشمند، بهایی متناسب دارد

هر هدف ارزشمند، بهایی متناسب دارد

یازدهمین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی "آذر تبریز"  با استادی  مسافر سعید، نگهبانی مسافر ابوذر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" روز یکشنبه ۲۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

سخنان استاد:

دستور جلسه این هفته، وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» پیش از رسیدن به وادی هفتم، در هفته‌های گذشته دستور جلسات مختلفی را پشت سر گذاشتیم و از شش وادی عبور کردیم. چهار وادی نخست، وادی‌های تفکر و مسئولیت‌پذیری هستند. در وادی پنجم به این موضوع می‌رسیم که تفکر کردن و دانستن به‌تنهایی کافی نیست؛ باید حرکت کنیم، برویم و برسیم. سپس در وادی ششم، حکم عقل را می‌شناسیم و یاد می‌گیریم که عقل را بشناسیم، فرمانبردار آن باشیم و بتوانیم از فرمان عقل استفاده کنیم. پس از این مراحل، به وادی هفتم می‌رسیم. وادی هفتم به ما می‌آموزد که برای رسیدن به موفقیت و دستیابی به هر هدفی، نخستین قدم، پیدا کردن راه درست است. پیدا کردن راه صحیح برای رسیدن به هدف و مقصد، مسئله‌ای بسیار مهم است. وادی هفتم نشانه راه درست را نیز به ما معرفی می‌کند. نشانه راه درست این است که بتوانیم از آن مسیر به هدف و مقصد خود برسیم و در عین حال، وضعیت مطلوب و مناسبی داشته باشیم. برای درمان اعتیاد راه‌های مختلفی وجود دارد و مراکز زیادی ادعای درمان یا ترک اعتیاد دارند؛ اما باید ببینیم فرد پس از طی کردن آن مسیر در چه وضعیتی قرار می‌گیرد. آیا واقعاً حال او خوب می‌شود یا فقط مصرف مواد مخدر را متوقف می‌کند؟ در بسیاری از روش‌های ترک اعتیاد، مسئله حال فرد و کیفیت زندگی او چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و تصور بر این است که همین که فرد مواد مخدر مصرف نکند، کافی است؛ در حالی که این نگاه کاملاً اشتباه است. گاهی فرد پس از ترک به شرایطی دچار می‌شود که زندگی و حال او آن‌قدر نامناسب است که حتی ممکن است تصور کند مصرف مواد مخدر از آن وضعیت بهتر بوده است. بنابراین یکی از نشانه‌های راه درست، این است که فرد را به مقصدی برساند که وضعیت او نیز در آن مقصد مناسب و مطلوب باشد. برای پیدا کردن راه درست، لازم نیست همه راه‌ها را برویم! نکته مهم دیگر این است که برای پیدا کردن راه درست، لازم نیست انسان تمام راه‌های موجود را شخصاً تجربه کند. گاهی تصور می‌کنیم باید همه مسیرها را برویم و همه روش‌ها را امتحان کنیم تا در نهایت راه درست را پیدا کنیم؛ در حالی که این‌گونه نیست. ما می‌توانیم تحقیق کنیم، مشاهده کنیم، نتایج را ببینیم و بررسی کنیم. می‌توانیم وضعیت افرادی را که پیش از ما این مسیرها را طی کرده‌اند، مشاهده کنیم و ببینیم سرانجام آن‌ها چه شده است. افرادی را که در کنگره ۶۰ به رهایی رسیده‌اند، بررسی کنیم و در کنار آن، وضعیت افرادی را که روش‌های دیگر درمان اعتیاد را تجربه کرده‌اند نیز ببینیم و مقایسه کنیم؛ افرادی که به NGOهای دیگر مراجعه کرده‌اند، به روش‌های مختلف روی آورده‌اند، در کمپ‌ها حضور داشته‌اند یا روش‌های دیگری را تجربه کرده‌اند. با مشاهده و مقایسه نتایج، می‌توانیم راه درست را انتخاب کنیم. انسان خردمند پیش از حرکت، راه را بررسی می‌کند. آقای مهندس در وادی هفتم درباره انسان‌های خردمند و کم‌خرد صحبت می‌کنند. این موضوع برای من بسیار جالب بود؛ زیرا انسان خردمند ابتدا مسائل را بررسی می‌کند و سپس اقدام به حرکت می‌نماید. اما انسان کم‌خرد ممکن است بدون بررسی و صرفاً بر اساس تعصب یا شنیده‌های دیگران تصمیم بگیرد. برای مثال، ممکن است فردی صرفاً به دلیل اینکه دوستش گفته است یک روش خاص خوب است، وارد آن مسیر شود و سال‌ها بعد متوجه شود که انتخاب درستی نداشته است. یا ممکن است فردی که تنها دو سال زودتر از او مصرف مواد را آغاز کرده است، در ذهن او به‌عنوان صاحب‌نظر و مرجع درمان اعتیاد شناخته شود و فرد بدون اینکه خودش تحقیق و بررسی کند، تمام صحبت‌های او را بپذیرد. این همان چیزی است که می‌توان آن را رفتار انسان کم‌خرد دانست. انسان خردمند ابتدا روش‌ها و راه‌های مختلف را بررسی می‌کند، نتایج را می‌بیند و سپس مسیر خود را انتخاب می‌کند. من به افرادی که وارد کنگره ۶۰ می‌شوند و پس از مدتی آن را رها می‌کنند نیز توجه کرده‌ام. بسیاری از این افراد بدون تحقیق و صرفاً بر اساس شنیده‌ها وارد کنگره شده‌اند.

ممکن است کسی به آن‌ها گفته باشد «کنگره ۶۰ خیلی خوب است» و آن‌ها نیز وارد کنگره شوند؛ اما بعد از یکی دو ماه، چون انتظارشان این بوده که در چند روز یا چند هفته به درمان برسند، وقتی متوجه می‌شوند مسیر درمان نیازمند حرکت، آموزش، نوشتن سی‌دی، تلاش و انجام مسئولیت‌های مختلف است، کنگره را رها می‌کنند. در حالی که خبری از درمان چندروزه و رسیدن سریع به مقصد نیست. باید حرکت کرد، آموزش گرفت، سی‌دی نوشت، تلاش کرد و زحمت کشید تا به رهایی رسید. «هر هدف ارزشمندی، بهایی دارد» انسان خردمند می‌داند که هر هدفی متناسب با ارزشی که دارد، بهایی نیز دارد. اگر هدفی برای ما ارزشمند است، باید متناسب با ارزش آن هدف، وقت بگذاریم، انرژی صرف کنیم، تلاش کنیم و برای رسیدن به آن زحمت بکشیم. البته برخی اهداف ارزش آن‌چنانی ندارند و شاید صرف زمان و انرژی زیاد برای آن‌ها منطقی نباشد؛ اما برخی اهداف در زندگی انسان آن‌قدر ارزشمند هستند که هر مقدار تلاش برای رسیدن به آن‌ها باز هم کم است. رهایی از اعتیاد یکی از همین اهداف است. هرچقدر برای رهایی از اعتیاد تلاش کنیم، باز هم کم است؛ زیرا ارزشی که این رهایی و این گوهر به دست آمده دارد، بسیار بیشتر از میزان تلاشی است که برای آن انجام می‌دهیم. «یافتن راه کافی نیست؛ باید حرکت کرد و برداشت نمود.» حال فرض کنیم راه درست را پیدا کرده‌ایم. آیا همین کافی است؟ وادی هفتم می‌گوید: خیر. اینجاست که باید طبق وادی پنجم، اصل رفتن و رسیدن را اجرا کنیم. حالا که راه را پیدا کرده‌ایم و کنگره را شناخته‌ایم، آیا باید فقط بنشینیم و منتظر بمانیم؟ قطعاً چنین نیست. باید حرکت کنیم؛ برویم و برسیم. اما نکته بسیار مهم این است که وادی هفتم فقط از «رسیدن» صحبت نمی‌کند، بلکه می‌گوید: «یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» برداشت با رسیدن تفاوت زیادی دارد. برای مثال، اگر بخواهیم به تهران برویم، حرکت می‌کنیم، و پس از چند ساعت به تهران می‌رسیم و کار تمام می‌شود؛ اما «برداشت» مفهوم دیگری دارد. برداشت را می‌توان مانند برداشت محصول از یک درخت دانست. برای مثال، میوه درخت انجیر را می‌چینیم و چند روز بعد دوباره می‌بینیم که درخت محصول داده است. این یعنی برداشت. سفر اول مانند مرحله کاشت محصول است. درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ نیز چنین مفهومی دارد. سفر اول از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ چراکه اساس و ستون اصلی درمان را تشکیل می‌دهد. در این مرحله فرد در حال کاشتن و آماده کردن محصول است. سپس در ادامه مسیر زندگی، یعنی در سفر دوم و تا زمانی که انسان زنده است، می‌تواند هر روز از این محصول برداشت کند. هر روز صبح، ظهر و شب؛ در تمام ساعات زندگی، می‌توان از این محصول برداشت کرد و از نتایج آن بهره برد؛ البته به شرطی که مرحله کاشت، یعنی سفر اول، به‌درستی انجام شده باشد. این مفهوم «برداشت» است و با «رسیدن» تفاوت بسیار زیادی دارد. بنابراین وادی هفتم دو اصل اساسی و بسیار مهم دارد: اول، پیدا کردن راه درست. دوم، برداشت محصول. موضوع اول، یعنی یافتن راه درست، اهمیت بسیار زیادی دارد. آقای مهندس نیز در وادی توضیح می‌دهند که انسان‌های بسیاری به دلیل پیدا نکردن راه درست، وارد مسیرهایی شده‌اند که زندگی آن‌ها را نابود کرده است. گاهی فردی را می‌بینیم که مثلاً پنج یا هفت سال درگیر اعتیاد بوده و پس از آن به دنبال راه درمان می‌رود؛ اما به‌جای اینکه مسیر درست را پیدا کند، ممکن است سال‌ها و حتی دهه‌ها در یک روش نادرست گرفتار شود و تخریب ناشی از مسیر درمان نادرست، از تخریب اعتیادش نیز بیشتر شود. گاهی فرد به مسیر و افکار خود تعصب پیدا می‌کند. هیچ حال خوبی ندارد و در حال تحمل رنج و عذاب است، اما چون سال‌ها در آن مسیر بوده، برایش بسیار سخت است که بپذیرد انتخابش اشتباه بوده است. بنابراین، پیدا کردن راه درست یک مسئله بسیار مهم است. موضوع دوم، برداشت محصول است. برداشت محصول و اهمیت حرکت در مسیر درمان. من رهجویی داشتم که در مسیر درمان حرکت کرد، اما در پله ۳ دهم به مسیر خود ادامه نداد و دیگر نیامد؛ بنابراین هیچ‌گاه به مرحله برداشت محصول نرسید. یک نفر وارد کاروان می‌شود و در کنار راهنما و هم‌لژیونی‌های خود حرکت می‌کند؛ اما فرد دیگری ممکن است دائماً نیاز داشته باشد او را به زور در مسیر نگه دارند. وقتی کسی را به اجبار در مسیر حرکت می‌دهید، طبیعی است که در نقطه‌ای توانش تمام شود و دوباره به همان بیابان برگردد و زندگی گذشته خود را ادامه دهد. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ چون فرد هیچ‌گاه مزه خدمت را نچشیده است. در سفر اول درست و حسابی سفر نکرده، خواب خود را تنظیم نکرده، پیاده‌روی و ورزش را جدی نگرفته و بسیاری از آموزش‌ها و مسئولیت‌های مسیر را انجام نداده است. تصور کرده که سفر فقط به این معناست که شربت OT را مصرف کند؛ در حالی که چنین نیست. اگر انسان بخواهد محصولی مانند میوه یا گندم بکارد، کارهای بسیار زیادی باید انجام دهد. فقط پاشیدن بذر روی خاک و رها کردن آن کافی نیست. باید از محصول مراقبت کرد، به آن رسیدگی نمود و مراحل مختلف را انجام داد تا در نهایت بتوان محصول را برداشت کرد. انسان نیز همین‌گونه است. درمان فقط شربت OT نیست. فقط سی‌دی نوشتن نیست. همه این موارد در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. متد DST یک مجموعه است و برای رسیدن به برداشت محصول و رسیدن به حال خوب، باید مجموعه این مراحل را به‌درستی انجام داد. اگر سفر اول به‌درستی انجام شود و فرد در مسیر درست حرکت کند، در ادامه می‌تواند از محصولی که در این مسیر کاشته است، برداشت نماید و از ثمرات آن در زندگی خود بهره‌مند شود.

 

 

 

تهیه گزارش: مسافر رضا

ارسال مطلب: مسافر سعید

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...