جلسه دوازدهم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی سیرجان به استادی مسافر عباس، نگهبانی مسافر رسول و دبیری موقت مسافر مهران با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینمائیم.) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم» است. در وادیهای اول تا چهارم بیشتر با تفکر و شناخت مسیر آشنا شدیم. در وادی پنجم آموختیم که باید افکار و اندیشه خود را به مرحله عمل برسانیم و در وادی ششم فرمانروایی عقل را به رسمیت شناختیم. در وادی هفتم، راه درست به ما نشان داده میشود.
در وادی هفتم، مهندس دژاکام نکته مهمی را مطرح میکنند که «قفلسازها زیادند، ولی کلیدسازها کم هستند.» وقتی برای نخستین بار وارد مسیر اعتیاد شدم، شناختی از درمان نداشتم و فقط به دنبال راهی برای رهایی بودم. مانند کسی که رمز گاوصندوق خود را گم کرده است، برای پیدا کردن راه به دیگران مراجعه کردم. افرادی که خودشان تجربه مصرف داشتند، راههایی مانند جایگزین کردن شیره به جای قرص را پیشنهاد میکردند. بدون اینکه تفکر و تحقیق درستی داشته باشم، با این مشورت اشتباه، در واقع قفل دیگری روی قفل قبلی زدم.
بعد از مدتی به جایی رسیدم که از همه راهها ناامید شده بودم. نمونههای مختلفی از ترکهای ناموفق و حتی اتفاقات تلخ را میدیدم و ترس و ناامیدی بر من غلبه کرده بود. یک روز صبح، در حالی که واقعاً خسته و درمانده بودم، از خدا خواستم راهی پیش روی من قرار دهد. همان روز، بهطور اتفاقی با یکی از اعضای کنگره۶۰ آشنا شدم و درباره کنگره و درمان صحبت کرد. برای من همین واژه «درمان» بسیار مهم بود؛ چون تا آن زمان بیشتر از ترک صحبت میکردم.
با حضور در کنگره، صحبتهای استادان و راهنمایان را شنیدم و متوجه شدم اینجا مسیری بر اساس تحقیق و تجربه برای درمان اعتیاد وجود دارد. وقتی برای نخستین بار وارد جلسه شدم، استقبال گرم راهنمای تازهواردین و حال خوب مسافران سفر دوم برایم بسیار تأثیرگذار بود. اعلام سفر اعضاء با ذکر نام مواد متعدد، برای من نشانهای بود که اینجا با یک مسیر متفاوت روبهرو هستم.
مهندس دژاکام این راه را با سختی و تلاش فراوان کشف کرده و نشانهگذاری کرده است تا ما بتوانیم مسیر را با آرامش بیشتری طی کنیم. همچنین راهنمایی در این مسیر قرار داده شده است که خود این راه را پیموده و میتواند مسافر را تا رسیدن به مقصد همراهی کند. به همین دلیل، اگر در این مسیر دچار مشکل میشویم، باید ابتدا به عملکرد و حرکت خودمان نگاه کنیم و ببینیم آیا واقعاً طبق برنامه و مسیر تعیین شده حرکت میکنیم یا خیر.
در مقابل کلیدسازها، قفلسازها قرار دارند. این بدین معناست که در مسیر درمان نیز انرژیهای منفی میتوانند مانند قفلهایی باشند که ما را از ادامه راه بازمیدارند. گاهی افرادی به ما میگویند همه چیز را میدانیم، دیگر در جلسات شرکت نکنیم و خودمان در بیرون این روش یا به روش دیگری برای ترک اقدام کنیم. حتی ممکن است خودمان تصور کنیم نیازی به آموزش، گوش دادن به سیدیها یا مشارکت نداریم.
من خودم در ابتدای سفر علاقهای به نوشتن سیدی نداشتم، اما با تشویق راهنمایم، شروع به گوش دادن و نوشتن کردم. بهمرور متوجه شدم بسیاری از مشکلاتی که در زندگی داشتم، نتیجه نوع تفکر و عملکرد خودم بوده است. وقتی این موضوع را پذیرفتم، توانستم بهتر تفکر کنم و برای اصلاح خودم قدم بردارم.
امروز راهنمایم را یکی از کلیدهای مهم مسیر درمان خود میدانم؛ کسی که این مسیر را پیموده و تجربه خود را در اختیار من قرار داده است. از راهنمایم مسافر سعید، بابت زحماتی که در طول سفر برای من کشیدند، تشکر میکنم.
امیدوارم همه ما قدر این مسیر، آموزشها، راهنما و فرصت ارزشمندی را که در کنگره۶۰ در اختیارمان قرار گرفته است بدانیم و اجازه ندهیم انرژیهای منفی ما را از جلسه و مسیر درمان دور کنند. اگر راه درست را پیدا کنیم و آنچه از این راه برداشت میکنیم بهدرستی به کار ببندیم، میتوانیم به مقصد برسیم.
.jpg)
ارسال: مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
121