English Version
This Site Is Available In English

واقعیت آن چیزی است که اکنون اتفاق افتاده است.

واقعیت آن چیزی است که اکنون اتفاق افتاده است.

 چهاردهمین جلسه از دور نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ بروجن با استادی مسافر سجاد، نگهبانی مسافر مهران و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»روز یک‌شنبه ۲۲شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، سجاد هستم، یک مسافر.

خیلی خیلی خدا را شکر می‌کنم که اذن و لیاقت می‌دهد در کنار یکدیگر در کنگره حضور داشته باشیم و از همدیگر آموزش بگیریم. ان‌شاءالله که جلسه خوبی را در کنار یکدیگر داشته باشیم.

دستور جلسه وادی هفتم است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم و تأثیر آن روی من.»

من خودم فراموش کرده بودم که در پایان همه دستور جلسات گفته می‌شود: «تأثیر آن روی من»؛ یعنی من چه برداشتی از این دستور جلسه دارم. یا در مورد دستور جلسه امروز که پیدا کردن راه است، من توانستم از این موضوع آموزش بگیرم و همیشه بهترین راه را برای هر کاری در زندگی و حیات خود انتخاب کنم، بعضی از دستور جلسات، من خودم این‌گونه هستم که می‌گویم این بهترین دستور جلسه کنگره است؛ بعد که به دستور جلسه بعدی می‌رسم، می‌بینم این هم بسیار مهم است. دستور جلسات کنگره، هر کدام در جای خود آموزشی برای ما دارند و ما را از این مرحله عبور می‌دهند و هر کدام در جای خود بسیار آموزنده و مهم هستند.

همان‌گونه که وادی اول بسیار مهم است، به همان اندازه وادی دوم نیز مهم است و «فرمانبرداری تا فرماندهی» نیز بسیار مهم است، این دستور جلسه که اهمیتش پیدا کردن راه است، به ما می‌آموزد که برای هر کاری و برای هر چیزی و برای کشف یک حقیقت، همیشه بهترین راه را انتخاب کنیم، معمولاً به دلیل ناآگاهی و نادانی خودمان، می‌آییم و راه‌های مختلفی را که سر راه ما قرار دارند و راه‌هایی را که در مسیر ما قرار می‌دهند، انتخاب می‌کنیم و متأسفانه راه غلط را انتخاب می‌کنیم، اول اینکه وقتی من بخواهم در مورد حقیقت صحبت کنم، باید بدانم و تعریفی داشته باشم از اینکه حقیقت چیست.

ما یک حقیقت داریم و یک واقعیت، واقعیت آن چیزی است که اکنون اتفاق افتاده است. مثلاً این ساختمانی که ما اکنون در آن هستیم، وجود دارد؛ ولی ۱۰ سال پیش وجود نداشت و ۱۰ سال بعد هم شاید وجود نداشته باشد.

ولی حقیقت این‌گونه نیست. حقیقت می‌گوید آن چیزی که بوده، هست و خواهد بود و قوانینی که بر راستی و درستی دلالت می‌کند.

اگر من این تعریف را یاد بگیرم، متوجه می‌شوم که حقیقت یک راه دارد و لاغیر، و آن هم صراط مستقیم است.

آقای مهندس همیشه در سی‌دی‌های خود صحبت می‌کنند که اگر ما بخواهیم از یک نقطه به نقطه دیگری برویم، کوتاه‌ترین راه، خط مستقیمی است که بین این دو نقطه می‌کشیم که به قولی می‌شود صراط مستقیم، یا کوتاه‌ترین راه.

ولی الزاماً کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست، ما حالا اگر در همین قضیه درمان اعتیاد خودمان بخواهیم صحبت کنیم، کوتاه‌ترین راه این است که ۲۰ روز یا ۱۰ روز در کمپ بخوابیم و خیلی سریع به یک ترک موقتی برسیم و این یک واقعیت است، حالا اگر بخواهیم مثالی از واقعیت و حقیقت بیاوریم، ترک اعتیاد یک واقعیت است و چیزی است که اتفاق افتاده؛ اما حقیقت کجاست؟ حقیقت، بازسازی سیستم ایکس و درمان اعتیاد است و کاری که در کنگره انجام می‌شود، بعضی وقت‌ها من در سفر اول برای خودم سؤال پیش می‌آمد. شاید کسی که اکنون سفر اول است نیز برایش این سؤال پیش بیاید که بچه‌های کنگره چرا این‌قدر می‌گویند راه و روش ما حقیقت است و راه و روش کنگره از همه جا بهتر است؟

اینجا بگویم که ما هیچ‌گونه تعصبی نسبت به راه و روش درمان در کنگره نداریم. اینکه مثلاً ما خیلی کارمان درست است و دیگر هیچ روشی بهتر از ما نیست، واقعاً یک اعتقاد یا صرفاً یک حرف نیست؛ بلکه چیزی است که تقریباً در طول چندین سال، از ۲۷ سال پیش، از سال ۷۶، ثابت شده است.حالا من به‌عنوان شخصی که به دنبال راه درمان اعتیاد هستم، باید تشخیص بدهم صراط مستقیم، راهی است که انسان را به خوبی و خوشی و در پایان به بهترین حالت می‌رساند، ما اگر به نمونه‌ها نگاه کنیم، حالا اگر تازه‌وارد عزیزی در جلسه هست یا سفر اولی‌های عزیز، نگاه کنند به راهنماها و الگوها و سفر دومی‌های عزیزی که در کنگره هستند، خودشان حقیقتاً یک مقایسه انجام دهند و دو دو تا چهار تا کنند.

حالا شخصی را که بیرون از کنگره با روش‌های اشتباه دیگر، چه سم‌زدایی، چه ابوالفضل‌درمانی و چه سقوط آزاد، درمان کرده‌اند، با فردی که در کنگره درمان شده است مقایسه کنند.

آن رهجویی که مثلاً امروز حالش بسیار خوب است و ۲۰ روز، یک ماه یا دو ماه است که مواد مصرف نکرده را مقایسه کنند. این ۲۰ روز را با آن ۲۰ روز مقایسه کنید و ببینید تفاوت چقدر است.

در بهترین حالت، شخص در حال ادامه دادن به زندگی خودش است و حتی با وجود اینکه مواد هم مصرف می‌کند، از تعادل نسبتاً خوبی برخوردار است. ولی متأسفانه در روش‌های اشتباه دیگر، سم‌زدایی را که اصلاً صحبتش را نباید بکنیم، یا حتی من خودم شاهد بودم ابوالفضل‌درمانی را که چند نفر از دوستان خودم انجام دادند؛ این‌ها را من فکر می‌کنم که اصلاً نباید به آن‌ها رو آورد، اما تنها چیزی که می‌شود در موردش کمی صحبت کرد، همین سقوط آزاد است.

واقعاً بیاییم و این دو روش را با هم مقایسه کنیم و بهترین راه را انتخاب کنیم. ما اکنون در کنگره ۶۰، تمام عزیزانی که در این رابطه فعالیت می‌کنند، به دنبال یک راه و یک مسیر هستند که اعتیاد خودشان را درمان کنند و واقعاً از مسئله اعتیاد خلاص شوند. درمان اعتیاد در حال حاضر یک راه بیشتر ندارد آن هم روش DST یا روش تدریجی و همراه با مصرف داروی OT است.

این است که وقتی غیر از صراط مستقیم و غیر از راه درست هر چیزی را بخواهم دنبال کنم، کاری که انجام می‌دهد این است که نه‌تنها من را از هدفم دور می‌کند، بلکه می‌تواند تخریب‌های بسیار شدیدی برای من به وجود بیاورد.

 جلسه قبلی، روز پنجشنبه، تولد آقا محمد بود که همین‌جا دوباره به ایشان تبریک می‌گویم، نمونه بارزآقا محمد بود. این‌ها نمونه هستند. یک‌سری تولدها اتفاق می‌افتد و ما اینجا تولد می‌گیریم به خاطر اینکه اگر تازه‌واردی یا سفر اولی در جلسه هست، ببیند.

محمد خودش صحبت کرد؛ تقریباً چندین سال با روش سقوط آزاد ترک کرد و هیچ‌گونه حال خوبی هم نداشت و در تمام این سال‌ها، به قول خودش، خمار بود و نه‌تنها در این مسیر تخریب‌های بسیار بیشتری را متحمل شد، بلکه از مسیرش هم متأسفانه دورتر شد، اگر کسی با تمام دستور جلساتی که از قبل آمده، از وادی اول تا اینکه به این وادی برسیم، و اینکه فرمانبردار بسیار خوبی باشیم، می‌بینیم که اکنون وادی هفتم می‌گوید: «دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنی.»

خود یافتن راه یک مسئله است و برداشت کردن از آن هم مسئله دیگری است، ولی چیزی که وجود دارد این است که من مسیر را درست انتخاب کنم و بعد به بهترین شکل ممکن در این مسیر حرکت کنم، بهترین شکل ممکن هم که در این مسیر بخواهم حرکت کنم، این است که یک فرمانبردار واقعی باشم.

در این مسیر، هر آن چیزی را که راهنما و سیستم کنگره به من می‌گویند، به بهترین شکل اجرا کنم تا در نهایت، تمام سود آن به جیب همان مسافر برود.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار ممنون و متشکرم.

به نام قدرت مطلق الله

«خدمت به خلق، تجلی عشق بلاعوض است.»

در ادامه انتخاب مسافر مسلم به عنوان مسئول نشریات را تبریک عرض می نماییم و همچنین از زحمات مسافر مهدی تشکر و قدردانی می گردد.

از طرف ایجنت، گروه مرزبانی و خدمتگزاران شعبه بروجن

تنظیم و ارسال: مسافر علی

مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...