English Version
This Site Is Available In English

با تفکر درست به بهترین راه می‌رسیم

با تفکر درست به بهترین راه می‌رسیم

جلسه دوم از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی‌ خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خمین به استادی راهنما همسفر زری، نگهبانی همسفر ملیحه و دبیری همسفر سمیه‌ با دستور جلسه: «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» در روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
به تمام خدمتگزاران کنگره۶۰، خداقوت عرض می‌کنم. ابتدا از راهنمای خودم راهنما همسفر مهتاب تقدیر و تشکر می‌کنم که در هر جایگاهی قرار می‌گیرم به خاطر زحمات ایشان است. هفتهٔ قبل، جشن تقدیر از راهنما همسفر مهتاب برگزار شد؛  یک بار دیگر از ایشان  بابت تمام زحماتی که برای همهٔ ما کشیده‌اند تشکر می‌کنم و از خداوند برای ایشان عاقبت‌به‌خیری خواستارم. رهایی همسفر صغرا  و همسفر طاهره را خدمت ایشان و راهنما همسفر زهرا تبریک عرض می‌کنم؛ امیدوارم که این رهایی‌ها پایدار و مستدام باشند و پیوسته در شعبه، شاهد چنین جشن‌های رهایی باشیم. دستور جلسهٔ امروز «وادی هفتم» است؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» از وادی اول تا چهارم آموختیم که تفکر کنیم. در وادی پنجم یاد گرفتیم افکار و اندیشه‌ خود را از قوه به فعل تبدیل کنیم. وادی ششم بیان می‌کند که باید فرمانروایی عقل را به رسمیت بشناسیم و بدانیم یک فرمانروای بسیار بزرگ به نام عقل در جسم ما قرار دارد که مسیر درست و صراط مستقیم را به ما نشان می‌دهد.

آقای مهندس در وادی هفتم راجع به صراط مستقیم به زیبایی صحبت کرده‌اند. وادی هفتم به ما می‌گوید اگر می‌خواهیم وارد هر راهی بشویم باید ابتدا تفکر کنیم؛ اگر با تفکر درست،  مسیر خود را آغاز کنیم قطعاً به بهترین راه می‌رسیم. به یاد می‌آورم اولین بار که وادی هفتم را خواندم، کلمات و جملات آن برای من بسیار پیچیده و غیر قابل هضم بود اما در ادامه و با دریافت آموزش‌ها متوجه شدم اگر رمز و رازی در زندگی و درون من وجود دارد قطعاً باید در موردش تفکر کنم. در وادی هفتم، راز به معنی مطلب پوشیده و پنهان است. رمز، آن موضوعی است که ما از آن مطلبی را برداشت می‌کنیم تا به آشکار ساختن و کشف کردن حقیقت دست یابیم. حال می‌خواهم این موضوع را به ساختار وجودی خودم و تغییری که در کنگره برای من رخ داد ربط بدهم. ما آن‌قدر خودمان و مسافرانمان در تاریکی اعتیاد فرو رفته بودیم که واقعاً کلید و همان رمز را گم کرده بودیم. آقای مهندس می‌گویند: «اگر می‌خواهیم درِ یک گاوصندوق را باز کنیم، اول باید رمز آن را بدانیم؛ وقتی رمزش را دانستیم و وارد شدیم، به راز آن مطلب پی می‌بریم.» زمانی که مسافرمان در تاریکی اعتیاد فرو رفته بود نه تنها کلید را پیدا نمی‌کردیم بلکه خودمان هم قفل‌ساز شده بودیم؛ یعنی به هر دری می‌زدیم تا آن مشکل را حل کنیم در صورتی که اگر می‌خواهیم مشکل به درستی حل بشود باید ابتدا تفکر کنیم.

خدا را شکر می‌کنم که در مکانی امن و مقدس قرار گرفته‌ایم. رمز، همین ورود ما به کنگره بود و رازها،  تلاش‌هایی هستند که ما در اینجا انجام می‌دهیم. اگر من اینجا تلاش و کوششی کنم می‌توانم به رازهای زندگی‌ و درمان  دردهای بی‌درمان چندین ساله‌ام که بین ما خانواده‌های مصرف‌کننده، مشترک است پی ببرم. در سی‌دی وادی هفتم آقای مهندس افراد را به دو گروه تقسیم می‌کنند: «خردمندان و بی‌خردان»؛ بی‌خردان کسانی هستند که قبل از این‌که تفکر کنند، صحبت می‌کنند. واقعاً این تمثیلی از خود ما قبل از ورود به کنگره است. بسیاری از کارهایی که می‌خواستیم انجام بدهیم به این صورت بود که حرکت می‌کردیم، کارها را انجام می‌دادیم و وقتی به مشکل برمی‌خوردیم تازه می‌آمدیم کاسهٔ چه‌کنم چه‌کنم دست می‌گرفتیم و مسلماً مشکل‌ پیچیده‌تر و سخت‌تر می‌شد و عبور از گذرگاه را  در بسیاری از مواقع برای ما غیرممکن می‌کرد. آقای مهندس می‌گویند: بسیاری از انسان‌ها  گرفتار و قربانی اعتیاد و خیلی از مشکلات شده‌اند، به چه دلیل؟ فقط به خاطر این‌که  نمی‌دانند باید از چه راهی بروند اما خدا را شکر می‌کنیم که ما در مکانی قرار گرفته‌ایم که راه به زیباترین شکل در مقابل ما قرار داده شده است. افراد خردمند هم کسانی هستند که قبل از لب گشودن، تفکر می‌کنند. این مطلب برای من واقعاً همان کلید بود که اگر می‌خواهم هر جا، هر حرکت یا صحبتی  انجام بدهم ابتدا فکر کنم و زمان  و مکان انجام آن کار را تشخیص بدهم.

به قول آقای مهندس: «گاهی وقت‌ها بهترین کار، هیچ کاری نکردن است.» گاهی اوقات آن‌قدر عصبی می‌شویم که بدون تفکر هر چیزی را که بر سر زبانمان جاری می‌شود بیان می‌کنیم و این موضوعی بود که قبل از کنگره، مسیر را برای ما تاریک و سیاه کرده بود؛ اما در وادی هفتم به‌خوبی یاد گرفتیم که صراط مستقیمی در مقابل ما قرار داده شده که کلید را به دست ما داده است؛ برای به کار بردن این کلید باید ابتدا تفکر کنیم. آقای مهندس می‌گویند: بهترین راه، کوتاه‌ترین راه نیست؛ پس ما نباید هر راه‌ کوتاهی را انتخاب کنیم. باید سعی کنیم با تمام توان در لژیون‌ها انجام وظیفه کنیم تا ان‌شاءالله بتوانیم به بهترین شکل ممکن در صراط مستقیم حرکت کنیم. امروز در شعبه، لژیون سردار برگزار شد. جلسهٔ بسیار ناب، بی‌نظیر و پرشوری بود. ای‌کاش همه اعضا حضور داشتند و از این نعمت الهی بهره‌مند می‌شدند.

خدا را شکر بابت امروز که شعبه، انرژی بالایی داشت و دریافت‌ها و برداشت‌های بسیاری داشتیم که با هیچ‌چیز قابل قیاس نیست. آقای مهندس می‌گویند: «افراد خردمند می‌دانند که بزرگترین گنج، همان گنج درون خودشان است.» گنج درون برای من در اولویت بودن کنگره در زندگی، حضور به موقع در جلسات و برداشت کردن از آموزش‌‌ها است. در این‌جا برداشت‌هایی که ما می‌کنیم، همان عملیاتی کردن آموزش‌ها در زندگی‌ ما است. ان‌شاءالله که بتوانیم همهٔ این آموزش‌هایی را که دریافت می‌نماییم عملیاتی کنیم، از راهی  که درمقابل ما گذاشته شده برداشت‌هایی داشته باشیم و از آن برداشت ‌ها در مسیر زندگی‌ استفاده کنیم و هنر زندگی کردن را فرابگیریم‌ تا ان‌شاءالله در ادامه خودمان، مسافرانمان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم از انرژی‌های حاصل از حرکت در صراط مستقیم بهره‌مند شویم. از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

اعلام رهایی همسفر طاهره از لژیون هشتم

مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر فاطمه ا، رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زری
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری، همسفر معصومه
همسفران نمایندگی خمین
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...