English Version
This Site Is Available In English

در کنگره یاد می‌گیرم تا بی‌گدار به آب نزنم و به بن‌بست نخورم

در کنگره یاد می‌گیرم تا بی‌گدار به آب نزنم و به بن‌بست نخورم

پنجمین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمد‌پور قم با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من»روز یکشنبه 22 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر؛سپاسگزارم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و راهنمای عزیزم که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه آموزش بگیرم.

وادی هفتم، یکی از وادی‌هایی بود که زندگی کردن را به من آموخت. این وادی در بسیاری از مواقع، جلوی راه من قرار می‌گیرد و مسیر را به من نشان می‌دهد. اگر بخواهم برداشت شخصی خود را از وادی هفتم بیان کنم، بهترین مثال آن را در کنگره می‌بینم. هنگامی که وارد کنگره شدم، کنگره راهی بود که مهندس پیش پای من و سایر مسافران قرار دادند. یافتن این راه، برای من بسیار مهم بود. راهنمایان گرامی که زحمت می‌کشند، راهنمایی که راه را به من نشان داد و مرا هدایت کرد تا بتوانم از این راه بهره‌مند شوم، نقشی اساسی ایفا کردند. حال، این موضوع به برداشت و حرکتی بستگی دارد که من در این راه انجام می‌دهم؛ اینکه چگونه در این مسیر حرکت کنم و بتوانم در صراط مستقیم گام بردارم یا خلاف آن عمل کنم.

همان‌طور که در زندگی شخصی خود تجربه کرده‌ام، بسیاری از اوقات نتوانسته بودم راهی را که پیدا کرده بودم، تا انتها ادامه دهم؛ چون یاد نگرفته بودم. شاید می‌دانستم، ولی نمی‌توانستم حرکت کنم؛ چرا که آموزش و آگاهیِ آن کار را نداشتم تا بتوانم این راه را تا آخر ادامه بدهم.

خدا را شکر می‌کنم که با آموزش‌هایی که در کنگره می‌گیرم، کم‌کم دارم راه خودم را پیدا می‌کنم. آن برداشت‌هایی را که باید در زندگی داشته باشم، در کنگره یاد می‌گیرم تا بی‌گدار به آب نزنم و به بن‌بست نخورم؛ چون واقعاً دیگر جای اشتباهی برای من نیست، چرا که دارم در کنگره آموزش می‌بینم. بیرون از کنگره، وقتی خودم را با کس دیگری که با او بودم مقایسه می‌کنم، او علم کنگره را ندارد؛ ولی من راهی را که در کنگره آموخته‌ام ادامه می‌دهم؛ همان راهی که آقای مهندس، راهنمای محترم و همهٔ خدمت‌گزاران به من نشان داده‌اند تا مسیرم را پیدا کنم.

یافتن راه، شاید برایم در کنگره آسان باشد؛ ولی آن حرکتی که من باید در مسیر داشته باشم، خیلی مهم است. بعضی وقت‌ها سرِ دوراهی که می‌مانم، باید تفکر کنم و به آن آموزش‌هایی که در کنگره آموخته‌ام بیندیشم تا بدانم چطور در این راه حرکت کنم، ضدارزش‌ها را از ارزش‌ها تشخیص بدهم و بتوانم صراط مستقیم را دنبال کنم.

دوباره ممنونم از راهنمای خوبم که زندگی کردن را به من آموخت. همچنین ممنونم از مرزبان محترم، آقا مجتبی، که من را از آن تاریکی که در آن بودم، راهی که گم کرده بودم و بن‌بست‌هایی که به آن‌ها می‌خوردم نجات دادند؛ هموار کردن همهٔ این‌ها برایم خیلی سخت بود. از روزی که پایم به کنگره باز شد، یاد گرفتم که باید یکی‌یکی جلوی مشکلاتم بایستم. من خیلی جاها کم آوردم، اما با راهنمایی‌های راهنمایم و پیشکسوت‌هایی که در کنگره بودند، توانستم کم‌کم راهم را پیدا کنم.

اکنون باید بتوانم این راهم را ادامه دهم و به یک نفر دیگر کمک کنم؛ اینجا است که من می‌توانم دینم را ادا کنم و به آن راهی که یافته‌ام و حرکت خودم ادامه دهم تا بتوانم جبران کنم.

تایپ: همسفر علی لژیون چهارم و مسافر محمد لژیون سوم
ویرایش: مسافر محمد لژیون هفتم
تهیه و ارسال: مسافر سینا لژیون یکم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...