وادی هفتم و تاثیر آن روی من
چیزی که من از وادی هفتم فهمیدم این است که به نظر من این وادی میخواهد بگوید برای رسیدن به حقیقت، دو چیز لازم و ضروری است: یکی راه را پیدا کنیم و دوم اینکه ببینیم از آن راه چه چیزی برداشت میکنیم. یعنی فقط پیدا کردن راه مهم نیست، نگاه من به راه هم مهم است؛ ممکن است دو نفر یک راه را بروند؛ ولی هر کدام یک برداشت جداگانه داشته باشند و نتیجهی آن با هم فرق داشته باشد. من یاد گرفتم که در زندگی هر انتخاب یک مسیر را در پی دارد، انتخاب رشته، انتخاب دوست، انتخاب گروه اینها کوچک به نظر میآیند؛ ولی میتوانند زندگی شخص را عوض کنند. یک راه انسان را به مرغزار میرساند؛ ولی یک راه گاه به مسلخ میبرد. پس باید حواسم باشد کدام راه را انتخاب میکنم.
از وادیهای قبل یاد گرفتم که خوب فکر کنم، بعد عقل را در کارهایم فرمانروا بدانم بعد کارهای خودم را عملیاتی کنم. این وادی میگوید حالا که عقل فرمانروا است، باید از عقل استفاده کنم تا راه درست را به من نشان بدهد. چیز دیگری که فهمیدم این است که برای پیدا کردن راه، باید معیار داشته باشم. مثل واحد پول که همه با آن حساب میکنند، یعنی باید یک زبان عقل مشترک داشته باشیم تا بتوانیم راه را درست تشخیص دهیم.
در آخر، این وادی فقط برای مسائل بزرگ و فلسفی نیست؛ در سادهترین کارهای روزمره هم کاربرد دارد از یک تصمیم کوچک تا یک تصمیم بزرگ همهجا این قانون جاری است. برداشت من این است پیدا کردن راه مهم است؛ ولی مهمتر از آن این است که من از آن راه چه برداشتی داشته باشم؛ چون همان برداشت مسیر زندگی من را میسازد.
تایپ و نگارش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عاطفه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوم) نگهبان سایت
رابط خبری: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بجنورد
- تعداد بازدید از این مطلب :
15