سیزدهمین جلسه از دور هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر حسین ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر کمال با دستور جلسه :« وادی هفتم و تاثیر آن بر من» روز یکشنبه ۱۴۰۵/۶/۲۲ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که به واسطه حضور و قرار گرفتن در کنگره ۶۰، این فرصت را پیدا کردم که آموزش بگیرم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و همچنین راهنمای عزیزم، آقا رضا، کمال تشکر و قدردانی را دارم.
اگر امروز میتوانم تا حدودی، هنوز نمیگویم صددرصد، راه را از قبل بررسی کنم و راه درست را انتخاب کنم، به واسطه آموزشهایی است که در کنگره گرفتهام و قدردان زحمات همه آنها هستم.
وادی امروز میگوید: «کشف رمز و راز حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه، دیگری آنچه برداشت میکنیم.» به نظر من، این وادی خودش دنیایی از رمز و راز را در درون خود دارد.
وقتی میخواهیم راه اصولی و درست را انتخاب کنیم، قطعاً باید ابتدا تفکر کنیم و وادی اول را به کار بگیریم. باید بررسیهای لازم را انجام دهیم و به هدف فکر کنیم و ببینیم آیا راهی که میخواهیم انتخاب کنیم، ما را به نتیجه و هدفی که داریم میرساند یا خیر.
آقای مهندس میفرمایند راه صراط مستقیم و راه درست، خودش هدف نیست، بلکه وسیلهای است که باید از آن استفاده کنیم تا بتوانیم به هدفی که میخواهیم برسیم.
در این وادی، با دو گروه روبهرو میشویم؛ خردمندان و کمخردان. وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، قبل از اینکه به کنگره بیایم، واقعیتش این است که خودم را جزو کمخردان میدیدم. همیشه یک اشتباه را انجام میدادم، یک راه را میرفتم و بعد متوجه میشدم آن راه اشتباه بوده است. کلی هزینه، زمان و انرژی صرف میشد تا تازه بفهمم اشتباه کردهام.
به واسطه این اشتباهها، آسیب زیادی به خودم و اطرافیانم وارد میکردم. اما با ورود به کنگره، راه درست را پیدا کردم. البته خود کنگره هم هدف نیست، بلکه وسیله و راهی است که من وارد آن شدم تا آموزش بگیرم، دانشم را افزایش دهم و به تعادل برسم.
به نظر من، فلسفه و رسالت کنگره ۶۰ نیز همین آموزشهاست؛ رهایی از بند مواد، رشد اندیشه و شخصیت افراد و احیای انسانی.
من بارها برای درمان اعتیادم اقدام کرده بودم و موفق نشده بودم، اما زمانی که وارد کنگره شدم و با روش و متد کنگره آشنا شدم، دیدم واقعاً راه اصولی و درستی است و خدا را شکر توانستم از آن بهره بگیرم.
موضوع دیگری که در این وادی برای من قابل تأمل است، انتخاب راه است. بعضی راهها را باید با دقت بسیار زیادی انتخاب کرد، چون ممکن است فرصت بازگشت همیشه وجود نداشته باشد. گاهی انسان تصور میکند همیشه فرصت دارد که اشتباه کند و دوباره برگردد، اما همیشه اینطور نیست. وقتی وارد یک راه میشویم، باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا آن را به هدف برسانیم.
اگر به کنگره نگاه کنم، میبینم که در زندگی فرصتی در اختیار انسان قرار میگیرد تا این راه را طی کند. اگر در میانه راه برگردیم یا نتوانیم آن را به انتها برسانیم، معلوم نیست این فرصت دوباره در اختیارمان قرار بگیرد.
برگردیم به بحث کمخردان و خردمندان. کمخردان معمولاً اشتباه میکنند و دائم برمیگردند، عذرخواهی میکنند و جبران میکنند و با این کار فرصت رشد را از خودشان میگیرند.

البته برای خردمند شدن، اشتباه کردن هم لازم است. من با اشتباه کردن موافقم و معتقدم انسان فرصت این را دارد که یک بار اشتباه کند، اما وقتی اشتباهی تکرار میشود و ما به اشتباه بودن آن پی میبریم، دیگر نباید آن را تکرار کنیم؛ چون در این مرحله، تکرار اشتباه دیگر انتخاب است.
خردمندان کسانی هستند که قبل از انجام هر کاری، جوانب مختلف، خوبیها و بدیها، هدف و مسیر را بررسی میکنند و بعد اقدام به انتخاب آن راه میکنند.
انشاءالله از مشارکت دوستان بهره بگیریم و در کنار هم آموزش بدهیم.
ممنونم که به صحبتهایم توجه کردید.
تایپ:مسافر محسن
ویراستاری:مسافر عادل
عکس:مسافر عباس
تنظیم:همسفر یاسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
90