رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. در این وادی بحث بر روی پیدا کردن راه است تا انسان به اهمیت آن پی ببرد، چهبسا انسانهای زیادی که قربانی میشوند، فقط به این دلیل که راه درست را پیدا نکردهاند و یا راه را اشتباه رفتهاند. چه بسیار کسانی که از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند و انسانهای مصمم و پرتلاشی بودهاند؛ اما فقط در اثر انتخاب غلط، وسایل نابودی خود و دیگران را فراهم نمودهاند. بنابراین یافتن راه، یکی از مهمترین و اصلیترین مسئلههاست.
اکنون در مرحلهای هستیم که عقل بایستی با نیروهای خود بعضی از مجهولات را کشف نماید تا راه درست را به ما نشان دهد و برای کشف حقیقت یا برای آشکار ساختن اصل هر موضوع و حقیقتی که پنهان باشد و هر حقیقتی برای اینکه کشف شود، بایستی انسان رمز و راز آن را بگشاید. رمز، پیدا کردن راه یا مسیر و راز؛ یعنی آنچه برداشت مینماییم و در ادامه میتوان گفت طی کردن راه و پیمودن مسیر به جهت رسیدن به حقیقت است.
برای باز کردن قفل هر دری یا صندوقی بایستی اول کلید آن را پیدا کرد و بعد اقدام به باز کردن قفل نمود. حال که صحبت از قفل و کلید شد، در نظر داشته باشیم همیشه قفلسازان بسیارند و کلیدسازان اندک. اصولاً آدمهایی که مشکل درست میکنند، بسیار زیادند نسبت به انسانهایی که مشکلگشا هستند. ضربالمثلهای بسیاری را از دیرباز در ادبیات کهن داریم که دلالت بر این موضوع دارد، مانند «گز نکرده پاره نکن» و «نم نکرده نتراش».
در حقیقت گروهی هستند که برای انجام کارهایشان وادی هفتم را در نظر میگیرند و گروهی دیگر که اصلاً این مورد را در نظر نمیگیرند. پس میتوانیم انسانها را به دو دسته تقسیم کنیم، تعدادی که قانون را اجرا میکنند و کسانی که این قانون را اجرا نمیکنند. شاید بتوان گفت ورزش تیراندازی با کمان مثال بدیع و روشنی است برای درک هرچه بیشتر و بهتر وادی هفتم؛ چرا که تیراندازان در ابتدا مسیر حرکت را شناسایی میکنند و سعی میکنند تا قدمبهقدم پیش بروند و در نهایت با تلاش خود و راهنمای بیرونی و درونی، بتوانند برداشت درستی از مسیر حرکتی داشته و به هدف نهایی تعیین شده دست پیدا کنند.
از طرفی در این وادی میتوان انسانها را به دو گروه تقسیم کرد. اولین گروه کمخردان هستند، آنان اول صحبت میکنند و بعد تفکر مینمایند. بعد از انجام هر کار بدون تفکر، آن را بررسی میکنند و به دنبال راهحل و برطرف کردن مشکل هستند و گروه دوم خردمندان که اول فکر و بررسی و بعد در آن جهت حرکت میکنند. با توضیح این مطلب، اگر در ذهن تداعی شد که من جزو کمخردان نیستم، بهطور قطع من جزو دسته کمخردان هستم و خود خبر ندارم؛ چرا که شاید بعضی انسانها دانا باشند؛ ولی اگر بگویند «ما دانا هستیم»، دلیل بارزی بر عدم آگاهی و داناییشان است.
نشانه دیگر کمخردان طرز تفکرشان است که فکر میکنند بهترین راه، کوتاهترین راه است و همانند کسانی که برای برطرف کردن مشکل اضافهوزن، تصمیم میگیرند بخشی از رودهشان را بردارند، غافل از اینکه مابقی عمر گرفتار انواع و اقسام بیماریها میشوند و از طرفی یک موضوع جزئی و پیشپاافتاده را به یک بحران بزرگ تبدیل میکند. پس برای انجام کار، اول بایستی با تفکر تمام شرایط را از تمام جهات بررسی و سود و زیان آن را در نظر داشت و بعد به جهت انجام دادن یا ندادن آن اقدام کرد. دقیقاً کاری که خردمند انجام میدهد، اول تفکر، بررسی و سپس اقدام برای انجام کار. چرا که فرد خردمند میداند مهمترین و ماندگارترین گنج، گنج درون خودش است که بایستی آن را کشف کند. میداند به این دنیا آمده است تا گنج درونی خود را کشف کند و اوقات خود را به جهت کشف گنج در زیر خاک تلف نمیکند.
به اعتقاد فرد خردمند، از ناشناختهها یاری جستن مانند پنیری است در تله موش، که باعث میشود شخص با دستان خودش درب شهر وجودیاش را باز نماید و به انواع و اقسام انرژیها اجازه ورود دهد و باعث گردد که پس از مدتی بهسان دیوانهها، چون صخرهای گلی فرو ریزد. بنابراین، یکی از نشانههای صراط مستقیم، رسیدن به هدف و مقصد با وضعیت مناسب است و یکی از نشانههای دیگر این است، آیا دیگرانی که این مسیر را رفتهاند به مقصد رسیدهاند یا خیر؟ پس بایستی خوب بنگریم افرادی که در گذشته از این راه رفتهاند، چگونه به مقصد رسیدهاند، آیا به مقصد رسیدهاند یا از ناکجاآباد سر درآوردهاند و یا چند درصد از آنها سالم به مقصد رسیدهاند؟
اگر در صراط مستقیم باشد، فنا هم بقاست؛ اما به گونهای دیگر. به هر حال در هر لحظه از زندگی، اتفاقاتی برای ما رخ میدهد که حتی بعضی از آنها بسیار ساده و پیشپاافتاده میباشند و ما بایستی نسبت به آنها عکسالعمل نشان دهیم، البته چه بخواهیم و چه نخواهیم، گاهی عکسالعمل نشان ندادن هم خود، نوعی عکسالعمل است. بروز عکسالعمل ما نسبت به این اتفاقات گو یی راهی است که ما یافتهایم و پای در درون آن میگذاریم تا به مقصد برسیم، حال ممکن است مقصد، نقطه خوب همراه با شادی، محبت، صلح، آرامش و آسایش باشد و ممکن است مقصد، نقطهای طوفانی همراه با زمینلرزه توأم با گردباد، غبار و فرو ریختن آوار بر سرمان باشد.
نویسنده: همسفرسارا رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون چهارم)
ویرایش وارسال: همسفر منیر رهجوی راهنما همسفر فخری (لژیون چهارم)، دبیر سایت
باشگاه تیراندازی با کمان همسفران خانم
- تعداد بازدید از این مطلب :
368