English Version
This Site Is Available In English

حضور در لژیون سردار مهم است

حضور در لژیون سردار مهم است

سیزدهمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار نمایندگی اردستان با استادی راهنما مسافر حمیدرضا، نگهبانی مسافر محسن، دبیری مسافر ابراهیم و خزانه‌داری مسافر محمد با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر توفیق پیدا کردم زیر سقف کنگره نفس بکشم و آموزش بگیرم. از نگهبان جلسه مسافر محسن، آقای مهندس بابت فراهم کردن این بستر آموزشی و هم‌چنین از راهنمای خودم مسافر کمال سپاسگزارم.

در مورد دستور جلسه وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.» همیشه با خودم می‌گفتم: حالا که من سردار شده‌ام، دیگر شاید نیازی نباشد در جلسات شرکت کنم؛ ولی واقعاً این جلسات برای همه ما واجب و ضروری است. همین که دور هم می‌نشینیم، حس‌هایمان به هم نزدیک‌تر می‌شود و با هم همدل می‌شویم، واقعاً خیلی عالی است. از آقای مهندس که با تفکر بسیار بالایی این مجموعه را دور هم جمع کرده‌اند و می‌دانستند چه کاری درست و چه کاری غلط است، واقعاً تشکر می‌کنم. همه ما باید از ایشان الگو بگیریم و بابت فراهم کردن چنین بستری از ایشان تشکر کنیم.

الان همه می‌دانیم که اوضاع جامعه خیلی خوب نیست؛ ولی ما که در کنگره حضور داریم و حتی یک کلمه حرف ضدارزش بیان نمی‌کنیم. همان سلام و احوالپرسی‌هایی که داریم، کاری به کار هم نداریم، کسی در کار کسی دخالت نمی‌کند و هر کس سرش به کار خودش است. خدا را شکر، خوب یا بد، زندگی دارد می‌گذرد.

در مورد دستور جلسه وادی هفتم و تأثیر آن روی من؛ آقای مهندس کار بسیار زیبایی انجام دادند. من ۸ سال خودم در Ng0 دیگر بودم و می‌دیدم که واقعاً با گدایی پول جمع می‌شود و حتی پول یک چای هم جمع نمی‌شود. مثلاً مکانی را اجاره کرده بودیم و چون آموزشی نداشتم، همیشه با خودم می‌گفتم، این پول‌ها را بابت چه چیزی باید بدهم؟ ولی در کنگره همه چیز شفاف و روشن است. آقای مهندس فرمودند: «گاوی که نان گدایی بخورد، زمین شخم نمی‌زند.» و واقعاً هم همین‌طور است.

این خیلی جالب است که هزینه‌های کنگره از خود اعضا تأمین می‌شود. من در این چند سال هیچ‌وقت ندیدم کنگره بگوید پول نداریم. ما همه مصرف‌کننده‌هایی بودیم که حتی برای نان شب خود محتاج بودیم و بابت مصرف مواد هزینه می‌کردیم؛ ولی الان به خاطر آموزش‌های کنگره قوی شده‌ایم. کنگره آموزش‌های زیادی به ما یاد داده؛ یادمان داده چطور پس‌انداز و قناعت کنیم و روی پای خودمان بایستیم. در لژیون سردار هرکس به اندازه توانش خدمت می‌کند. یکی دنور، یکی پهلوان و یکی سردار می‌شود و هرکس هر مقدار که می‌تواند کمک می‌کند.

آقای امین خیلی زیبا می‌فرمایند: که پول جان نیست که انسان بخواهد آن را بدهد. زمانی که صحبت از پول دادن می‌شود، تمام نیروهای منفی به سراغ آدم می‌آیند و می‌گویند: «برای چه می‌خواهی بدهی؟ تو که داری خدمت می‌کنی، لازم نیست بدهی، بیشتر از این نده ...» سال اول که می‌خواستم در لژیون سردار شرکت کنم، تمام این افکار در ذهن من بود؛ اما با آموزش‌های کنگره فهمیدیم که باید روی پای خودمان بایستیم. خیلی خوب است که هر وقت اراده کنیم چیزی بخریم، می‌توانیم برویم و بخریم. یادم هست وقتی برای شعبه به پرینتر و وسایل دیگری نیاز داشتند، اعلام کردند که از تهران خریداری شود. گفتند اگر پول دارید بخرید و اشکالی ندارد. این خیلی قشنگ است. حالا اگر ما وابسته به سازمان‌های دیگر بودیم و می‌خواستیم یک‌بار از فرمانداری، بهزیستی و ارگان‌های دیگر کمک بگیریم، چه اتفاقی برایمان می‌افتاد؟ قطعا این‌طور دور هم جمع نمی‌شدیم و این اتفاقات قشنگی که در کنگره می‌افتد، شکل نمی‌گرفت.

آقای مهندس کلید این کار را پیدا کردند.
در وادی هفتم می‌فرمایند: انسان‌ها دو دسته هستند: خردمندان و کم‌خردان. خردمندان کسانی هستند که اول فکر می‌کنند و بعد حرف می‌زنند و کم‌خردان انسان‌هایی هستند که حرف می‌زنند و بعد همیشه در حال عذرخواهی هستند. این یک واقعیت است که به خاطر نداشتن آگاهی، من خودم دقیقاً همین کار را انجام می‌دادم. بدون فکر صحبت می‌کردم و بعد می‌دیدم چه حرف بدی زده‌ام و شروع به عذرخواهی می‌کردم؛ اما خدا را شکر مکانی به نام کنگره وجود دارد که همه این‌ آموزش‌ها را به ما یاد بدهند؛ اینکه وقتی می‌خواهیم صحبتی کنیم، اول فکر کنیم ببینیم آیا حرفی که می‌خواهیم بزنیم درست است؟ آیا اصلاً در جایگاهی هستیم که چنین حرفی بزنیم؟ آیا این صحبت به ما مربوط می‌شود یا نه؟ آقای مهندس با تفکر همه این مسائل را برای ما روشن کردند.

درمان اعتیاد، درمان سیگار، کاهش وزن و تمام این‌ موارد چیزهایی است که برای ما عادی شده؛ ولی به نظر من ما بزرگ‌ترین کار دنیا را انجام داده‌ایم. من یک روزی حتی خوابش را هم نمی‌دیدم که صبح از خواب بدون مصرف سیگار و هروئین بیدار شوم یا اینکه بتوانم همه چیز بخورم و کاهش وزن داشته باشم. این‌ها همه معجزات کنگره بود که به واسطه معلم راستین آقای مهندس نصیبمان شد. خدا را شکر می‌کنم که در مرحله‌ای از دنیا زندگی می‌کنیم که شخصی مثل آقای مهندس حضور دارد و توانستیم با مکانی مثل کنگره آشنا شویم؛ حتی می‌توانم بگویم خدا را شکر به خاطر اعتیادم؛ چون باعث شد با مکانی به نام کنگره آشنا شوم.

حضور در لژیون سردار خیلی مهم است. اصلاً مهم نیست چقدر کمک کرده‌ام و چگونه کمک کرده‌ام؛ مهم این است که بدانم من هم دستی در این کار داشته‌ام. خداوند به همه کس اجازه کمک کردن نمی‌دهد. ان‌شاءالله که فراموشمان نشود که واقعاً خداوند اجازه داده است که کمک کنیم و  این اجازه بی‌دلیل نیست. خدا شاهد است که من سال اول شش میلیون تومان پرداخت کردم و می‌توانم بگویم هزار برابرش به من برگشت. زمانی بود که تازه رها شده بودم و اوضاع خیلی وحشتناکی داشتم. حتی هزار تومان برایم سخت بود؛ ولی با خودم گفتم این وظیفه من است. راهنمایم هم یادم داد که اگر زمانی سختی کشیدی و این مبلغ را پرداخت کردی، اتفاقاً همان سختی طعم شیرینی دارد. اگر چیزی را از داشته‌هایت دادی که برایت هیچ سختی نداشت، لذتی هم از آن نمی‌بری. من به یاد دارم که آن شش میلیون تومان را واقعاً با سختی جور کردم و ذره‌ذره روی هم گذاشتم؛ ولی هزاران برابرش برای من برگشت.

هرچه با خودم فکر کردم، دیدم اگر می‌خواستم دوباره مواد مصرف کنم؛ باید روزی دو میلیون تومان برای مواد هزینه می‌کردم. الان کنگره چیزی به من داده که در مقابل آن حقوق می‌گیرم و زندگی می‌کنم. من برای خیلی از مشکلاتم هزینه‌های زیادی دادم، دکترهای زیادی رفتم؛ ولی هیچ‌کدام فایده‌ای نداشت. در کنگره آن حال خوش را که می‌خواستم دریافت کردم.

تایپیست: راهنمای تازه‌واردین مسافر ابراهیم
ویراستار: مسافر رسول (لژیون دوم)
عکاس و ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت

مسافران نمایندگی اردستان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .