سلام دوستان سیران هستم یک همسفر
در ابتدا، تمام توجه من معطوف به رفتار مسافر بود. رفتار او را زیر نظر داشتم، اعمالش را تحلیل میکردم و پیوسته از خود میپرسیدم که چرا چنین کرد و چرا چنان گفت. گمان میکردم اگر او اصلاح شود، همهچیز اصلاح خواهد شد. اما هرچه بیشتر در رفتار او کاوش میکردم، احساس ناخوشایندتری در من شکل میگرفت. گویی در چالهای افتاده بودم که هر روز عمیقتر میشد. تا آنکه روزی، راهنمایم جملهای گفت که همهچیز را دگرگون کرد: «دوربین را به سمت خودت برگردان.»
اول با خود گفتم: «این به چه معناست؟ من که مواد مصرف نمیکنم! من که مشکلی ندارم!» اما هنگامی که جرأت کردم و نگاهی واقعی به خودم انداختم، چیزهایی دیدم که سالها از آنها فرار میکردم. فهمیدم که من هم بیتقصیر نیستم. متوجه شدم که بسیاری از آشفتگیهای زندگی، ریشه در خودِ من داشت؛ در خشمهایم، در سکوتهایم، و در انتظارهایی که از دیگران داشتم و بر زبان نمیآوردم.
آن روز، پذیرشی عمیق در من شکل گرفت که ابتدا باید از خودم شروع کنم. در همان لحظه بود که گویی راه برایم روشنتر شد. اما این، تنها شروع ماجرا بود. هنوز کافی نبود. چون آموزش گرفته بودم که یافتن راه، یک شرط است؛ اما برداشت درست از آن راه، شرطی دیگر.
من راه را یافته بودم. فهمیده بودم که باید به خودم نگاه کنم، نه فقط به دیگران. اما هنوز نمیدانستم که این راه، تنها با یک نگاه به پایان نمیرسد. باید قدم به قدم، روز به روز و با صبر پیش میرفتم. باید میپذیرفتم که تغییر، مسیری تدریجی است، نه اتفاقی یکشبه.
وادی هفتم به من آموخت که کشف حقیقت، دو شرط دارد: یکی یافتن راه، و دیگری برداشتی که از آن راه داریم. من راه را یافتم. حالا نوبت برداشتِ درست بود. برداشتی که بگوید: «تغییر از خودم آغاز میشود، آغازی تؤام با حرکت، تلاش، صبر و امیدواری »
نویسنده: همسفر سیران رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون پنجم)
رابطه خبری: راهنما همسفر آرزو (لژیون ویلیام)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
53