همسفر رقیه با راهنمایی همسفر الهام، در لژیون چهارم به مدت ۳ سال و ۲ماه است که در حال سفر کردن میباشد همچنین در بخشهای عکاس سایت و رابط خبری لژیون، خدمت کردهاست.
از چه طریقی با کنگره60 آشنا شدید؟
من با خواندن کتاب ویولن زن روی پل، اثر آقای خسرو بابا خانی که مربوط به تجربه خودش از درمان در کنگره و ۴۰ رهجویی که به رهایی رساندهبود، توسط یک دکتر روانشناس که در زمینه اعتیاد فعالیت داشت، به من اهدا شد و با خواندن این کتاب مسیر من به سمت نور و روشنایی باز شد و من از تیرماه سال ۱۴۰۲ در کنگره در حال آموزش گرفتن هستم.
قبل از کنگره زندگی شما چگونه بود؟ و به عنوان همسفر چه اتفاقی باعث شد که وارد کنگره شوید؟
خوب طبیعتا داشتن مصرفکننده، در هر خانهای مشکلات و مسائل خاص خودش را دارد، اینکه چون ما مشکل مالی نداشتیم، همسرم خیلی دنبال ترک اعتیاد نبود و هر بار که من و فرزندانم اعتراض میکردیم، میگفت مگر زندگی ما چه کم و کسری دارد، همه چیز خوب است، من که مثل بقیه نیستم که همه چیز را به باد داده باشم، همه چیز دارم، خانه، ماشین، حقوق بازنشستگی. ما که مشکلی نداریم، نگرانی شما بیهوده است. ولی متاسفانه ایشان متوجه بزرگترین مشکلی که داشت خودش را نابود میکرد، نبود. من خدا را شکر، با خواندن همان کتاب که اشاره کردم، متوجه شدم که من هم در قبال درمان همسرم یکسری وظیفه بر عهده دارم، تصمیم گرفتم با ورود به کنگره در جهت کمک به ایشان قدم بردارم.
آیا مکان دیگری را برای ترک یا درمان انتخاب کردهاید، اگر کردهاید چگونه بوده است؟
خوب مسلما قبل از کنگره تنها راه حل برای ما، بردن مصرفکننده به کمپ بود، که ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم، دو بار ایشان را به کمپ بردیم، و بعد از مدت کوتاهی که برگشت، در اولین فرصت شروع به مصرف کرد. مشاوره اعتیاد رفتیم، کلینیک رفتیم، ولی بی نتیجه بود و متأسفانه اثر نداشت.
در ابتدای مسیر بزرگترین نگرانی و چالش شما چه بوده است؟
بعد از ورود به کنگره مسافرم به مدت کوتاهی حدودا ۳ ماه سفر کرد و از کنگره رفت و من با هجمههای زیادی از طرف اطرافیان مواجه بودم، که مرتب سرزنش میکردند، که چرا خودت به کنگره میروی مگر تو مصرفکننده بودهای، این بزرگترین چالش مسیر من بود و گاهی اوقات مسافرم هم مانع میشد ولی من تسلیم نشدم.
مهمترین تغییری که در خود احساس میکنید چه بوده؟ آیا لحظهای شده که بخواهید مسیر را تغییر بدهید اگر نه چه باعث شده که ادامه بدهید؟
مهمترین تغییر من، کاهش استرس و اضطراب از آینده است، من قبل از کنگره، همیشه یا در گذشته بودم، یا در آینده، هیچ وقت از لحظه در حال لذت نمیبردم، ولی با آموزش جناب مهندس که فرمودند:(معطوف کردن افکار به گذشته، باعث افسردگی، نگرانی به خاطر آینده، ایجاد اضطراب میکند، تنها زندگی در لحظه حال میتواند باعث آرامش شما شود.) برایم خیلی آموزنده بود. من یک سال که از ورودم به کنگره گذشت و از اینکه مسافرم نمیآمد خیلی دچار یأس و نامیدی شدم و تصمیم گرفتم دیگر ادامه ندهم و این موضوع را وقتی به راهنمای خودم خانم هانیه عزیز گفتم، ایشان گفته آقای مهندس را یاد آوری کرد و گفتند شما باید به خاطر خودت به کنگره بیای و به کار مسافرت کاری نداشته باش و بعد از آن من با تمام وجود ادامه دادم.
در سفر اول چه تجربهای کسب کردهاید و این سفر در شما و خانواده چه اثری گذاشته است؟
بهترین تجربه که برایم حاصل شده، داشتن استمرار در کاری که میدانم درست است، تا حاصل شدن نتیجه ادامه بدهم و ناامید نباشم و یاد گرفتم که همیشه برای گرفتن نتیجه در هر کاری فاکتور زمان را فراموش نکنم، برای هر کاری باید زمان اختصاص بدهم و صبر داشته باشم تا نتیجه خوب، حاصل شود، البته صبری که همراه با تلاش و کوشش و آموزش باشد.
این جایگاه باعث شده که خانواده من از آن تنشها و درگیریهای لفظی که در خانواده ایجاد میشد رهایی پیدا کنند و عشق و محبت به پدرشان چند برابر شد.
تمام وادیها برای من مانند یک مشعل پر نور و چراغ راه میباشد. ولی من از بین وادیها وادی اول که با تفکر ساختارها آغاز میشود و بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال میرود، برایم خیلی با ارزش است، چون واقعا درست تفکر کردن و تصمیم درست گرفتن را به ما یاد میدهد. چرا که اگر تفکر درست باشد، باعث میشود نتیجه خوبی حاصل شود و ما اگر بخواهیم بدانیم که آیا کارمان درست بوده و تفکر درست داشته ایم یا نه؟ باید به نتیجه کار نگاه کنیم. آموزشهای دکتر امین که بسیار بی نظیر و فوق العاده هستند، من یک جمله از ایجنت محترم شعبه خانم سمیه نقل قول میکنم، که ایشان فرمودند سی دیهای مهندس، آموزشی، و سی دیهای دکتر امین درمانی هستند، از آن لحظه به بعد برایم خیلی خیلی ارزشمند تر شدند.
هدفتان برای ادامه مسیر در کنگره چیست؟
هدفم شناخت هر چه بیشتر خودم و در ادامه رسیدن به آرامش در توفیق پیدا کردن برای خدمت در کنگره.
به عنوان یک همسفر که مسافرش نمی آید چه پیشنهاد و نظری دارید؟
البته من کوچکتر از آن هستم که بخواهم پیشنهاد و نظری بدهم. ولی در این مدت ۳ سالی که در کنگره بودم و آموزشهایی که دریافت کردم، متوجه شدم که من قادر نیستم که هیچ کس را تغییر بدهم بلکه برای ایجاد تغییر در بقیه، لازم و ضروری است که ابتدا در خودم تغییر را شروع کنم و روی خودم متمرکز باشم و یک جمله معروف که در کنگره وجود دارد اینکه (دوربین را سمت خودت بچرخان) برایم خیلی راهگشا بوده و به جرأت میگویم برای من همسفر هیچ کجا و هیچ آموزشی نمیتواند جایگزین کنگره و آموزشهایش باشد.
در ادامه از خانم هانیه عزیز که به مدت سه سال راهنمای بنده در لژیون سوم یوسف بودند صمیمانه تشکر و قدرانی میکنم چون همیشه و در تمام شرایط سخت با راهنمایی های خوبشان، با آرامش کامل و با محبت و دلگرمی کنارم بودند و همیشه من را دعوت به عشق و محبت میکردند خالصانه تشکر میکنم و برایشان آرزوی سلامتی و به ورزی دارم. امیدوارم در مسیر کنگره همیشه سبز و استوار باشند. در پایان از خانواده محترم و دلسوز جناب مهندس تشکر و قدردانی میکنم و برایشان بهترینها را از خداوند خواستارم.
طرح سوال و انجام مصاحبه: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
89