English Version
This Site Is Available In English

خلاصه CD ملک لا مکان

خلاصه CD ملک لا مکان

بسیار خوشحال هستیم که حرکتی عظیم آغاز شده است. اما باید ببینیم این حرکت عظیم چیست؟ اگر بتوانی یک انسان را احیا کنی، گویی همه انسان‌ها را احیا کرده‌ای و اگر انسانی را بکشی، گویی تمام انسان‌ها را کشته‌ای. حرکت عظیمی که در کنگره ۶۰ آغاز شد، مسائل مختلفی را دربر داشت.
تا آنجا که ما می‌دانیم، اعتیاد تاکنون درمان و روش اصولی نداشت و بیشتر روش‌های بازدارنده یا نگهدارنده مورد استفاده قرار می‌گرفت.
مانند این است که فردی را ببندیم تا مصرف نکند؛ ممکن است با تمام سختی‌ها مصرف را کنار بگذارد، اما همچنان درگیر افکار و اندیشه‌های مربوط به مصرف باشد و حتی در خواب ببیند که در حال مصرف مواد است.
درمان قطعی اعتیاد نشانه‌هایی دارد. یکی از این نشانه‌ها این است که فرد دیگر خواب مصرف مواد را نبیند و مسئله اعتیاد برای همیشه در وجود او حل شده باشد؛ نه اینکه فقط به او بگوییم چه کاری انجام بدهد یا ندهد، کجا برود یا نرود. اگر فردی که مصرف‌کننده هروئین بوده است به درمان برسد، حتی اگر در میان مقدار زیادی هروئین قرار بگیرد، نباید تمایلی به مصرف داشته باشد. همین موضوع درباره سایر مواد نیز صادق است.
کشف رمز و راز درمان اعتیاد برای همیشه، خود یک حرکت عظیم بود. مسئله دیگر، رهایی تعداد زیادی از انسان‌ها از اعتیاد است. درمان سیگار و همچنین روش کاهش وزن نیز از دیگر حرکت‌های مهمی است که در کنگره انجام شده است.
علاوه بر این، تلاش برای یافتن راه‌ حل بیماری‌های مختلف نیز در حال انجام است. بنابراین، حرکتی عظیم با تلاش نیروهای بسیار زیادی آغاز شده است.
با این حرکت، بندی که شیطان بر سر راه انسان‌ها قرار داده بود، قطع شده است. شیطان می‌تواند همان مفهوم کلاسیک آن باشد یا می‌تواند نمادی از هر نیروی منفی باشد.
گاهی انسان می‌خواهد کاری را انجام دهد، اما نیروهای منفی مانع او می‌شوند. بنابراین، هر چیزی که به شکل‌های مختلف سد راه حرکت انسان شود، می‌تواند در این مفهوم قرار بگیرد. این نیروها معمولاً جایی بساط خود را پهن می‌کنند که انسان‌ها دربند هستند.
اما دربند بودن فقط به مواد مخدر مربوط نمی‌شود. یک نفر دربند پول است، دیگری دربند مقام، فردی دربند عشق و وابستگی، شخصی دربند ملک و املاک و دیگری گرفتار بدگویی، زیر آب زدن دیگران یا فساد است. همه این‌ها شکل‌هایی از دربند بودن هستند.
بنابراین، هر انسان باید خودش را آزمایش کند. همه ما در معرض آزمایش قرار داریم. سفر اولی‌ها امروز در معرض آزمایش هستند تا ببینند آیا می‌توانند از عهده این مسیر و مبارزه برآیند یا خیر. تمام کسانی که در جهت اصلاح خود حرکت می‌کنند، در حال مبارزه و آزمایش هستند. کسانی که می‌خواهند از فساد جلوگیری کنند، از آن دوری کنند و کار فاسد انجام ندهند نیز در حال آزمایش هستند.
انسان در هر مرحله و هر ذره از زندگی خود مورد آزمایش قرار می‌گیرد. این آزمایش همیشه وجود داشته و خواهد داشت.
برای مثال، انسان تصمیم می‌گیرد لیسانس بگیرد. وقتی موفق می‌شود، اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کند و سپس می‌گوید می‌خواهم فوق‌لیسانس بگیرم. آن را هم به دست می‌آورد و باز در معرض آزمایش قرار می‌گیرد. اینکه بعد از آن به او کار بدهند یا ندهند، مسئله اصلی نیست؛ مهم این است که او تلاش خود را کرده و توانسته به مرحله‌ای که می‌خواسته برسد.
همه ما مورد آزمایش قرار می‌گیریم؛ اینکه آیا می‌توانیم از سد فقر عبور کنیم، از سد بیکاری عبور کنیم، از سد مواد مخدر عبور کنیم، سیگار را کنار بگذاریم یا بر کاهش وزن غلبه کنیم.
شرط‌ ها و قوانینی که در این مسیر وجود دارد، فقط برای یک فرد خاص نیست. این قوانین برای آن است که در بزرگی را برای انسان‌هایی باز کند که از روز نخست در حال تلاش و حرکت هستند. زمانی که این افراد خدمات لازم را دریافت کردند و از آن بهره بردند، باید بتوانند آن را در زندگی خود به اجرا درآورند و پس از رسیدن به رهایی، به دیگران نیز کمک کنند.
امروز خانواده‌های زیادی در کنگره وجود دارند که اعضای خانواده در کنار یکدیگر به دیگران کمک می‌کنند. افرادی که سال‌ها از رهایی آن‌ها گذشته است نیز همچنان در تلاش و کوشش هستند تا به دیگران کمک و یاری برسانند.
امیدواریم تمام مطالبی که از روز نخست نوشته شده و همچنین گفتارهایی که از این نوشتارها نشئت گرفته‌اند، در آینده به گونه‌ای باشند که برای انسان‌ها مفید و کاربردی باشند. پیش از این نیز گفته‌ام که یک کالا باید ارزشمند باشد تا در تجارت مورد استفاده قرار گیرد. علم نیز اگر ارزشمند باشد، مسیر خودش را پیدا می‌کند و حتی از دشت و کوه و دریا عبور می‌کند تا خود را به انسان‌ها برساند.
در مورد کتاب نیز همین‌گونه است. کتاب ۶۰ درجه زیر صفر برای ما اهمیت زیادی دارد، زیرا باید اطلاعاتی در اختیار انسان قرار دهد که هم برای انسان‌های این جهان مفید باشد و هم برای انسان‌هایی که در جهان‌های دیگر حضور دارند. باید محصولی به وجود بیاید که در هر دو جهان قابل بهره‌برداری باشد.
یکی از عزیزان من بر اثر تزریق شیره، جهان خاکی را وداع کرده بود. شبی او را در خواب دیدم و از او پرسیدم: چه کار می‌کنی؟ کجایی؟ گفت: ما را در شهر راه نمی‌دهند. پرسیدم: چرا؟ گفت: می‌گویند شما معتاد هستید. گفت که آن‌ها خارج از شهر و در بیغوله‌ها زندگی می‌کنند.
این موضوع برای ما قابل تأمل است؛ زیرا اگر انسانی در این جهان با اعتیاد از دنیا برود، نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً با مرگ، تمام مسائل او حل شود. ما می‌گوییم دنیا مزرعه آخرت است. اگر در این جهان مصرف‌کننده شیشه یا هروئین باشی، نمی‌توانی انتظار داشته باشی که در جهان دیگر ناگهان تبدیل به یک فیلسوف شوی. هرچه در این جهان بوده‌ای، نتیجه آن را با خود خواهی داشت.
بنابراین، این مسئله بسیار مهم است. کتاب و آموزش می‌تواند برای افرادی که نمی‌توانند با اندیشه‌های راستین و خارج از اطلاعات محدود خود حرکت کنند، راهگشا باشد؛ چه آلوده به مواد باشند و چه نباشند. زیرا هر انسانی وظیفه خاص خودش را دارد.
تمام انسان‌ها در یک‌سری وظایف مشترک هستند؛ مانند راستگویی، درستکاری، مسئولیت‌پذیری و بسیاری از ارزش‌های دیگر. همان‌طور که همه انسان‌ها نباید از چراغ قرمز عبور کنند، در کنار این وظایف مشترک، هر انسانی نیز وظیفه خاص خودش را دارد.
آهنگر وظیفه‌ای دارد، نجار وظیفه‌ای دارد و پزشک وظیفه‌ای دارد. هر انسانی برای انجام وظایف خاصی به این جهان آمده است.
در کنار وظایف انسانی، باید مراقب نحوه استفاده از امکانات زندگی نیز باشیم. سعدی می‌گوید:
«مال برای آسایش عمر است، نه عمر برای گرد آوردن مال.»
برخی انسان‌ها پول خود را برای آسایش و زندگی بهتر استفاده می‌کنند و در کنار آن به دیگران نیز کمک می‌رسانند.
پول تا زمانی که انسان زنده است در اختیار اوست و هنگامی که عمر به پایان برسد، دیگر چیزی از آن مال متعلق به انسان نخواهد بود. بنابراین، نباید تمام عمر صرف جمع‌ آوری مال شود و در پایان هیچ استفاده‌ای از آن نشده باشد.
در اینجا مسئله قدرت مطلق نیز مطرح می‌شود. ما نمی ‌دانیم خداوند چه شکلی است و نمی‌توانیم او را با حواس خود درک کنیم، اما می‌دانیم قدرت و نیرویی وجود دارد که جهان بر اساس نظم و حساب و کتاب او اداره می‌شود. هر عملی که انسان انجام دهد، نتیجه آن در نهایت به خودش بازخواهد گشت.
در این مسیر گفته می‌شود:
من بلندم به بلندای قله‌هایی که نتوان تسخیر نمود؛ تو بر بام من مسلح بیا تا عظمت را ببینی.
مسلح بودن در اینجا به معنای داشتن دانش، علم، تزکیه، ایمان و عقل است. انسان باید با این ابزارها حرکت کند تا بتواند عظمت هستی را درک کند.
یکی از بزرگان می‌گوید: درون هر ذره را که بشکافی، آفتابی در میان بینی. حتی یک سلول را می‌توان مانند یک شهر در نظر گرفت.
وقتی انسان با دانش و آگاهی به این مرحله برسد، می‌تواند عظمت هستی را درک کند و وسعت ملک لامکان را ببیند؛ یعنی جهانی که محدود به مکان و نشانی‌های مادی نیست.
آنجاست که انسان می‌تواند چیزهای بسیار بیشتری را درک کند و عظمت واقعی هستی را ببیند.
عظمت زندگی فقط در چند روزی که در این جهان حضور داریم، در خوردن حق دیگران، مال‌اندوزی یا رسیدن به خواسته‌های مادی خلاصه نمی‌شود.
در ادامه گفته می‌شود:
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
باید بتوانیم از سقف محدودیت‌ها عبور کنیم و طرحی نو در زندگی خود ایجاد کنیم.
همچنین گفته می‌شود: من می‌رویانم آن‌قدر که شب و ظلمت، آسمان و زمین را فراگیرد. اینجا به وجود نیروهای منفی نیز اشاره می‌شود. نیروی منفی نیز در نظام هستی جایگاه خود را دارد. خداوند هم نیروهای مثبت و هم نیروهای منفی را در ساختار جهان قرار داده است تا انسان بتواند در مقابل مسائل و نیروهای مختلف مقاومت کند و رشد یابد.
اما انسان باید از میان سبزه‌ها، نور را پیدا کند و بر بال آن بنشیند و به سوی نور حرکت کند. سبزه‌ها می‌توانند به انسان نشان دهند که جهت نور کجاست. وقتی انسان نور را پیدا کرد و به سمت آن حرکت نمود، می‌تواند وسعت ملک لامکان را ببیند.
ما به این جهان آمده‌ایم تا به مرحله‌ای برسیم که برای آن نیاز است. اگر امروز ظلمت زندگی ما اعتیاد است، باید سبزه و نشانه‌ای را پیدا کنیم که مسیر نور را به ما نشان دهد. سپس با نیروی عقل و تفکر، می‌توانیم آنچه را که در اختیار داریم به بهترین شکل تبدیل کنیم.
این همان قدرت اختیار انسان است. ممکن است یک نفر در نقطه‌ای، مصرف‌کننده مواد باشد، اما با استفاده از عقل، تفکر و آموزش، می‌تواند مسیر خود را تغییر دهد و حتی به انسانی بزرگ و تأثیرگذار تبدیل شود.
انسان می‌تواند با نیروی عقل و تفکر، شرایط خود را تغییر دهد و از نقطه‌ای که در آن قرار دارد، حرکت کرده و به نقطه‌ای برسد که سفر خود را از آنجا آغاز کرده است.
این نقطه، همان پیمان الست است؛ جایی که خداوند فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ و همه گفتند: بله.
پس حرکت انسان، سفری از ظلمت به سوی نور و از ناآگاهی به سوی دانایی است؛ سفری که با عقل، اختیار، آموزش، تزکیه و عمل سالم ادامه پیدا می‌کند.
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...