وادیهفتم بهما میگوید: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. راز؛ یعنی چیزی که پوشیده است. رمز؛ یعنی راز نهفته و کشف؛ بهمعنای پیدا کردن است. حقیقت؛ یعنی اصل و منتهای هر چیزی، راستی و درستی است. برای کشف حقیقت باید رمز از آن بگشاییم و در این وادی رمز آن میشود پیداکردن راه یا مسیر حرکت و راز میشود آنچه برداشت میکنیم یا طیکردن مسیر حرکت برای به حقیقت رسیدن. واقعیت با حقیقت چه تفاوتی دارد؟ واقعیت چیزی است که نه در گذشته بوده و نه در زمان آینده خواهد بود و فقط در زمان حال وجود دارد؛ مانند خانهای که در آن زندگی میکنیم در گذشته نبوده و در آینده هم قطعا خراب میشود و نیست؛ ولی در حال حاضر هست و ما در آن زندگی میکنیم؛ اما حقیقت چیزی است که در گذشته بوده، در زمان حال هم هست و در آینده هم خواهد بود.
اولین موضوعی که در ذهنمان بهعنوان مصداق این موضوع نقش میبندد، قدرت مطلق (الله) است. که خداوند هميشه بوده، هست و خواهد بود؛ پس ما انسانها هرچیزی داریم و به هرچیزی که میخواهیم برسیم باید رمز و راز آن را کشف کنیم. همه مسائل را گاهی با تفکر و گاهی بدون تفکر میخواهیم حل کنیم. بهترین گنج این است که در دنیای درون خود بگردیم و نقطه تاریک را بیابیم و کشف کنیم و بدانیم و بپذیریم که من چقدر اشتباه دارم و گذشته خود را فراموش نکنیم و تمرکز برای کاشتن بذر مناسب برای آینده داشته باشیم. اگر واژههای جملات وادی هفتم را از نظر بگذرانیم در ابتدا با واژههای رمز و راز روبرو میشویم.
معمولاً از این واژهها در مقاطعی استفاده میشود که مسئله ضمن پیچیدگی، از سادگی خاصی نیز برخوردار است. حقیقت نیز در عین پیچیدگی از سادگی خاصی برخوردار است. حقیقت دارای سادگی غیرمنتظرهای میباشد. اگر متن کامل وادی هفتم را مطالعه کنیم متوجه میشویم که در آنجا توضیح داده شده که چه بسا انسانهایی که به شدت خواستار رهایی از دام اعتیاد بودند؛ اما نتوانستهاند راه اصولی و صحیح درمان این بیماری را بیابند. بارها و بارها اقدام به ترک اعتیاد نمودند، اما نه تنها هیچ نتیجهای نگرفتند بلکه بهمراتب بیش از پیش در اعتیاد فرو رفتند هر بار که خواستند ترک کنند سراغ ماده خطرناکتری که به زعم آنها دارو بوده رفتند و اعتیاد آنها سنگینتر شد.
چه بسا افرادی که مصرفشان تریاک بود؛ اما برای ترک اعتیاد سراغ قرصهای روان گردان رفته و سر از دنیای خطرناک اعتیاد به قرص در آوردند. بسیاری با اقدام به ترک هروئینی شدند بسیاری دیگر کراکی شدند عدهای دیگر شیشهای شدند و الی آخر. ترکهای پیدرپی و نیافتن راه اصولی درمان اعتیاد، آنها را به ناکجاآباد برد و درنهایت از شدت ناامیدی و یاس و تخریب دست به انتهار و خودکشی زدند، به راستی چرا؟ آیا فردی که اراده و جرات خودکشی را داشته، میتوانیم بگوییم بیاراده بوده و خواست درمان نداشته است؟ خیر، این افراد خواست و اراده را در حد اعلای خود داشتهاند، اما راه را نیافتند؛ پس اولین گام برای کشف حقیقت، یافتن راه درست است. انسانها بهصورت فرضی برای عملکردن به تصمیمات خود به دو دسته تقسیم شدهاند: گروه اول کمخردان و گروه دوم خردمندان هستند.

یکی از نشانههای انسانهای بیخرد این بوده که ابتدا عملی را انجام میدهند و سپس متوجه عواقب آن میشوند و یا اول لب به سخن میگشایند و در ادامه از گفته خود پشیمان شده و عذرخواهی میکنند. این دسته از اشخاص بهدنبال حل مشکلات خود به دست افرادی هستند که غرق در مشکلات، ضعف و ناتوانی بوده و مصداق این بیت شعر هستند که بیان میکند، کل اگر طبیب بودی سرخود دوا نمودی. انسانهای بیخرد همیشه بهدنبال کوتاهترین و ارزانترین مسیر برای رسیدن به خواستههای خود هستند، حاضر به انجام کارهای سخت نبوده و بها آن را نیز نمیپردازند، بهعنوان مثال زمانی که مایل به خوردن غذا خوشمزه هستیم؛ اما در پی فراهم کردن مواد اولیه و پخت آن نیستیم یا برای طبخ قرمه سبزی معطر از سبزی آماده و فریز شده، گوشت گوساله برزیلی و لوبیا کنسروی استفاده میکنیم و در نهایت منتظر نتیجه مطلوبی هستیم که آیا اینگونه، قرمهسبزی خوب و معطری خواهیم داشت!
آقای مهندس برای توصیف این دسته از اشخاص میفرمایند: اگر ما خود را جدا از گروه نادانان بدانیم، این نیز نشانهای از بیخردی است؛ زیرا در صورتی که خود را از بیخردان مجزا کرده، با غرور راهمان را گم کنیم، حرکت نادرستی داشته باشیم و یا تصمیمات کوچک و پیش پا افتاده اشتباهی که هر روز در زندگی میگیریم میتواند نشانهای از خردمندی یا بیخردی ما در زندگی باشد که بایستی از این خصوصیات متوجه شویم که ما جزو کدامین گروه هستیم.
از خصوصیات افراد خردمند این بوده که آنها پیش از سخن گفتن، تفکر و تأمل میکنند، عواقب سخنان خود را میسنجند و برای هرکاری دلیل و برهان میخواهند. این دسته از اشخاص آگاه هستند که گنج واقعی در دورن خودشان بوده، بایستی آن را کشف و رشد دهند، نه اینکه در بیغولهها زمان خود را تلف کنند. شخص خردمند مسیر خود را بررسی میکند، مقصد را در نظر میگیرد و حرکت را آغاز میکند. او توجه دارد افرادی که این مسیر را طی کردهاند، آیا بهنتیجه رسیده و مقصد آنها توأم با آرامش، صلح و محبت بوده یا از ناکجا آباد سر درآوردهاند.
بله انسان کمخرد از کوچکترین و کم اهمیتترین موضوعات، بدترین بحران را ایجاد و زندگی خود و اطرافیان را دچار آسیب و تنش میکند؛ اما انسان خردمند در همه حال وضعیت مناسب را در نظر میگیرد و بانهایت توجه نسبت به جزئیات زندگی خود عکسالعمل نشان میدهد و گاهی نیز با عکسالعمل نشان ندادن به مسائل پیرامونش آگاه است که چگونه عمل کند. این دسته از افراد هر عملی را در شرایط مطلوب انجام میدهند، با امید به اینکه در هرکاری بهترین تصمیمات را در پرتو تعقل و تأمل گرفته و در زمره خردمندان قرار بگیرند. ما اعضا کنگره۶۰ بایستی با اصولی که در این مسیر آموزش میبینیم، درستترین حرکتها را در مناسبترین زمان انجام دهیم و آموزشها را به مرحله عمل درآوریم.
منبع: سیدی وادی هفتم و کتاب ۱۴وادی
نویسنده: راهنما همسر فائزه
رابطخبری: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
77