English Version
This Site Is Available In English

امروز می دانم، آن روز نمی دانستم

امروز می دانم، آن روز نمی دانستم

گفتگو با راهنمای محترم مسافر آبتین؛

 لطفاً طبق رسم کنگره ۶۰ خودتان را معرفی کنید و از چگونگی ورود و درمان خود در کنگره بگویید؟

من آبتین هستم یک مسافر. ماده مصرفی من کراک بود و به مدت ۱۳ ماه به روش DST سفر کردم به راهنمایی آقای محسن زهرایی، سفر کردم و به درمان و رهایی رسیدم. حدود ۱۵ سال است که از اعتیاد رها شده‌ام.
اگر بخواهید با دانش و تجربه امروزتان به روز اول ورود خود به کنگره ۶۰ برگردید، چه کاری را باید انجام می‌دادید که انجام ندادید؟
اگر بخواهم با عقل و دانایی امروز به آن روزها نگاه کنم، توصیه‌ام به کسانی که به‌تازگی وارد این سیستم شده‌اند این است که موضوع درمان خود را بسیار جدی بگیرند. قبل از سال ۱۳۷۵، برای درمان اعتیاد، راه مشخص و مؤثری وجود نداشت. پس از سال ۱۳۷۵ و با ابداع روش درمانی توسط آقای مهندس، راهی برای درمان اعتیاد باز شد که امروز، پس از گذشت حدود ۳۰ سال، همچنان در ایران به‌عنوان یک روش مؤثر در درمان اعتیاد شناخته می‌شود. بنابراین، فردی که وارد کنگره ۶۰ می‌شود، باید قدر این فرصت را بداند. من به شانس اعتقادی ندارم؛ بنابراین حضور در این مسیر را حاصل شانس نمی‌دانم، بلکه آن را فرصتی ارزشمند می‌دانم که باید به بهترین شکل از آن استفاده کرد.
راهنما چگونه باید بین قاطعیت، محبت و عدالت تعادل برقرار کند؟
قاطعیت، محبت و عدالت در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. به همین دلیل، وجود قوانین در کنگره ضروری است. تشریح قوانین و در صورت نیاز، تنبیه نیز بخشی از آموزش است؛ اما آن چیزی که باید این موارد را به یکدیگر متصل کند و موجب برقراری تعادل شود، محبت است.  اگر من راهنما، فردی را دوست داشته باشم، حتی زمانی که تنبیه یا برخورد قاطعانه‌ای با او انجام می‌دهم، هدفم این است که او را به مسیر درست بازگردانم. اما اگر محبت وجود نداشته باشد، همان برخورد می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت داشته باشد. از طرف دیگر، محبت به معنای بی‌قانونی و رها کردن فرد نیز نیست. اینکه بگوییم: هر کاری دوست داری انجام بده، من تو را دوست دارم، نمی‌تواند موجب رشد و حرکت صحیح شود . بنابراین، راهنما باید میان محبت، قاطعیت و عدالت تعادل برقرار کند.
این تعادل است که باعث می‌شود اعضای یک مجموعه در کنار یکدیگر قرار بگیرند و مسیر رشد را طی کنند.
در سال‌هایی که در کنگره ۶۰ فعالیت داشته‌اید، چه اشتباه رایجی را میان مسافرانی که سفر موفقی نداشته‌اند، بیشتر مشاهده کرده‌اید؟
یکی از اشتباهات مهم این است که فرد هنوز مسئله اصلی را به‌درستی نشناخته است. زمانی که مصرف مواد کنار گذاشته می‌شود، تصور می‌کنیم همه مشکلات به پایان رسیده است؛ در حالی که مسئله فقط مصرف مواد نیست. فرد باید در ادامه مسیر، روی نگرش و جهان‌بینی خود نیز کار کند. اگر این بخش مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است با وجود قطع مصرف، همچنان مشکلات و الگوهای گذشته در زندگی او ادامه داشته باشد.
اگر بخواهید جایگاه راهنما را برای مسافری که هنوز با مفهوم راهنمایی آشنا نیست، در یک جمله توضیح دهید، چه می‌گویید؟
راهنما فردی است که خود مصرف‌کننده بوده، اعتیاد خود را به روش صحیح درمان کرده، از اعتیاد رها شده و دانش درمان اعتیاد را کسب کرده است و در ادامه، به واسطه عشق و محبتی که در قلبش جاری است، به دیگران کمک می‌کند تا این مسیر را طی کنند.  ممکن است افرادی باشند که اعتیاد خود را درمان کرده و دانش درمان اعتیاد را نیز کسب کرده باشند، اما آن عشق و محبت لازم برای کمک به دیگران در وجودشان شکل نگرفته باشد. بنابراین، دانش به‌تنهایی کافی نیست و محبت جایگاه بسیار مهمی در جایگاه راهنمایی دارد.
یک مسافر چه زمانی باید متوجه شود که مشکل اصلی او دیگر مواد نیست؟
زمانی که فرد متوجه شود مسئله فقط مصرف مواد نیست و برای رهایی کامل، باید روی نگرش و جهان‌بینی خود نیز کار کند.  در مسیر درمان، ما با دو سفر اساسی روبه‌رو هستیم. سفر اول مربوط به درمان جسم و رهایی از مواد است و در ادامه، سفر دوم آغاز می‌شود که در آن فرد باید روی جهان‌بینی و نگرش خود کار کند. در واقع، زمانی که مصرف مواد از میان برداشته می‌شود، تازه بخش دیگری از مسیر آغاز می‌شود؛ مسیری که در آن فرد باید خواسته‌های خود را بشناسد، خواسته‌های معقول و نامعقول را از یکدیگر جدا کند، آن‌ها را اولویت‌بندی کند و برای رسیدن به خواسته‌های معقول خود حرکت کند. 
تفاوت خدمت کردن برای رشد خود با خدمت کردن برای رسیدن به یک جایگاه چیست؟
این سؤال بسیار دقیق و مهمی است. خدمت کردن باید در جهت رشد و تعالی انسان و تصفیه درون او باشد. جایگاه‌های مختلف در کنگره ۶۰ می‌توانند فرصتی برای تجربه، آموزش و رشد باشند. فرد برای رشد کردن باید تلاش کند، وقت بگذارد، آموزش بگیرد، مطالعه کند و در فعالیت‌های مختلف مشارکت داشته باشد. صرفاً حضور داشتن در یک جایگاه به معنای رشد کردن نیست.
برای مثال، فرد باید در فعالیت‌های مختلف مشارکت داشته باشد، در ساختمان مرکزی و شعب حضور مؤثر داشته باشد، در آزمون‌ها شرکت کند و در انتخابات و فرآیندهای مربوط به جایگاه‌ها نیز مشارکت داشته باشد. کسی که به‌عنوان مرزبان توسط اعضا انتخاب می‌شود یا توسط دیده‌بان‌ها برای جایگاهی انتخاب می‌شود، باید پیش از آن، رشد و توانمندی خود را در عمل نشان داده باشد. بنابراین، اگر هدف من از خدمت، رشد و تعالی خودم باشد، به‌صورت طبیعی جایگاه‌های مختلف را نیز در مسیر زندگی تجربه خواهم کرد. اما اگر هدف اصلی من فقط رسیدن به یک جایگاه یا کسب مقام باشد و بخواهم از طریق آن انرژی و توجه دریافت کنم، این اتفاق ممکن است برای مدتی رخ دهد، اما تداوم نخواهد داشت.  زیرا جایگاه‌ها همیشگی نیستند و ممکن است روزی از یک جایگاه خارج شوم. آنچه باقی می‌ماند، میزان دانایی، آموزش، تجربه و رشدی است که در طول مسیر به دست آورده‌ام. در نهایت، همان‌طور که در سی‌دی گردباد نیز به آن اشاره شده است، اگر هدف انسان رشد و حرکت صحیح باشد، جایگاه‌ها خودشان در مسیر او قرار خواهند گرفت؛ اما اگر هدف، صرفاً جایگاه باشد، این جایگاه نمی‌تواند تضمین‌کننده رشد و ماندگاری انسان باشد.

سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...