چهارمین جلسه از دوره شصتوششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر، با استادی مسافر علی، نگهبانی همسفر محمد و دبیری مسافر عبدالرحمن، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، و تولد یکسال رهایی مسافر رضا، روز پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.
از ایجنت نمایندگی، لژیون مرزبانی و تمامی خدمتگزاران نمایندگی تشکر و قدردانی میکنم.
در کنگره ۶۰ و در هستی، انسان برای بهدست آوردن هر چیزی، چه رهایی و چه مسائل دیگر، باید بهای آن را پرداخت کند و با بهانههای مختلف نمیتوان به نتیجه رسید.
خارج از کنگره، امکانات و شرایطی که در کنگره برای درمان فراهم شده، به این شکل وجود ندارد و همین موضوع میتواند برای یک مصرفکننده بهانههایی ایجاد کند؛ اما در کنگره همه امکانات برای یک مسافر فراهم است. راهنما، مرزبانان، نشریات و ساختمان با تمام تجهیزات در اختیار مسافر قرار دارد و چیزی برای رسیدن یک مسافر به رهایی کم گذاشته نشده است.
بهای تمام این خدمات این است که در جشن رهایی دیگران شرکت کنیم، خدمت کنیم و سپاسگزاری خود را بهصورت عملی نشان دهیم.
انسانی که میخواهد فرمانبرداری کند، باید بهموقع حضور داشته باشد. ما باید فرمانبرداری کنیم تا به فرماندهی برسیم. در واقع، همان لحظهای که فرمانبرداری میکنیم، بخشی از فرماندهی را در اختیار گرفتهایم؛ زیرا وقتی میتوانیم فرمانی را بهدرستی اجرا کنیم، یعنی بخشی از فرماندهی را به دست گرفتهایم.
برای مثال، وقتی یک رهجو فرمانبرداری میکند و داروی خود را بهموقع مصرف میکند، در حقیقت فرماندهی جسم خود را در دست گرفته است. بنابراین، هرچه فرمانبرداری بیشتر و بهتر باشد، فرماندهی بر جسم و شهر وجودی نیز بیشتر خواهد شد.
در ادامه، به کاندیداهای محترم مرزبانی تبریک میگویم و امیدوارم در این مسیر موفق باشند. همچنین به مرزبانان فعلی نمایندگی خدا قوت میگویم.
تولد یک سال رهایی رضا عزیز را نیز تبریک عرض میکنم. مسافر رضا زمانی که وارد کنگره و لژیون شد، از همان ابتدا فرمانبرداری را بهخوبی انجام داد و سفر خود را در مدت ده ماه، با نظم و موفقیت به پایان رساند. ایشان از همان سفر اول نیز خدمتگزار بسیار خوبی بودند. به همسفرشان و راهنمای همسفرشان نیز تبریک میگویم و در مشارکتها با صحبتهای زیبای شما بیشتر به ایشان خواهیم پرداخت.
از توجه شما متشکرم.


پیام تولد:
آمدی با یوغ بر گردن لیک ره یافتی، پس قدردان راه باش و نگهبان آن و عَلَم برگیر و از سرداران صراط مستقیم باش تا کامروا شوی
اعلام سفر:
آنتیایکس مصرفی: قرص و مشروبات الکلی، مدت زمان سفر: ۱۰ ماه و ۱۴ روز، مدت زمان سفر نیکوتین: ۱۰ ماه و ۸ روز، به راهنمایی مسافر علی، ورزش در کنگره: والیبال، رهایی: یک سال و پنج ماه
آرزوی مسافر:
آرزو میکنم مسافر میثم هر چه زودتر سلامتی خود را به دست بیاورد و به جمع ما در کنگره ۶۰ بپیوندد.
آرزوی همسفر:
مسافرم قلبی مهربان، پاک و بخشنده دارد و امیدوارم خداوند به اندازه قلب بزرگ و بخشنده او، نعمت و برکت نصیبش کند.
سخنان مسافر رضا:
سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر.
خدا را شکر میکنم برای نعمت سلامتی و وجود کنگره ۶۰. هیچوقت فکر نمیکردم روزی به کنگره بیایم و برای رهایی من جشن گرفته شود. از تکتک شما دوستان عزیز، لژیون مرزبانی، ایجنت نمایندگی و همه خدمتگزاران تشکر و قدردانی میکنم که این فرصت را برای من فراهم کردید. پیامها و تبریکهای شما انرژی ویژهای به من و همسفرم داد. بابت همه چیز سپاسگزارم.
اگر بخواهم خیلی کوتاه درباره سفرم صحبت کنم، همه چیز از ۱۴ سالگی شروع شد؛ زمانی که مصرف مواد مخدر را آغاز کردم. بچه بودم و هیچکس در خانواده از این موضوع خبر نداشت. در خانه گاهی الکل مصرف میکردم، اما مصرف مواد و سیگار همیشه پنهانی بود.
دوستانم به من گفتند وقتی وارد کنگره شدی، فقط روی خودت تمرکز کن و به حرف راهنما گوش بده. من هم دقیقاً همین کار را انجام دادم و این مسیر کنگره بود که من را از تاریکی نجات داد.
بهطور خلاصه، به خودم قول دادم که در کنگره بمانم و به رهایی برسم. آموزشهای راهنمای خوبم مسافر علی و لژیون کمک زیادی به من کردند. روزی که رها شدم، مسافر مهدی به من پیشنهاد داد که خزانهدار لژیون سردار شوم. تا آن زمان خدمت چندانی نداشتم، اما با ایمان واقعی پذیرفتم و کمکم فهمیدم که در چه مسیری قرار گرفتهام.
تشکر ویژهای از راهنمای خودم و همسفرم، مسافر علی و همسفر فاطمه دارم، که کمک بزرگی به من کردند. همچنین از همسفر طاهره و مسافر محسن تشکر میکنم که از برکت وجود مهندس و آموزشهای کنگره بهره زیادی بردند. از جناب مهندس نیز صمیمانه تشکر میکنم که چنین محفل مقدسی را بنا کردند تا من و امثال من که در جهل و ناآگاهی بودیم، بتوانیم به آرامش و تعادل برسیم.
روز اولی که وارد کنگره شدم، فکر میکردم همه چیز را میدانم؛ اما به مرور زمان فهمیدم که چقدر به آموزش نیاز دارم. امیدوارم بتوانم همیشه در مسیر کنگره موفق و خدمتگزار باشم.
از همه شما و از قلب مهربان همسفرم سپاسگزارم.
سخنان راهنما همسفر طاهره:
سلام دوستان، طاهره هستم یک همسفر.
این موفقیت را به آقای مهندس، مسافر رضا و راهنمای ایشان مسافر علی تبریک میگویم. همچنین به همسفر راضیه عزیز و راهنمای محترمشان، همسفر فاطمه، که در کنار یکدیگر رشد کردهاند، تبریک عرض میکنم.
اینجا مکانی است که شما شایستگی حضور در آن را دارید و من از محبت شما سپاسگزارم که این فرصت را برای من فراهم کردید تا در این جایگاه قرار بگیرم. شما کارهای اصلی و خدمات مهم را انجام دادهاید و من شاهد رشد و ثمرهای هستم که امروز آن را میبینید.
تولدها اگرچه در ظاهر شبیه یکدیگر هستند، اما هرکدام پیام مخصوص به خود را دارند و برای مسافران و همسفران، فرصتی برای آموزش و یادگیری هستند. مسافری که امروز جشن تولد و رهایی خود را دارد، در کنار همسفرش نوع متفاوتی از آزادی را تجربه میکند. این تغییرات، زندگی درونی و بیرونی او را بهتر کرده و به او کمک کرده است تا از علم و دانشی که در کنگره به دست آورده، بهدرستی استفاده کند.
امیدوارم همیشه در این مسیر موفق باشید و در سفر دوم نیز با قدرت به مسیر خود ادامه دهید. امیدوارم توانایی خدمت در کنگره را همیشه داشته باشید؛ چه در مسائل مالی و چه در سایر بخشهای خدمت.
این روز و این موفقیت بر شما مبارک باشد و برایتان آرزوی سربلندی و موفقیت دارم.
سخنان همسفر راضیه:
سلام دوستان، راضیه هستم یک همسفر.
از جناب آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که این مکان مقدس را بنا کردند تا من و افرادی مانند من که سالها در جهل و ناآگاهی بودیم، بتوانیم به صلح و آرامش برسیم.از راهنمای خوبم، همسفر فاطمه نیز صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. روز اولی که وارد کنگره شدم، فکر میکردم همهچیز را میدانم؛ اما با مطالعه آموزشهای کنگره و گوش دادن به سیدیها، متوجه شدم که حتی بیشتر از مسافرم به آموزش نیاز دارم.
از خداوند و مسافرم سپاسگزارم که چنین مسیری را پیش روی من قرار دادند. از همه شما سپاسگزارم و امیدوارم در ادامه این مسیر بتوانیم با آموزش و خدمت، به رشد و آرامش بیشتری برسیم.

نگارش: مسافر عبدالرحمن (لژیون هشتم)
عکس: مسافر علیرضا (لژیون هشتم)
تهیه و تنظیم: مسافر کاوه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مسافر احسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
142