جلسه هشتم از دوره دهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ به استادی راهنما مسافر آبتین و نگهبانی مسافر میثم و دبیری راهنما مسافر علی با دستور جلسه * وادی هفتم وتاثیر آن روی من * روز شنبه 21 شهریور ماه راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که توفیقی حاصل شد تا امروز در خدمت شما دوستان باشم. از آقای علی منفرد نیز تشکر میکنم که بنده را دعوت کردند. همچنین به ایجنت جدید تبریک میگویم و امیدوارم دوره بسیار خوب و پرباری را پیش رو داشته باشند و بتوانند در این جایگاه، منشأ اثر و خدمت ارزشمندی باشند.
پیش از آنکه درباره موضوع جلسه صحبت کنم، اجازه میخواهم مختصری خودم را معرفی کنم.
من نیز مانند بسیاری از دوستان، مصرف کننده مواد مخدر بودم. از حدود ۱۲ سالگی مصرف سیگار را شروع کردم و از حدود ۱۶ سالگی مصرف حشیش و سپس تریاک را تجربه کردم. در ۱۹ سالگی نیز مصرف هروئین را آغاز کردم و در مدت کوتاهی، مسیر پیشرفت و ترقی در اعتیاد را طی کردم و به یک مصرف کننده مواد مخدر تبدیل شدم.
چندین سال طول کشید تا متوجه شدم شرایط مناسبی ندارم. پس از آن وارد چرخه ترک های متعدد شدم. امروز با شناختی که از دانش کنگره ۶۰، سیستم ایکس و فیزیولوژی انسان پیدا کردهام، میدانم که در اثر مصرف و ترکهای متعدد، آسیبهای زیادی به خودم وارد کردم.
خداوند را شکر میکنم که وارد کنگره ۶۰ شدم. سال ۱۳۸۹ وارد کنگره شدم و در سال ۱۳۹۰ به رهایی رسیدم. پس از آن نیز در کنگره ماندم و همچنان در خدمت اعضای کنگره ۶۰ هستم.
اتفاقاتی که پس از ورود به کنگره برای من رخ داد، واقعاً قابل وصف نیست. زمانی که در پارکها و مکانهای نامناسب مواد مصرف میکردم، هیچ گاه تصور نمیکردم روزی بتوانم در چنین جایگاهی و در چنین خانوادهای قرار بگیرم، صاحب خانواده و فرزند شوم و در خدمت دیگران باشم.
.jpg)
این موضوع را از این جهت مطرح کردم که شاید دوستانی که تازه وارد کنگره شدهاند، گاهی نا امید شوند و با خودشان بگویند: دیگر برای من گذشته است و شرایط من تغییر نخواهد کرد. اما واقعاً اینگونه نیست. اگر راه درست را پیدا کنیم و در آن مسیر درست حرکت کنیم، شرایط میتواند به طور کامل تغییر کند.
در وادی هفتم یکی از نکات بسیار مهم این است که:
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.
من قصد ندارم درباره متن وادی صحبت کنم؛ آقای مهندس به تفصیل و بسیار زیبا درباره این موضوع صحبت کردهاند. میخواهم بیشتر درباره برداشتی که خودم از این وادی داشته ام و تأثیری که در زندگی من گذاشته است صحبت کنم.
زمانی که مصرف کننده بودم، حقیقت درمان اعتیاد برای من کاملاً مجهول بود. بارها مواد را قطع کرده بودم، اما حالم خوب نشده بود. برای مدتی مواد مصرف نمیکردم، ولی شرایط روحی و جسمی مناسبی نداشتم و دوباره به مصرف بازمیگشتم.
.jpg)
امروز برای من روشن شده است که حقیقت درمان اعتیاد فقط مصرف نکردن مواد نیست؛ بلکه مصرف نکردن مواد و داشتن حال خوب است. رسیدن به این حقیقت نیز از هر راهی امکان پذیر نیست.
از هر راهی میتوان به قطع مصرف رسید، اما هر روشی الزاماً به درمان اعتیاد منجر نمیشود. تجربه افرادی که بارها ترک کردهاند و در نهایت با روش DST و دانش کنگره ۶۰ به درمان رسیدهاند، نشان میدهد که برای رسیدن به حقیقت، باید راه درست را پیدا کرد.
به نظر من این موضوع فقط در درمان اعتیاد کاربرد ندارد؛ بلکه در تمام شئونات زندگی میتوان از آن استفاده کرد.
اگر حقیقت را در زمینههای مختلف زندگی در نظر بگیریم، میتواند حقیقتِ آرامش، ثروت، جایگاه، خانواده و یا هر چیز دیگری باشد.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
153