English Version
This Site Is Available In English

جشن اولین سال رهایی مسافر طاها

جشن اولین سال رهایی مسافر طاها

هشتمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر محمدجواد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه "وادی هفتم و تأثیر آن روی من" روز شنبه 21 شهریورماه 1405 رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محمدجواد هستم یک مسافر. خیلی خوشحال هستم که به‌واسطه تولد مسافر طاها در خدمتتان هستم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. دستور جلسه در دو بخش وادی هفتم و تولد مسافر طاها می‌باشد. ابتدا در مورد وادی صحبت می‌کنم و بعد به سراغ تولد می‌رویم. در جهانی که ما زندگی می‌کنیم یک سری قوانین وجود دارد که یادگیری این قوانین باعث می‌گردد که ما بهتر در این دنیا زندگی کنیم، چهارده وادی که جناب آقای مهندس نوشتند همان قوانین زندگی هستند. از وادی اول که تفکر است، ما اگر بخواهیم خانه یا ماشین بخریم و یا هر کار دیگری انجام دهیم حتماً باید در مورد آن تفکر کنیم، تا اینکه به وادی هفتم می‌رسد که می‌گوید: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. در وادی نوشته‌ شده است: چه بسیار انسان‌هایی و دوستانی از بین ما رفتند، فقط به این دلیل که راه را پیدا نکردند. خیلی از ما که در اینجا نشسته‌ایم، تجربه کمپ، یوآردی، طب سوزنی و... را داشته‌ایم که به کلینیک‌ها مراجعه کردیم و بدون حساب‌کتاب به ما دارو دادند. از تجربه‌ام می‌گویم که جالب است، در سال 1390 تصمیم به درمان گرفتم و یکی از دوستانم گفت شخصی هست که از ژاپن آمده، باانرژی درمانی در چهارده روز ترک می‌دهد ولی فایده‌ای نداشت و تا به خانه می‌رسیدم مصرف می‌کردم. چند روز بعد به دکتر گفتم که من وسوسه مصرف را دارم، درحالیکه مصرف می‌کردم و راه دیگری پیشنهاد داد به نام سوزن درمانی، سوزن درمانی را برای از بین بردن وسوسه انجام داد ولی متأسفانه دوباره مصرف کردم و دلیل این‌ها جهل و نادانی بوده است و راه را پیدا نکرده بودم. دو نفر را در نظر بگیرید که هم‌زمان وارد کنگره60 شدند یکی به حرف‌های راهنما گوش می‌دهد، سی‌دی‌هایش را می‌نویسد و پس از ده الی یازده ماه رها می‌شود و جایگاه‌های خدمتی را تجربه می‌کند ولی شخص دیگری بعد از سال‌ها برای مرزبانان سرخم کرده است که انضباطی را با تأخیر پرداخت کند، این دو شخص هم‌زمان آمدند و تفاوت‌های آنها به دلیل نوع برداشت کردنشان است.

جایی خواندم که انیشتین می‌گفت: شما با آن تفکری که مشکل را به وجود آورده‌اید، با آن تفکر نمی‌توانید مشکل را حل کنید. وقتی شروع به سفر می‌کنیم طرز رفتار باید تغیر کند و غر نزنم حتی در نوشتار کنگره60 گفته‌شده که ما در این جهان هستی به دو دلیل پای گذاشته‌ایم، اولی خدمت و دومی یادگیری، روش حل مشکلات برای ما تمام‌شده است و ما به این دنیا آمده‌ایم که فقط مشکلات را حل کنیم وگرنه که برای همه مشکلات هست و خداوند اگر مشکلی در حد توانتان می‌دهد. پس باید سعی کنیم در سفر غر نزنیم و بدانیم که همه مشکلاتی دارند و فقط برای ما نیست و به ما می‌گوید اگر این دو کار را باهم انجام دادید راه که مشخص است، شروع به برداشت کردید، آن موقع است که حقیقتِ و در اینجا حقیقت سلامتی و رهایی می‌باشد. اگر بخواهیم بدانیم راهی که درست است یا نه یا عملی می‌خواهید انجام دهید آقای مهندس می‌گویند: نشان صراط مستقیم و راه درست این است که انتهای قضیه را نگاه کنید مثلاً خواهیم برای عمل کردن نزد دکتری برویم باید ببینیم آن دکتر چند درصد بازدهی داشته است و چند درصد بیمارانش به حال خوب رسیده‌اند. برای درمان اعتیاد هم همین است که نگاه کنیم ببینیم چند نفر رهاشده‌اند. راه که هست، برداشت درست هم انجام بدهیم و سفر خوبی داشته باشیم. قسمت دوم دستور جلسه تولد مسافر طاها می‌باشد. طاها حدوداً دو سال پیش وارد کنگره شدند وقتی می‌خواستند وارد لژیون شوند راهنمای تازه‌وارد برای ورود به لژیون آمدند که معرفی کنند وقتی سرم را بلند کردم دیدم شخصی قدبلند باحالی خراب است که روزی حدوداً چهل الی پنجاه عدد قرص مصرف می‌کرد، دائماً استرس داشت و برایم کمتر پیش می‌آمد که بعد از جلسه با رهجویی صحبت کنم و تنها کسی که این کار را می‌کردم طاها بود و با خواست قوی وارد شد و دبیر لژیون، مسئول صبحانه پارک طالقانی و خدمتگزار سایت در نمایندگی ستارخان شدند که بسیار شخص مهربان و خوش‌قلب که اگر برای کسی کاری از دستش برمی‌آمد دریغ نمی‌کرد. در ادامه امیدوارم اتفاقی که باید برایش بیفتد، بیفتد برای کسانی که سال اول رهایی‌شان است برایشان پیام فتح قله را می‌گذارم ولی فتح قله اهمیت زیادی ندارد ولی نشانی گذاشتن در آن مکان خیلی مهم است. انشا الله همگی بنوانیم بعد از رهایی نشانی از خودمان در آن جایگاه بگزاریم. ممنون که به صحبت‌هایم گوش کردید.

خلاصه سخنان مسافر طاها:

   سلام دوستان طاها هستم یک مسافر. خداوند را شکر می‌کنم که لایق این بودم تا یک‌بار دیگر این جایگاه رو تجربه کنم و آموزش بگیرم. خیلی خوشحالم که تصویرسازی که انجام داده بودم به واقعیت تبدیل شد و توانستم این روز را ببینم. سپاسگزاری می‌کنم از جناب مهندس، کنگره 60، گروه مرزبانی و ایجنت محترم دوره قبل و دوره جدید و راهنمای محترم خودم آقا محمدجواد. شب تولد من همیشه یکی از غمگین‌ترین شب‌های زندگی‌ام بوده است. نمی‌دو نم چرا ولی اصلاً شب تولدم را دوست نداشتم و خوشحال نبودم. ولی امروز یک حس و حال و انرژی متفاوتی دارم. به دلیل اینکه برای این نو شدن و متولد شدن زحمت کشیدم، برای همین برام خیلی مهم بود چون خواسته‌اش را داشتم. از دی‌ماه 1402 که با کنگره آشنا شدم، حس و حالم باحالی که الآن دارم بسیار متفاوت بود. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که بتوانم بیش از پنج دقیقه روی این صندلی‌ها بنشینم یا در لژیون صحبت کنم چه برسد به اینکه در این جایگاه و در مقابل شما عزیزان صحبت کنم و آموزش بگیرم. اعتیاد من از سن پایین شروع شد و شروعش با سیگار بود.

 

انسانی که مصرف‌کننده هست، یک خدا و شرمی در وجودش احساس می‌کند که فکر می‌کند با مصرف کردن مواد مخدر و دراگ، سرپوشی روی آن قرار بدهد تا بتواند اوقات خودش را سپری کند. من این خلأ را در خودم حس می‌کردم و حال‌وروز خوبی نداشتم. من نیاز شدیدی به قرص‌های اعصاب داشتم و در دو مقطع از دانشگاه اخراج شدم. در اوایل، زمانی که گل مصرف می‌کردم، احساسم این بود که به آدم‌ها شبیه‌تر هستم. تمرکز داشتم رانندگی می‌کردم، درس می‌خواندم و این ادامه‌دار شد و مواد دیگری هم به آن اضافه شد و نوشیدنی جات هم که بود. این موارد وجود داشت و باعث شد که به پزشک مراجعه کنم زیرابه دلیل مصرف انواع مواد، حملات قلبی متعددی به من دست می‌داد. نزد هر پزشکی رفتم ولی هیچ نتیجه‌ای نگرفتم و نتیجه‌اش این بود که سی‌وشش عدد قرص اعصاب وروان استفاده می‌کردم در غیر این صورت حمله قلبی به من دست می‌داد. اواخر دوره درمان با قرص بود که یک سری توهماتی هم به من دست می‌داد و اطرافیانم را خیلی آزار و اذیت می‌کردم چون کسانی که بیماری من را داشتند، وقتی می‌خواستند به پزشک مراجعه کنند باید چشم‌بند می‌زدند تا مطب دکتر و تا منزل هم باید این چشم‌بند را نگه می‌داشتم چون احتمال تشنج بالابود. به دلیل اینکه از پزشک‌ها ناامید شده بودیم به گفته اطرافیان به دعانویس مراجعه کردم و از آن‌ها هم مشکل من حل نشد. دیگر از خدا مرگم را می‌خواستم. گل و شیره استفاده می‌کردم و قرص‌ها را هم می‌بایست استفاده می‌کردم. دلم برای مادرم خیلی می‌سوخت و سر اقامه نماز به او می‌گفتم من را دعا کند که زودترتمام شود زیرابه معنای واقعی خسته شده بودم تا اینکه توسط یکی از دوستانم وارد کنگره شدم. من با این دوستم با یکدیگر مواد مصرف می‌کردیم و در آخرین سفری که باهم به کویر رفته بودیم، هر وقت که من اقدام به استفاده از مواد می‌کردم، این دوست من می‌گفت که من درمان شده‌ام و استفاده نمی‌کنم و این موضوع برای من خیلی جالب بود که مگر می‌شود که یکی درکنارت مواد مصرف بکند و تو استفاده نکنی. همین موضوع باعث کنجکاوی من شد و به کنگره وارد شدم. و با انتخاب راهنما،سفر اولم را آغاز کردم. راهنمای من بسیار انسان صبور و شکیبایی بودند زیرا من بسیار بی‌قرار و ملتهب بودم و تمام بدنم رعشه داشت. خداوند را شاکرم که مسیر کنگره برایم باز شد تا بتوانم روی نقاط ضعف خودم که شامل منیت و غرور وخشم می‌شد، کارکنم و آن کینه‌هایی که از دیگران داشتم را بتوانم ببخشم و وادی عشق را زندگی کنم. اینجا فهمیدم عشق یعنی چه. عشق یعنی آدم‌ها را دوست داشته باشی و به آن‌ها خدمت کنی. پارک لاله می‌رفتم و برایم خیلی جادویی بود زیرا صدای پرنده‌ها در صبح زود و دریای انرژی که در صبح زود بین انسان‌ها تقسیم می‌شود، می‌تواند DNA انسان را تغییر بدهد. اگر پارک لاله نبود من نمی‌توانستم در کنگره ماندگار شوم. من به بیش از سه جلسه در هفته جلسات آموزشی نیاز داشتم و پارک لاله به من خیلی کمک کرد. از آقا محمدجواد تشکر می‌کنم که صبورانه برای رهایی من تلاش کردند. تو سفر اول ازنظر مالی حال‌وروز خوبی نداشتم و ایشان پدرانه همه مسائل من رو تحمل کردند تا به رهایی برسم و الآن به جشن یک سال رهایی‌ام برسم. الآن قرص‌هایی که پزشکان می‌گفتند اگر نخورم، می‌میرم دیگر نیستند و از این بابت خیلی خوشحالم. دست‌بوس جناب مهندس و تک‌تک خدمتگزاران نمایندگی ستارخان و راهنمای خودم هستم. ممنونم که با سکوت خود به صحبت‌های من گوش دادید.

خواسته‌ی مسافر:
در کنگره بمانم، آموزش بگیرم و خدمتگزار باشم.

تایپ و بارگزاری: مسافر حمیدرضا
عکس: مسافر حامد

مرزبان کشیک: مسافر محسن
مرزبان خبری: مسافر ماهان

با عرض احترام و شادباش، خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی ستارخان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .