مشارکت همسفران لژیون دهم، راهنما همسفر عاطفه
همسفر زهرا
وادی هفتم برای من یادآور این است که هر لحظه از زندگی، فرصتی برای انتخاب یک راه است و این انتخابهای درست و غلط هستند که مقصد مرا مشخص میکنند. من یاد میگیرم قبل از سخن گفتن یا انجام هر کاری، کمی تفکر کنم و نتیجهی رفتار خود را ببینم؛ زیرا یک واکنش عجولانه در اتفاقات ساده مانند یک گفتوگو در خانه یا برخورد با دیگران، میتواند آرامش من و اطرافیانم را برهم بزند. اگر بهجای واکنش سریع کمی صبر کنم میتوانم راه درستتری را انتخاب کنم. این وادی میآموزد که حتی سکوت کردن نیز نوعی عکسالعمل است و باید آگاهانه انتخاب شود.
یکی از نکات مهم، شناخت گنج درون است؛ زیرا گاهی برای داشتن حال خوش و آرامش، به دنبال چیزهایی در بیرون از وجود خودمان میگردیم درحالیکه گنج واقعی در وجود خود انسان قرار دارد. من با شناخت خود و پیدا کردن تواناییها و ضعفهایم میتوانم قدمبهقدم این گنج را کشف کنم و آن را به مرحله عمل برسانم. همچنین یاد میگیرم برای انتخاب مسیر، عجله نکنم و از تجربه کسانی که پیش از من این راه را پیمودهاند استفاده کنم. صراط مستقیم تنها رسیدن به مقصد نیست، بلکه راهی است که باید با سلامت و وضعیت مناسب مرا به مقصد برساند. اکنون بهتر میفهمم که زندگی از همین انتخابهای کوچک ساخته میشود و هر سخن و رفتاری میتواند مرا به آرامش و محبت نزدیک کند یا از آن دور سازد؛ بنابراین میخواهم با تفکر حرکت کنم تا مقصدی نیکو و حال خوش داشته باشم.
همسفر معصومه
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. این وادی به من میآموزد که صرفاً داشتن خواسته و اراده برای رسیدن به هدف کافی نیست؛ بلکه مهمتر از آن پیدا کردن راه درست است. برداشت من این است که در زندگی بارها تلاش کردهام به خواستههایم برسم، اما هر زمان که مسیر اشتباه را انتخاب کردهام، نتیجهای جز خستگی و ناامیدی نداشته است. وادی هفتم به من آموخت که قبل از هر اقدامی باید راه را بشناسم و از تجربه و آموزش افراد آگاه بهره بگیرم. بخش دوم این وادی یعنی «آنچه برداشت مینماییم» برای من اهمیت ویژهای دارد. انسان از هر راهی که انتخاب میکند، متناسب با همان مسیر برداشت خواهد کرد.
اگر بذر آموزش، صبر، نظم و خدمت را بکارم، آرامش و تعادل برداشت میکنم و اگر بذر بینظمی و ناآگاهی را بکارم، نتیجهای جز آشفتگی نخواهم داشت. در کاهش وزن خودم به چندین راه برخورد کردم و خواستار اندام متناسب و درمان یکسری بیماریهایی که داشتم بودم، اما در انتها متوجه میشدم بیراهه بوده است. با ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ طبق روش دژاکام به سلامتی و به وزن ایدهآل رسیدم. این وادی به من آموخت که حقیقت یکشبه آشکار نمیشود؛ بلکه حاصل حرکت در مسیر صحیح، آموزش دیدن، صبر کردن و عمل سالم است. هرچه بیشتر در مسیر درست قدم بردارم، برداشت من از زندگی نیز ارزشمندتر خواهد شد.
همسفر اعظم
وادی هفتم میگوید رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. در این وادی یاد گرفتم که در زندگی، مهمترین چیز پیدا کردن راه صحیح و درست است. راه مستقیم، هرچند پر از فراز و نشیب باشد؛ اما مقصد آن رسیدن به صلح و آرامش حقیقی است. گاهی سریعترین راه و زودتر رسیدن به مقصد را انتخاب کردم و در بسیاری از اوقات، پیش از آنکه راه را پیدا کنم و مسیرم را مشخص نمایم، حرکت کردم و در نهایت از بیراهه سر درآوردم. گاهی نیز بهخاطر عجله و کمخردی، مجبور شدم تاوان و هزینه آن را پرداخت کنم. این وادی به من میآموزد که پیش از هر تصمیمی باید فکر کنم، مسیر درست را بشناسم و از تجربیات گذشته خود و دیگران درس بگیرم تا بتوانم با انتخاب مقصد درست، به نتیجه و حس و حال خوبی برسم.
قبل از آمدن به کنگره ۶۰، مدام با خودم میگفتم و فکر میکردم دنیا به آخر رسیده است و من هیچ راهی برای نجاتیافتن از تاریکیها و ناامیدیها ندارم، گاهی همه را مقصر میدانستم و دستودلم به هیچ کاری نمیرفت؛ تا اینکه اذن ورودم به کنگره ۶۰ صادر شد. فکر میکردم اینجا هم مانند جاهای دیگر است و عملاً کاری صورت نمیگیرد و باورم نمیشد که روزی بتوانم از این تاریکیها خارج شوم. اکنون با گذر زمان آموزشهای ارزشمند و ناب را ذرهذره دریافت کردم و به حال خوش رسیدم، من افراد زیادی مانند خودم را دیدم که با تخریب و حال خراب بودهاند اما اکنون به حال خوش رسیدهاند. در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ این قضیه برایم روشن شد؛ باید ابتدا راه را پیدا کنم و سپس در راه درست قدم بردارم تا برداشت درست و صحیحی از آن داشته باشم.
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دهم)
ارسال: همسفر زینب نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
250