English Version
This Site Is Available In English

شرک ورزیدن از موانع پنهان فرمان برداری است

شرک ورزیدن از موانع پنهان فرمان برداری است

جلسه اول از دوره چهل و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنما محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر امیر، با دستور جلسه: «از فرمان برداری تا فرماندهی» شنبه 14 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱7 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم مسافر

خدا را شاکر هستم که قسمت شد تا اینجا در خدمت شما باشیم و با هم در کنار هم آموزش بگیریم .
اما دستور جلسه، این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است.
فرمانبردار ،یعنی فرمانی که صادر می‌شود رااجرا کنم و جایگاه فرماندهی، یعنی اینکه شخص فرمانده بر یک سری نیروهای درونی وبیرونی تسلط دارد و کسی هست که به دانایی موثر رسیده است و یک سری کارها رااز دریچه خاص خودش انجام داده و در توانش بوده است .
حال،من تعریف ها را ساده تر می کنم، دانایی موثر چیست؟ دانایی موثر یعنی دانستن یک مطلبی که اثر گذار باشد؛ یعنی چیزی را که من می دانم موثر یا مضر است و در زندگی خودم عملیاتی کنم . یک نفر که در جایگاه فرماندهی قرار می‌گیرد از کسی که فرمانبردار است یک کاری می‌خواهد که انجام دهد باید اول خودش به دانایی موثر رسیده باشد و خودش توانسته باشد آن کار را به انجام برساند. یکی از اجزای مثلث دانایی آموزش است، شخصی که به دانایی موثر می‌رسد باید تحت آموزش قرار گرفته باشد به عبارتی تحت آموزش رب، استاد و مربی قرار گیرد .
در کنگره این برای ما کاملا تعریف شده است که ما باید تحت آموزش قرار بگیریم در هر جایگاهی که هستیم باید آموزش ببینیم تا به دانایی موثر برسیم وقتی که به دانایی موثر رسیدیم بتوانیم فرمان دهیم و بتوانیم خدمت کنیم و خواسته آن را داشته باشیم که وقتی به مقام فرماندهی رسیدیم آن را به شخص دیگری بگوییم و او هم انجام دهد تا او هم بتواند از تاریکی ها خارج شود و یک شرط اصلی دارد که آن هم اطاعت کردن است.
شرط ورود به تاریکی ها نقض فرمان  است .
باید بدانیم این تاریکی‌ها از کجا شروع می‌شود؟ از جایی که  شرک شروع می‌شود!

شرک به چه معنی است؟ یعنی من یک شریکی را برای استاد،رب و یا مربی خود قائل شوم یعنی فرمانی که از مربی قرار است بگیرم و انجام دهم راانجام ندهم و از یک نفر دیگر فرمان بگیرم و آن چیزی است که ما در درون خودمان با آن صحبت می‌کنیم که همان نفس اماره است .
وقتی که فرامین نفس اماره را انجام دهیم وارد تاریکی ها می‌شویم یعنی فردی در کنگره قرار می‌گیرد راهنما می‌گوید 2سی سی شربت بخور نفس اماره می گوید ول کن او نمی‌داند که تو چه مشکلی داری کمتر یا بیشتر بخور حتی کمتر بخوری هم نقص فرمان انجام داده‌ای.
خب مثلا امروز شرایط کاری سخت‌تر بوده سه سی سی بخور از مقداری که فرمان داده شده  بیشتر مصرف کند وارد تاریکی می‌شود .
ورود به تاریکی یعنی اینکه از مسیر خارج شویم که نور و صراط مستقیم هست خارج شوم با کوچکترین نقص فرمان از مسیر خارج می‌شویم و هیچ وقت ما به فرماندهی نمی‌رسیم .
شخصی که می‌خواهد صعود کند باید همیشه تحت امر باشد و فرقی هم نمی‌کنند که در چه جایگاهی باشد راهنما، ایجنت، سفر اولی یا دومی یا دیده‌بان حتی خود جناب مهندس تحت امر استادانشان هستند و با آنها در ارتباط هستند و از آنها فرامین می‌گیرند.

برای ما سی دی‌های جدید می‌گذارند حالا من بگویم که من چند سال هست رها شده‌ام و تحت فرمان هیچ‌کس نباشم برای هر انسانی باید یک یک مربی باشد و یک راهنمای زنده داشته باشد تا از او فرمان بپذیرد وقتی که فرمان‌پذیر بودیم به فرماندهی نیز خواهیم رسید.
ممنون که به صحبت‌های های من گوش کردید.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .