English Version
This Site Is Available In English

هر مشکلی راه مخصوصی دارد

هر مشکلی راه مخصوصی دارد

وادی هفتم برای من به عنوان یک همسفر، یکی از مهم‌ترین آموزش‌هاست که یادآوری می‌کند برای حل هر مسئله‌ای، پیش از هر چیز باید راه درست را پیدا کرد. در گذشته تصور می‌کردم برای رهایی از مشکلات باید سریع‌ترین راه را انتخاب کنم؛ اما امروز می‌دانم هر راهی که سریع‌تر به نظر می‌رسد، الزاماً درست نیست. وقتی با مشکل اعتیاد مسافرم روبه‌رو شدم، پر از خشم و ناامیدی بودم و همین عجله باعث می‌شد تصمیم‌های احساسی بگیرم و بخواهم او را کنترل کنم یا به روش‌های نادرست درمان متوسل شوم، اما کنگره به من آموخت که برای هر مشکلی راه مخصوصی وجود دارد و اگر راه را نشناسم، با نیت خوب هم به بیراهه می‌روم.

وادی هفتم یعنی پیش از حرکت باید مقصد را بشناسم و راه رسیدن به آن را بیابم. وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم درمان اعتیاد راه مشخصی دارد و نمی‌توان با فشار و عجله آن را تغییر داد. مسافر باید مسیر درمان خود را طی کند و من به عنوان همسفر نیز باید مسیر خودم را پیدا کنم؛ مسیری که از آموزش، صبر و شناخت می‌گذرد. بسیاری از اشتباهات گذشته من به دلیل عدم شناخت بود؛ فکر می‌کردم محبت یعنی کنترل یا مراقبت افراطی، اما آموزش‌ها به من فهماند که محبت بدون آگاهی نتیجه‌ای متفاوت دارد. امروز یاد گرفته‌ام مسافر مسئول سفر خودش است و من نباید جای او حرکت کنم، بلکه باید بر آموزش‌های خودم تمرکز کنم تا به جای کنترل، به آرامش برسم.

دانستن راه به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید در آن حرکت کرد. ممکن است راه درست را بشناسم؛ اما اگر قدمی در آن برندارم، هیچ تغییری رخ نمی‌دهد. حضور در جلسات برای من فقط شنیدن نیست؛ زمانی آموزش ارزش پیدا می‌کند که در زندگی روزمره به مرحله عمل برسد. در موقعیت‌های سخت، به جای واکنش‌های سریع، کمی تفکر می‌کنم؛ به جای قضاوت کردن، در پی شناخت می‌روم و به جای ترس، اعتماد را جایگزین می‌کنم. من آموختم که بیراهه‌ها گاه جذاب‌تر از راه اصلی هستند، اما راه درست اگرچه ممکن است طولانی‌تر باشد و نیازمند صبر، اما نتیجه‌ای ماندگار و اصیل دارد که درمان واقعی را ممکن می‌سازد.

این وادی فقط درباره پیدا کردن راه بیرونی نیست؛ بلکه جست‌وجوی راه در درون خود است. اینکه بدانم در برابر مشکلات چگونه فکر کنم، تصمیم بگیرم و احساساتم را مدیریت کنم. امروز اگر با مسئله‌ای روبه‌رو شوم، به جای پرسیدنِ «چه کسی مقصر است؟» از خود می‌پرسم: «راه درست برخورد با این مسئله چیست؟» این سؤال ساده نگاه مرا دگرگون کرده است. زندگی مجموعه‌ای از انتخاب‌هاست و اگر آموزش دیده باشیم و از تجربیات دیگران استفاده کنیم، احتمال یافتن مسیر درست بیشتر می‌شود. کنگره۶۰ خود نمونه‌ای از یک راه درست است که سال‌ها در بین انسان‌ها ناشناخته بود، اما با تفکر و علم به مسیری روشن برای رهایی تبدیل شد.

اکنون می‌دانم راه درست همیشه آسان‌ترین نیست، اما مطمئن‌ترین است. اگر مقصد من آرامش و تعادل است، باید مسیر رسیدن به آن را بشناسم و برای پیمودنش صبور باشم. در پایان، این وادی به من آموخته که در زندگی سرگردان نباشم و برای هر مسئله‌ای به دنبال راه واقعی باشم؛ آن را پیدا کنم، بشناسم، به آن ایمان داشته باشم و مهم‌تر از همه، با استمرار حرکت کنم. من خود را همسفری می‌دانم که هنوز در مسیر آموزش است؛ شاید گاهی دچار اشتباه شوم، اما اگر دوباره راه درست را پیدا کنم، می‌توانم به مسیر بازگردم و به حرکت خود ادامه دهم.

از خداوند سپاسگزارم که راه کنگره را در زندگی من قرار داد و از آقای مهندس دژاکام و تمام خدمتگزاران این مسیر قدردانی می‌کنم که با آموزش‌هایشان به ما آموختند برای هر تاریکی، راهی به سوی روشنایی وجود دارد. کافی است راه را پیدا کنیم و در آن قدم بگذاریم. امیدوارم همه ما بتوانیم مسیر درست زندگی را بیابیم و با حرکت در آن، به آرامش و حال خوش برسیم. من ایمان دارم که با کاربردی کردن این آموزش‌ها، می‌توانیم از پیچیده‌ترین گره‌های زندگی عبور کنیم و به انسانی با تفکر و آگاهی بیشتر تبدیل شویم، چرا که این تنها راه برای رسیدن به تعادل پایدار است.

نویسنده: مرزبان همسفر معصومه (لژیون مرزبانی)
رابط‌خبری: مرزبان همسفر ساناز (لژیون مرزبانی)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره  (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بندر‌عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .