جلسهی دهم از دور چهاردهم سری کارگاهای آموزشی لژیون سردار نمایندگی سنقروکلیایی با استادی راهنمای تازه واردین مسافر اکبر ،نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" درروز پنج شنبه 19 شهریورماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
بسیار خوشحال و خرسند هستم که امروز در جمع شما عزیزان در شعبه سنقر هستم، از این ایجنت محترم نمایندگی سنقروکلیائی، آقا حمید سپاسگزارم که بنده را لایق دانستند که امروز بتوانم در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی یکی از دستور جلسات مهم هفتگی است که باید مورد توجه من در سفر اول و سفر دوم باشد. اصولاً رسیدن به فرماندهی باعث خوشحالی و لذت بخش است، فرماندهی میتواند در همه زمینهها باشد مثلاً بچهای که تازه میخواهد راه رفتن را یاد بگیرد و روی دو پای خودش بایستد چقدر خوشحال میشود، خانواده ایشان هم چند برابر خوشحال میشوند، در اینجا این بچه به فرماندهی روی دو پای خودش رسیده است و از این قبیل مثالها ...
من اگر یاد نگیرم و آگاهی نداشته باشم که از مال خودم ببخشم قطعاً در زمینه بخشیدن مال به فرماندهی مال خودم نرسیده ام و به اصطلاح اختیار جیب خودم را ندارم و در این زمینه فرمانده جیب و مال خودم نیستم.
.jpg)
همه ما وقتی که وارد کنگره میشویم در کنار درمان اعتیاد خیلی از مسائل دیگر به ما آموزش داده میشود، یکی از این آموزشها ، بخشیدن مال است، من شاید در این بعد لذت بخشیدن مال را درک نکنم و ل آن را آنچنان نچشم، ولی اگر بدانم چه کار بزرگی انجام دادهام در من انفجار سلولی به وجود میآید.
من وقتی که وارد کنگره شدم چندین سفر ناموفق داشتم و هیچگاه فرمانبردار راهنمایم نبودم و همیشه با سر خود راه میرفتم و به حرفها و دستورات راهنمایم توجه نمیکردم و همیشه درمورد ایشان قضاوت بیجا میکردم و این باعث شد که من سه سال و نیم دور خودم بچرخم و در مسیر کنگره قرار نگیرم، ولی تنها در یک مورد فرمانبردار راهنمایم بودم و آن این بود که راهنمایم به من گفت : عضو لژیون سردار بشو، شاید به خاطر این کار بزرگ یک روز تو هم مثل بقیه رها شوی و من این کار را انجام دادم، من در آن زمان درک نمیکردم که راهنمایم چه چیزی به من گفت. ولی یک سال بعد که وقتی در مسیر کنگره قرار گرفتم و حالم روز به روز بهتر میشد تازه به حرف ایشان پی بردم که بخشیدن مال چه کار بزرگیست و چه اتفاقات قشنگی میتواند برای کسی که از مالش میبخشد بیوفتد.
همه ما بی شک گرههایی در زندگی داریم که شاید با دندان هم نشود آنها را باز کرد، ولی وقتی شما میآیید و از مالتان در کنگره60 میبخشید و وارد لژیون سردار میشوید گرههای زندگی شما یک به یک طوری باز میشود که خودتان هم انگشت به دهان میمانید، همین اتفاقی که برای من افتاد، من هیچگاه باور نمیکردم که یک روز رها شوم، ولی ولی تنها فرمانبرداری که من از راهنمایم، باعث شد که این اتفاق قشنگ هم برای من بیفتد و بعد از آن حسرت این را میخوردم که چرا در آن زمان به دیگر حرفهای راهنمایم توجه نکردم و فرمانبردار کامل ایشان نبودم.
امیدوارم شما هم بتوانید فرماندهی مال خود را داشته باشید و از آن به نحو احسن استفاده کنید و قسمتی از آن را ببخشید که لذت بخشیدن قابل قیاس با دیگر لذت ها و خدمت ها نیست، که همانا این فرماندهی لذت بخشترین خوشحالی دنیاست.
عکس : مسافر رضا
تهیه و تنظیم و ارسال : مسافر اکبر
- تعداد بازدید از این مطلب :
24