English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی از درون آغاز می‌شود

فرماندهی از درون آغاز می‌شود

گاهی برای رسیدن به جایگاهی که آرزویش را داریم، باید از جایی آغاز کنیم که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسد، از فرمانبرداری. فرمانبرداری برای من، خاموش بودن و فقط پذیرفتن نیست؛ یعنی آن‌قدر به مسیر اعتماد داشته باشم که عجله نکنم، آن‌قدر گوش بدهم که یاد بگیرم و آن‌قدر یاد بگیرم که آرام‌آرام درونم تغییر کند.

در این مسیر فهمیدم فرماندهی، پیش از آنکه هدایت دیگران باشد، فرماندهی بر خویشتن است. اینکه بتوانم بر خواسته‌های لحظه‌ای، ترس‌ها، خشم‌ها و بی‌قراری‌های خودم مسلط شوم و انتخاب درست را، حتی وقتی سخت است، انجام بدهم. شاید در ابتدا فرمانبرداری برای انسان سخت باشد، چون که ما دوست داریم خودمان تصمیم بگیریم، خودمان راه را انتخاب کنیم و گاهی حتی تصور می‌کنیم آنچه می‌دانیم، برای ادامه مسیر کافی است. اما وقتی وارد مسیر آموزش می‌شویم، کم‌کم متوجه می‌شویم که دانستن با دانایی فاصله دارد و شنیدن با عمل کردن یکی نیست.

کنگره به من آموخت که اگر می‌خواهم تغییر کنم، باید از خودم شروع کنم. باید بپذیرم که برای رسیدن به حال خوب، تنها خواستن کافی نیست. باید آموزش ببینم، تجربه کنم، صبر داشته باشم و آنچه را آموخته‌ام در زندگی به اجرا درآورم. گاهی یک فرمان ساده، شاید در ظاهر کوچک باشد، اما پشت آن آموزشی بزرگ پنهان شده است. وقتی درست انجامش می‌دهم، در واقع دارم تمرین می‌کنم که از خواسته‌های لحظه‌ای خود عبور کنم و به چیزی که درست است، عمل کنم. همین قدم‌های کوچک، کم‌کم من را از بی‌نظمی به نظم و از وابستگی به توانایی می‌رساند.

در این مسیر یاد گرفتم که فرمانبرداری، تمرینِ اختیار است. چون تا زمانی که نتوانم خودم را مدیریت کنم، اختیار واقعی زندگی‌ام را هم نخواهم داشت. کنگره به من آموخت که هیچ قله‌ای با یک قدم فتح نمی‌شود. باید قدم‌ها را درست برداشت، باید صبر کرد، آموزش دید و  اجازه داد زمان، آنچه را که در درونمان کاشته‌ایم، به ثمر برساند.

گاهی دوست دارم نتیجه را زودتر ببینم، اما مسیر به من یادآوری می‌کند که هر چیزی زمان خودش را دارد. همان‌طور که یک دانه برای تبدیل شدن به درخت، به نور و آب و زمان نیاز دارد، انسان هم برای تبدیل شدن به انسانی توانمند، به آموزش، تجربه و گذر زمان نیاز دارد. در این مسیر، شاید بزرگ‌ترین دشمن من خودِ من باشم؛ همان بخشی از وجودم که می‌گوید «من می‌دانم»، «من بهتر می‌فهمم» و «من خودم می‌توانم». اما هر بار که بتوانم این صدا را آرام کنم و دوباره شاگرد باشم، دریچه‌ای تازه برای یاد گرفتن در من باز می‌شود.

امروز می‌فهمم که انسان زمانی بزرگ‌تر می‌شود که بتواند بگوید: هنوز نمی‌دانم، اما آماده‌ام که یاد بگیرم و شاید همین جمله، آغاز رهایی از توهم دانایی و شروع یک سفر تازه باشد.

امروز «فرمانبرداری تا فرماندهی» برای من فقط یک جمله نیست؛ داستانِ سفری است که در آن، انسان ابتدا شاگرد مسیر می‌شود و در نهایت، صاحب مسیر خویش. فرماندهی برای من یعنی اینکه بتوانم قبل از این‌که دیگران را تغییر بدهم، خودم را تغییر بدهم؛ قبل از این‌که از دیگران انتظار داشته باشم، از خودم بخواهم؛ و قبل از اینکه مسئولیت رفتار دیگران را به عهده بگیرم، مسئولیت انتخاب‌ها و رفتارهای خودم را بپذیرم.

شاید فرماندهی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که دیگر لازم نباشد برای هر چیزی با خودم بجنگم؛ وقتی بتوانم خواسته‌هایم را بشناسم، افکارم را ببینم و آگاهانه انتخاب کنم که کدام راه را بروم. آن روز، فرماندهی دیگر به معنای قدرت داشتن بر دیگران نیست، بلکه یعنی قدرت داشتن بر خویشتن. یعنی وقتی خشمگین هستم بتوانم سکوت کنم، وقتی عجله دارم بتوانم صبر کنم، وقتی چیزی را نمی‌دانم بتوانم بپرسم، وقتی اشتباه می‌کنم، بتوانم بپذیرم و وقتی زمین می‌خورم، دوباره بلند شوم و ادامه بدهم.

در این مسیر فهمیدم که فرمانبرداری پایان راه نیست؛ پله‌ای است برای رسیدن به جایگاهی بالاتر. هر قدم درست، هر آموزش، هر تجربه و هر بار غلبه بر نفسِ خود، من را یک قدم به فرماندهی نزدیک‌تر می‌کند. شاید زیباترین معنای این مسیر همین باشد؛ اینکه روزی آن‌قدر درونت را ساخته باشی که دیگر برای هدایت زندگی‌ات، به چیزی جز آگاهی، عشق و مسئولیت نیاز نداشته باشی.

امروز اگر هنوز در ابتدای مسیر هستم، از این بابت ناراحت نیستم؛ چون می‌دانم هر قله‌ای از یک قدم شروع می‌شود. من انتخاب کرده‌ام که برای تبدیل شدن به نسخه‌ای بهتر و انسانی شریف‌تر آموزش بگیرم، عمل کنم و صبور باشم؛ چون باور دارم فرماندهی واقعی، روزی از دل همین فرمانبرداری متولد خواهد شد. چه زیباست اگر روزی بتوانم به پشت سرم نگاه کنم و ببینم تمام آن قدم‌های کوچک، من را به انسانی تبدیل کرده‌اند که امروز می‌تواند سکان زندگی خودش را با آرامش، آگاهی و عشق در دست بگیرد.

نویسنده: همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی یوسف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .