دستور جلسه این هفته وادی هفتم است، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماید. وقتی برای اولین بار این جمله را شنیدم، شاید مفهوم عمیق آن را متوجه نمیشدم. اما با گذشت زمان فهمیدم که در زندگی، فقط دانستن مقصد کافی نیست، بلکه باید راه رسیدن به آن را هم پیدا کنیم.
من در گذشته خیلی وقتها به دنبال حل مشکلاتم بودم، اما راه درست را نمیشناختم. فکر میکردم اگر فقط اراده کنم، همه چیز درست میشود. بارها تصمیم میگرفتم تغییر کنم، اما چون مسیر درستی نداشتم، دوباره به نقطه اول برمیگشتم. وادی هفتم به من یاد داد که برای رسیدن به حقیقت، باید راه درست را پیدا کنم. اگر راه اشتباه باشد، حتی با تلاش زیاد هم ممکن است به نتیجه مطلوب نرسم.
در کنگره۶۰ کمکم فهمیدم که درمان هم یک راه دارد. این راه شامل آموزش، تجربه، خدمت و حرکت درست است. من نمیتوانستم با روشهای گذشته، زندگی جدیدی بسازم. یکی از مهمترین چیزهایی که این وادی به من آموزش داد، این بود که باید در مسیر حرکت کنم و فقط به حرف زدن اکتفا نکنم. در گذشته خیلی از مسائل را میدانستم، اما دانستن به تنهایی برای من کافی نبود. وقتی آموزشها را وارد زندگی کردم، کمکم تفاوت را احساس کردم.
قسمت دوم وادی، یعنی آنچه برداشت مینماید، رای من بسیار مهم است. هر کاری که انجام میدهم نتیجهای دارد. اگر بذر درست بکارم، برداشت درست خواهم داشت. اگر در زندگی محبت، صداقت، نظم و مسئولیتپذیری بکارم، به مرور آرامش و حال خوب برداشت میکنم. اما اگر بینظمی، دروغ، عجله و قضاوت را وارد زندگی کنم، طبیعی است که نتیجه مناسبی دریافت نکنم.
این موضوع باعث شد بیشتر به رفتارهای خودم توجه کنم. دیگر نمیتوانم همه مشکلات را به دیگران نسبت بدهم. گاهی لازم است به خودم نگاه کنم و ببینم
من در به وجود آمدن یک مشکل چه نقشی داشتهام.
وادی هفتم به من یاد داد که برای پیدا کردن حقیقت، باید حرکت کنم و تجربه کنم. حقیقت چیزی نیست که فقط با شنیدن به دست بیاید. من باید آموزش بگیرم، تفکر کنم، تجربه کنم و نتیجه حرکت خودم را ببینم.
در کنگره یاد گرفتم که راه درمان، یک مسیر تدریجی است. من باید صبر داشته باشم و قدمبهقدم جلو بروم. این وادی به من کمک کرد که از عجله کردن فاصله بگیرم. فهمیدم که نمیتوانم یک شب تمام مشکلاتی را که طی سالها ساختهام، حل کنم. باید زمان بدهم، آموزش بگیرم و در مسیر درست باقی بمانم.
یکی دیگر از تأثیرات این وادی روی من، پیدا کردن امید بود. وقتی راه را پیدا کردم، دیگر احساس نمیکردم در یک بنبست قرار گرفتهام. فهمیدم برای هر مشکلی، اگر راه درست را پیدا کنم، میتوانم قدمی برای حل آن بردارم. البته ممکن است راه سخت باشد، اما سخت بودن راه به معنی اشتباه بودن آن نیست. گاهی برای رسیدن به یک نتیجه خوب، باید از سختیها عبور کرد.
من امروز بیشتر از گذشته به انتخابهای خودم توجه میکنم. میدانم هر انتخابی که انجام میدهم، در آینده تبدیل به یک نتیجه خواهد شد. وادی هفتم به من یاد داد که مسئول برداشتهای زندگی خودم باشم. اگر آرامش میخواهم، باید برای به دست آوردنش حرکت کنم. اگر احترام میخواهم، باید احترام گذاشتن را یاد بگیرم. اگر اعتماد میخواهم، باید خودم قابل اعتماد باشم. اگر میخواهم زندگی سالمی داشته باشم، باید رفتار و تفکر سالم را تمرین کنم.
امروز متوجه شدهام که پیدا کردن راه، نیمی از کار است و ادامه دادن در آن راه، نیم دیگر. ممکن است انسان راه درست را پیدا کند، اما اگر در آن حرکت نکند، تغییری در زندگیاش ایجاد نمیشود.
برای من وادی هفتم یعنی پیدا کردن مسیر درست زندگی و پذیرفتن مسئولیت نتیجهای که از حرکت خودم به دست میآورم. این وادی به من یاد داد که به جای شکایت کردن، به دنبال راهحل باشم. به جای ناامیدی، به دنبال یک قدم کوچک باشم. و به جای اینکه همیشه منتظر تغییر دیگران باشم، از خودم شروع کنم.
امروز میدانم که اگر راه درست را انتخاب کنم و با صبر و آموزش حرکت کنم، برداشت من نیز میتواند تغییر کند. در پایان از قدرت مطلق الله سپاسگزارم که راه کنگره۶۰ را در مسیر زندگی من قرار داد. از بنیان کنگره۶۰، از همه استادان و راهنمایان عزیز و از تمام خدمتگزاران کنگره تشکر میکنم.
امیدوارم بتوانم آموزشهای وادی هفتم را فقط در جلسه یاد نگیرم، بلکه در زندگی روزمره خودم به کار بگیرم. به امید اینکه همیشه راه درست را پیدا کنیم و برداشت ما از این مسیر، آرامش، سلامتی و رهایی باشد.
نویسنده: مرزبان همسفر زهره
رابط خبری: مرزبان همسفر زهره
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
55