English Version
This Site Is Available In English

در برابر حقیقت و قوانین الهی

در برابر حقیقت و قوانین الهی

اولین سؤالی که به ذهنم می‌رسد این است که:
آیا من فرمانده هستم یا فرمانبردار؟ و این فرمانبرداری تا کی و کجا باید ادامه داشته باشد؟

به نظر من، فرمانبرداری یک دوره نیست که روزی به پایان برسد؛ بلکه یک مهارت و یک آموزش همیشگی است.

در دوره رهجویی، فرمانبرداری را تمرین می‌کنیم تا یاد بگیریم و وقتی به جایگاه راهنمایی می‌رسیم، باز هم باید فرمانبرداری را تمرین کنیم تا آن‌چه را آموخته‌ایم، فراموش نکنیم.

راهنما درست در همان لحظه‌ای که به رهجوی خود آموزش و فرمان می‌دهد، خودش نیز باید در برابر حقیقت و قوانین الهی، همچنان یک فرمانبردار باقی بماند. اگر این حلقه قطع شود، ممکن است رهجو به شخص راهنما وابسته شود، نه به مسیر و آموزش؛ راهنما نیز به جای این‌که نگهبان راه باشد، به مرکز فرمان تبدیل شود.

مثل شخص بندبازی که وقتی به مهارت می‌رسد، میله تعادلش را کنار نمی‌گذارد؛ چون این میله فقط برای روزهای مبتدی بودن نیست، بلکه برای حفظ تعادل در هر لحظه است.

فرمانبرداری از قوانین و نیروهای حقیقت نیز برای راهنما مانند همان میله تعادل است. هرچه بالاتر برویم و مسئولیت بیشتری بپذیریم، نیاز ما به فرمانبرداری کمتر نمی‌شود؛ بلکه اتفاقاً اهمیت آن بیشتر می‌شود، چون لغزش در جایگاه بالاتر می‌تواند پیامد بیشتری داشته باشد.

امروز و هر روز، لازم است من همسفر، فرحناز، این سه سؤال را با خودم مرور کنم:

۱. آیا فرمانی که می‌دهم، از جنس آگاهی و حقیقت است یا از جنس برتری‌جویی من؟

۲. آیا هنوز مهارت رهجو بودن و آموزش گرفتن را در خودم زنده نگه داشته‌ام؟

۳. اگر میله تعادلم را رها کنم، چه چیزی را از دست خواهم داد؟

و به نظرم، چه زمانی که رهجو هستم و چه زمانی که به جایگاه خدمتی راهنمایی رسیده‌ام، باید هر روز این جمله را با خودم تکرار کنم:
من فرمانبرداری می‌کنم تا راه را بیاموزم و راهنمایی می‌کنم تا راه را فراموش نکنم.

نویسنده: همسفر فرحناز رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .