چهارمین جلسه از دوره چهارمین جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر محمد رضا، نگهبانی مسافر باقر و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۹ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
«با سلام و احترام خدمت راهنمای عزیزم که این فرصت را برای من فراهم آوردند، و همچنین از تمامی خدمتگزاران عزیز و کسانی که در کنگره خدمت میکنند، سپاسگزارم.
موضوع جلسه امروز ما، “فرماندهی و فرمانبرداری” است. زمانی که نام این موضوع مطرح میشود، شاید بسیاری تصور کنند که بحث از پادگان، سربازی و فضای نظامی است؛ اما موضوع ما با آن حدّ نظامی متفاوت است. در اینجا ما در حال آموزش دیدن هستیم و در این مسیر، “راهنما” نقش فرمانده ما را ایفا میکند. راهنمای ما با تکیه بر داناییِ مؤثر و آموزشهایی که آموخته، به ما آموزش میدهد. من به عنوان یک رهجو، اگر فرمانبردارِ خوبی باشم، در آینده به همان جایگاه خواهم رسید. راهنمای ما نیز زمانی رهجوی خوبی بوده است که امروز توانسته است به یک راهنمای کارآمد تبدیل شود. اگر رهجو فرمانبردار نباشد، به دستوراتِ سیدی گوش ندهد و اصول برنامه کنگره را بهدرستی اجرا نکند، هرگز نمیتواند به یک راهنمای خوب یا یک استادِ توانمند تبدیل شود.
این وضعیت را میتوان به رابطه شاگرد و استاد تشبیه کرد؛ اگر شاگردی در مسیرِ آموزش، وظایف خود را بهدرستی انجام ندهد، هرگز به مقام استادی نخواهد رسید. من باید بهگونهای فرمانبرداری کنم که اگر فردا روزی چهار رهجو در اختیار من باشند، بتوانم با تسلط بر آموزشهای مؤثر، دانش خود را به آنها منتقل کنم و آنها نیز آن را به دیگران بیاموزند. برای این منظور، من ابتدا باید خود به آن “داناییِ مؤثر” دست یابم.
برای درک بهتر، مثالِ آموزش رانندگی را در نظر بگیرید. اگر کسی بخواهد راننده خوبی شود، ابتدا باید آموزش ببیند. استادِ آموزش، وظیفه دارد مراحل اولیه را مانند کار با کلاچ و ترمز و فرمان آموزش دهد. اگر من این آموزشها را ندیده باشم و بخواهم مستقیماً پشت فرمان بنشینم، چه سواری برانم و چه تریلی، قطعاً دچار حادثه خواهم شد و آسیبهای جبرانناپذیری به خود و دیگران وارد میکنم.
در مسیرِ درمان نیز وضعیت به همین منوال است. اگر رهجو تابع راهنمای خود نباشد، یا بهموقع دارو مصرف نکند و اصولِ فرمانبرداری را بهدرستی اجرا نکند، مسیرِ درمان دشوار خواهد بود. فرمانبرداری، کار سادهای نیست. اگر رهجو بهجای تبعیت از راهنما، بخواهد از روی نظرِ شخصی خود پیشنهاداتی بدهد (مثلاً در مورد زمانِ مصرف دارو یا نحوه نوشتنِ سیدی)، قطعاً نمیتواند راهنمای خوبی شود. یک راهنمای موفق، خود از یک رهجو برخاسته که همواره تابع راهنما و اصولِ قوانینِ کنگره ۶۰ بوده است.
من نیز زمانی که به کنگره آمدم، میبایست مطیع و گوشبهفرمان میبودم تا به نتیجه مطلوب برسم. در دورانِ مصرف، فرمانروای من “مواد” بود. مواد به من دستور میداد که به کدام شهر بروم یا چه زمانی کار کنم. در واقع مواد، مانند یک “نفسِ اماره” بر من مسلط بود و من هیچ اختیاری از خود نداشتم. اما امروز با بهرهگیری از آموزشها و سیدیهای کنگره، دیگر اجازه نمیدهم مواد بر من حاکم شود. امروز من فرماندهی خود هستم و با تکیه بر “فرماندهیِ عقل”، دستورات را اجرا میکنم. اگر نتوانیم این اصول را بهطور جدی در برنامهی خود به کار بگیریم، قطعاً در طول سفرِ درمان با مشکلاتی مواجه خواهیم شد.
فرماندهی یعنی داشتنِ اختیار؛ اکنون من اختیار دارم که لیوانی را بردارم و در جای خود قرار دهم، اما در دورانِ مصرف، مواد این اختیار را از من سلب کرده بود. مواد تعیین میکرد که آیا امروز توان کار کردن دارم یا خیر، یا آیا میتوانم به سفر بروم یا نه.
همچنین باید توجه داشت که گاهی اگر فرمانبرداریِ درستی نداشته باشیم یا فرمان را به نیروهای منفی بسپاریم، کنترل امور از دستمان خارج میشود. برای مثال، در صورت بروز یک بیماری جسمی، اگر فرمانِ عقل را نادیده بگیریم و به دستوراتِ بدنِ آسیبدیده گوش ندهیم، دچار آسیبهای جدی خواهیم شد. اینجاست که “فرمانِ عقل” از ما میخواهد تا برای رسیدن به نتیجه، فرمانبردارِ خوبی باشیم.
در پایان، خطاب به دوستانم، بهویژه سفر اولیها، میگویم: اگر میخواهید به یک خدمتگزار و راهنمای موفق تبدیل شوید، تنها راه، مطیع بودن، فرمانبرداریِ درست و تبعیتِ بدونِ چون و چرا از راهنما است. نباید با نظراتِ شخصی، مسیرِ اصلی را منحرف کرد. ما باید در سطوحِ بالاتر (مانند وادیهای ششم و هفتم) تلاش کنیم تا به مراحلِ تعالی و بهتری برسیم. از توجه شما سپاسگزارم.»
.jpg)
نویسنده: مسافر عباس شوکتی
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
113