English Version
This Site Is Available In English

نقض فرمان اولین قدم برای ورودبه تاریکی است.

نقض فرمان اولین قدم برای ورودبه تاریکی است.

جلسه پنجم از دوره دوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ روزهای پنجشنبه نمایندگی بجنورد به استادی  راهنمای محترم مسافر مرتضی  نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه  "از فرمانبرداری تا فرماندهی "  در تاریخ نوزدهم شهریورماه 1405راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم مسافر . خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز توفیق حاصل شد تا در نمایندگی بجنورد حضور داشته باشم؛ از ایجنت محترم و لژیون مرزبانی سپاسگزارم که فرصت خدمت را در اختیار بنده قرار دادند. امروز پنج‌شنبه است و قطعاً در مورد دستورجلسه در طول هفته صحبت زیاد شده است، اما می‌خواهم یک جمع‌بندی از دیدگاه خودم داشته باشم. تمام دستورجلسات کنگره ۶۰، مانند طناب یا نردبانی هستند که می‌توانند انسان را از قعر تاریکی به روشنایی هدایت کنند؛ البته به شرط‌ها و شروط‌ها. یکی از شروط اصلی، به اعتقاد من، «فرمان‌برداری» است.چرا ما فرمان‌برداری می‌کنیم؟ ما به‌خوبی می‌دانیم که نقض فرمان، اولین قدم برای ورود به تاریکی است. من شخصاً بیست سال پیش با نقض فرمان وارد دنیای تاریک اعتیاد شدم و راهم را گم کردم. وقتی وارد کنگره می‌شویم، طبق آموزه‌ها باید هر نوع مدرک و سوادی که در بیرون از کنگره داریم را پشت در بگذاریم و با ذهن خالی وارد شویم. پذیرش، نقطه آغاز است؛ من باید بپذیرم که اشتباه کرده‌ام و در مورد اعتیاد چیزی نمی‌دانم، چرا که اگر آن دانش ظاهری به من کمک می‌کرد، اصلاً دچار اعتیاد نمی‌شدم.

فرمان‌برداری یکی از اصولی است که مرا با رعایت قوانین و حرمت‌ها به درمان و سپس به تعادل می‌رساند. شاید در بدو ورود یک رهجو تازه وارد پذیرش اینکه یک راهنما با جایگاه یا تحصیلات متفاوت، فرمان‌دهنده باشد سخت به نظر برسد، اما قانون کنگره می‌گوید راهنمایی که خودش این مسیر را پیموده و به سلامت به مقصد رسیده است ، حالا می‌تواند به شما کمک کند.نقض فرمان، نظم و انضباط و حتی اختیار شهر وجودی‌ام را از من گرفته بود. در ادامه، احترام و ارتباط من با دیگران، جامعه و خانواده نیز از بین رفته بود. در دورانِ مصرف، هر کجا که وارد می‌شدم، اگر به اجبار می‌رفتم، اولین نفر وارد و اولین نفر خارج می‌شدم. اگر حرف می‌زدم، می‌گفتند "جنسش خوب بوده"، و اگر حرف نمی‌زدم، می‌گفتند "خمار است". فرمان‌برداری این ناهنجاری‌ها را برطرف کرد، نظم و انضباط، احترام و روابط اجتماعی را به من بازگرداند و مرا به فرمانده لایق جسم خودم تبدیل کرد.در سفر اول، ما بر مثلث درمان یعنی «جسم، روان و جهان‌بینی» تکیه می‌کنیم. جسم با دارو درمان می‌شود، به تبع آن، روان و جهان‌بینی نیز تغییر می‌کند. یکی از شروط اصلی آن همین فرمان‌برداری است. راهنما هیچ‌گاه بدِ رهجویش را نمی‌خواهد. قوانینی وجود دارد که باید رعایت شود؛ زمان خواب، زمان بیداری، زمان مصرف دارو و نوشتن سی‌دی. اگر من این‌ قوانین و حرمتها را انجام دهم، قطعاً به هدفم می‌رسم. هدف کنگره ۶۰،درمان و رسیدن به تعادل است که این اهداف با فرمان‌برداری ممکن می‌شود. در سفر دوم هم با وصل بودن به کنگره، به آن تعادل نسبی خواهیم رسید. امیدوارم همه ما فرمان‌برداران خوبی باشیم و هدفمان «رهایی با کیفیت بالا» باشد. رهایی مهم است، اما مهم‌تر این است که این رهایی با چه کیفیت و با چه معدلی انجام شود. ما که ۱۰ الی ۱۱ ماه از وقت، کار و انرژی خود را صرف می‌کنیم، چرا با کیفیت رها نشویم؟ تا هم جسم، هم روان و هم جهان‌بینی‌مان به درستی ترمیم شود. سپاسگزارم.

مرزبان خبری :مسافر محمد
تایپ و نگارش : مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ویرایش و ارسال: مسافر جواد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .