English Version
This Site Is Available In English

ذهن انسان به دنبال ایجاد نظم و ساختار است

ذهن انسان به دنبال ایجاد نظم و ساختار است

اول از همه می‌خواهم کلمه‌ فرماندهی رو براتون توصیف کنم، فرماندهی یعنی توانایی هیجانات تسلط بر هدایت اراده خود به سوی اهداف بلند مدت. یعنی تسلط کامل به خود افکار و توانایی و کارهایی که انجام می‌دهیم. به طور کلی اگر بخواهیم بهش نگاه کنیم میبینم انسان فرماندهی، جزوی از خواسته های وجودش است. انسان‌ها به طور ذاتی نیاز دارند که احساس کنند که در زندگی خود تسلط دارند و زندگی شان را فرماندهی کنند. جهان به صورت طبیعی با آشوب همراه است ذهن انسان به دنبال ایجاد نظم و ساختار است. انسان می‌تواند. توانایی‌های خود مسلط شود. در فضای اجتماعی نیز بتواند جایگاهی داشته باشد. یعنی همه‌ی ما دوست داریم در درون خودمان فرماندهی داشته باشیم. انسان وقتی به توانایی میرسد و کاری را انجام می‌دهد یعنی دامنه‌ی فرماندهی‌اش افزایش یافته است. بیشتر اوقات ما تحت فرمان هستیم نه تحت فرمان دیگران! بلکه تحت فرمان عادت ها و احساسات زود گذر خودمان هستیم. یعنی وقتی یکی به ما توهمت میزند و ما زود عصبی می‌شویم تحت فرمان خشم هستیم وقتی چیزی را میخواهیم بخریم تحت فرمان میل هستیم وقتی از چیزی می‌ترسیم تحت فرمان ترس در این حالت ما مثل یک خودرویی هستیم در مسیر صاف از احساسات و عادت‌هایمان وقتی به توانایی به فرماندهی از خود میرسیم.

این حالت شما دیگر یک ابزار در دست احساسات خود نیستید. بلکه خودتان هستید که تصمیم می‌گیرید کدام احساسات را کنترل کنید و کدام  رفتار را انتخاب کنید. در اینجا این شما هستید که تصمیم می‌گیرید وقتی کسی به شما تهمت زد زود عصبی نشوید. محترمانه به طرف مقابل‌تان بگویید: این رفتار در شأن شما نیست و کارتان اصلا درست نیست. وقتی شما به فرماندهی از خود میرسید و این جایگاه را به دست می‌اورید به این معنا نیست که شما به یک ربات تحت فرمان و بی روح تبدیل شده اید. بلکه شما به توانایی رسیدید که در لحظات بحرانی از پس احساسات افکار و رفتارتان بر آمده‌اید. تسلط کامل به خود دارید. وقتی شما یک کاری را انجام می‌دهید و با انجام آت کار خوشحال می‌شويد یعنی به فرماندهی رسیده‌اید. رسیدن به فرماندهی یک اتفاق ناگهانی نیست بلکه مثل تقویت کردن یک عضله است. که نیاز به تمرین مداوم دارد. یک شبه ممکن نیست این یک مسیر برسید. در مسیر فرماندهی حتمٱ پیش می‌آید بارها شکست بخورید «فرماندهی ضعیف» بعد از شکست خود را سرزنش می‌کند و تسلیم می‌شود. اما «فرماندهی قوی» شکست را تحلیل می‌کند. چرا این بار فرمان را نادیده گرفتم چه چیزی باعث شد تسلیم شوم؟ سپس دوباره به مسیر برمی گردد. هدف این است که احساسات شما ابزار باشند نه صاحب شما یک رهبر بزرگ احساساتش را حذف نمی کند بلکه از آن‌ برای هدایت مسیر درست استفاده می‌کند. انسان‌ زمانی به آرامش واقعی میرسد که بتواند فرمانده‌ی افکار خود باشد نه زندانی خواسته‌های خود باشم. 

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)

رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)

ارسال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)

همسفران نمایندگی‌ رودهن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .